با گذشت پنج ماه از این ماجرا متهمان برای آخرین دفاع به شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شدند. ابتدا والدین مقتول برای عاملان جنایت درخواست قصاص کردند.
سپس محمود (یکی از متهمان) گفت: من در درگیری شرکت داشتم. دیدم دوستم سعید چاقو به دست داشت و در جریان درگیری مقتول را هدف قرار داد . این در حالی بودکه سعید در آخرین گفتههای خود بناچار سکوت خود را شکست و گفت: من با مقتول دعوا کردم و نمیخواستم او را بکشم. ضربه چاقو را ناخواسته به او زدم.خیلی پشیمانم و از اولیای دم میخواهم به جوانیام رحم کنند. حاضرم تا آخر عمر در زندان بمانم اما مرا قصاص نکنند. بعد از آخرین دفاع در جلسه بازپرسی از متهمان پرونده، سعید به اتهام مباشرت در قتل عمد، ایراد صدمات غیرموثر در قتل و شرکت در نزاع و همدستش به اتهام شرکت در نزاع به زندان بازگشتند و پرونده آنها با صدور جلب به دادرسی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم