در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بهترین لحظات آندرومدا، لحظاتی هستند که هیچ تغییری بین آن و نسخههای قبلی نمیبینیم و عمده آنچه تغییر کرده یا ظاهریست یا به ضرر اثر تمام شده است. واقعا انتشار چنین اثری از سوی شرکتی با آوازه و شهرت BioWare پذیرفتنی نیست. با ما باشید تا دلایل خود را بازگو کنیم.
بدترین شرکت آمریکایی
در نظرسنجی سال 2012 رسانه کانسومریست که بیش از 250 هزار نفر در آن شرکت کردند، الکترونیک آرتس از شرکتهایی مانند AT&T و Walmart (که معمولا این عنوان را از آن خود میکنند) جلو زده و حتی «بانک آمریکا» را هم در بدنامی شکست داد! سران EA زیر بار این لقب نرفتند و باز هم باد به غبغب انداختند تا این که سال 2013، باز هم این لقب را کسب کرده و اولین شرکتی شدند که دو سال پیاپی چنین عنوانی را کسب میکند!
خیلیها این انتخاب مردم را ناشی از حواشی پایان نهچندان محبوب Mass Effect 3 در سال 2012، افتضاح ریزتراکنشها در اثر سطحی Dead Space 3 و بازآفرینی اخیر
Sim City با انتشار ضعیفش میدانند. پشتیبانی ضعیف از مشتریان، معامله آزمندانه و تکذیب مداوم اتهامات در ملاءعام نیز از دیگر دلایل این انتخاب برشمرده شده است.
واقعا تحلیل الکترونیک آرتز و نحوه برنامهریزیاش خون به جگر میکند. شرکتی مانند CD Projekt Red، اثری فاخر مانند Witcher 3 میسازد، حواشی بیجا برایش پدید نمیآورد و یکی از موفقترین فروشهای تاریخ گیم را رقم میزند. شرکتی دیگر مانند
الکترونیک آرتس ـ و در مقیاس پایینتر، یوبیسافت و کپکام ـ ارقام فوقالعاده بالایی را خرج تبلیغات میکنند، تا جایی که اگر هفتهای چند خبر پوچ و بیاهمیت از فلان سلاح جدید و بهمان لباس رنگی از این کاراکتر و آن شخصیت نبینید، احساس میکنید جای چیزی خالی است. نکته هم اینجاست که این ارقام در اصل از جیب تیم سازنده و مخاطب میرود و در نهایت، مبالغ هنگفتی که میتوانست خرج بهبود کیفیت اثر شود، به پای تبلیغات ریخته شده و همه را دلزده میکند. شاید دلیل خرابکاری جدید BioWare و EA چیز دیگری باشد. شاید ما اشتباه کنیم، اما این را یقین داریم که این حجم از تبلیغات برای اثری که آن همه هوادار داشت، کاملا توجیهناپذیر است.
مخاطب میفهمد!
طی هفتههای منتهی به انتشار آندرومِدا، گیمرهای متعددی نسبت به مسائل مختلف در این گیم، از جمله شخصیتها، انیمیشنهای صورت، رندرینگ و… اعتراض کردند. اولین اثر تودهای، انقلابی در انیمیشن صورت و بخصوص چشمها ایجاد کرد، اما در آندرومدا، شخصیتها بیش از حد رباتیک و غیرزنده به نظر میآمدند. همچنین انیمیشنهای حرکتی و حتی مدلسازیها هم مورد انتقاد قرار گرفت.
اعضای BioWare به اعتراضات پاسخ داده و گفتند فعلا برنامهای برای بهبود انیمیشنها نداریم، اما شاید بعدا در پچهای الحاقی اصلاحشان کنیم. پس از انتشار این گیم، پچی برای آن عرضه شد و برخی انیمیشنها بخصوص انیمیشن چشمها را تقویت و یکسری باگها را رفع کرد. همراهش هم قفلی وجود دارد که مانع از نصب این پچ روی نسخههای کرک شده میشود. نسخههای PC و PS4 آندرومدا پس از انتشار با بازخوردهای متوسطی روبهرو شد و بهترین امتیازها را نسخه XOne گرفته است. انیمیشنها پایینتر از سطح انتظار ظاهر شدهاند. سایت گیماسپات، داستان را مملو از مشکلاتی خواند که بیشتر از اجرا نشات میگیرند، نه پیرنگ و بیشتر شخصیتها را نیز سطحی توصیف کرد. آی.جی.ان به این اشاره داشت که داستان آندرومدا بعضی از مفاهیم اصلی مطرح شده در قسمتهای قبلی را دوباره به کار بسته است. سیستم دیالوگ جدید ـ که قرار بود دوقطبی نباشد و بیشتر بر مبنای کنش و واکنش پیش برود تا اجبار ـ با نسخههای قبلی قیاس شده است و به عقیده بسیاری، تنها در ظاهر فرق کرده است.
در این بین، بازخورد سیستم مبارزات مثبت بوده و آن را بهتر از قبل یافتهاند، اما سیستم پیشهوری از نظر دیگر منتقدان واقعا سخت کار شده و سختیاش را هم مدیون رابط کاربری ناکارآمدش است. انواع گلیچها در انیمیشن، مشکلات مربوط به مدلها و ضعف انیمیشن در موقعیتهای مختلف هم ذکر شده است.
خوب، بد، جلف!
داستان آندرومدا بد نیست. روایت آن در دلش هرچه لازم است، دارد: یوتوپیای رو به زوال و احتمال جنگ داخلی، دشمنی بیگانه و افراطی که رحم سرش نمیشود و قهرمانی که اتفاقی در مرکز این بحران قرار میگیرد و باید اوضاع را روبهراه کند. مشکل اینجاست که نه در عمل آن طور که باید به خیلی از جنبههای داستان پرداخته میشود (خیلی از درگیریهای درون داستان در حد حرف باقی میمانند) و نه صداپیشگان اثر مانند قسمتهای قبلی به کار خود دل دادهاند. ترکیب انیمیشنهای بد صورت با صداهایی که احساس در آنها گم است، ترکیب ناخوشایندی رقم زدهاند. البته این گیم عاری از شخصیتهای جذاب نیست، ولی قطعا تعدادشان بسیار کم است.
دیالوگها نیز تاثیرچندانی در پیامدها ندارند. تصمیمات سخت روایت هم در قیاس با موارد مشابه قسمتهای قبلی مثل بچهبازی میمانند.
در مقابل باید از سطح خوب «جهان باز» گیم یاد کنیم. محیطها بسیار وسیع و متنوع هستند و پرسه زدن در آنها لذت وافری به فرد میدهد. مکانیک مبارزات و سیستم ارتقا هم بهتر از قبل شده است. مثل قبل مجبور نیستید به تعدادی ارتقای خاص محدود شوید و میتوانید از بین تمام مهارتها گزینش کنید. سیستم پیشهوری بشدت مشکل دارد. چیدمان بخش پیشهوری و بخش انتخاب تسلیحات در سفینه اصلی هوشمندانه نیست و مدام بازیکن را وادار به طی کردن مسیری تکراری میکند. ماموریتهای فرعی از آن هم بدتر بوده و وقت زیادی از بازیکن تلف میکنند.
فعالیتهای فرعی
فعالیتهای فرعی این گیم هم در نوع خود جالب است: میتوانید با احداث نگهبانی و تکمیل ماموریتهای فرعی، سطح کیفی حیات سیارات را بالا ببرید. تعدادی «فعالساز خاطرات» وجود دارد که با یافتنشان به نکات جالبی از داستان میرسید. معدنکاری هم که قبلا هم دیده بودیم، برای یافتن منابع تازه به کار بسته میشود. با سفر فضایی از نقطهای به نقطه دیگر میپرید و سیارات را برای کسب تجربه اسکن میکنید. «گروه ضربت» هم فعالیت جالب دیگریست که در آن، گروهی از ماموران را برای انجام عملیات و کسب منابع به سیارات میفرستید. شاید نقش این ماموریتها چندان پررنگ نباشد، اما حس علمی ـ تخیلی گیم را قوت میبخشند. در نهایت، میتوان از این گیم به عنوان یک فرصت سوخته یاد کرد. حجم محتوای آن بشدت بالاست، اما کمیت همه چیز نیست. شاید اگر حسابی خود را وقف ماموریتها و فعالیتهای فرعی کنید، 70 تا 80 ساعت هم بتوانید با آن سرگرم شوید، اما به عقیده ما بهتر بود این زمان حداکثر 40 ساعت بود، ولی با کیفیت بیشتر. در هر حال، اندرومدا چیزی نیست که به ضرس قاطع توصیه کنیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: