شهید مقابله با غربزدگی

مطالعه تاریخ زندگانی انسان های بزرگ و بررسی فعالیت های سیاسی - اجتماعی آنها نقش بزرگی در عبرت آموزی برای نسلهای بعدی دارد ، بدین معنی که می تواند از وقوع بسیاری از پیشامدهای تلخ در آینده جلوگیری کند.
کد خبر: ۱۰۲۴۲۹

حضرت امام خمینی (ره) نیز همواره به ضرورت عبرت آموزی از تاریخ توجه داشتند و در مناسبت های گوناگون تاکید می فرمودند که تاریخ باید سرمشق باشد.
بررسی رخدادهای زندگی شهید شیخ فضل الله نوری نیز در راستای این ضرورت صورت می پذیرد.
شیخ شهید یکی از شخصیت های مظلوم تاریخ مبارزات آزادیخواهانه و استقلال طلبانه ملت ایران در برابر استبداد و استعمار است ، ایشان با وجود مبارزات خالصانه و خستگی ناپذیر در راه استقرار مشروطه مشروعه و مقابله با استبداد قاجار ، به علت دغدغه شان نسبت به خطر انحراف جنبش مشروطه و نفوذ بیگانگان در آن ، از سوی سران این جنبش به اتهام همدستی با محمدعلی شاه و مخالفت با مشروطیت محکوم به اعدام شد.
نوشتار حاضر تلاشی است به منظور معرفی زندگانی سراسر مبارزه شیخ فضل الله نوری در جهت صیانت اسلام و ممانعت از نفوذ بیگانگان در جنبش مشروطه که از آن به عنوان مشروطه مشروعه یاد می شود.


شیخ فضل الله نوری در روز دوم ذیحجه سال 1295 ه.ق (1253 ش) در روستای لاشک منطقه کجور مازندران چشم به جهان گشود. وی از همان دوره کودکی به تشویق و ترغیب پدر بزرگوارش ملاعباس کجوری که از روحانیون صالح و مورد اعتماد منطقه مازندران محسوب می شد و دایی دانشمندش مرحوم میرزا حسین نوری مشهور به محدث نوری به تحصیل علوم اسلامی روی آورد. تحصیلات ابتدایی را در بلده آغاز کرد و پس از پایان دوره سطح برای تکمیل تحصیلات عالی به نجف اشرف رفت و در حوزه درس استادان بزرگ آن روز نجف ، بویژه آیات عظام میرزا حبیب الله رشتی ، شیخ راضی نجفی و شیخ فضل الله مجتهدی و مرجع بزرگ و مجاهد کم نظیر مرحوم میرزای شیرازی شرکت کرد. طولی نکشید که به برکت استعداد فوق العاده و مداومت و پشتکار و تلاش شایسته به مرتبه بلند فقاهت و درجه کمال والای اجتهاد نائل آمد و چنان در فضل و دانش شهرت یافت که بعدها علاوه بر دوستان ، مخالفان سرسخت او نیز به مراتب بلند علمی او اعتراف کردند... احمد کسروی در این باره می نویسد: «حاج شیخ فضل الله نوری از مجتهدان بنام و با شکوه تهران شمرده می شود.» موقعیت حساس سیاسی و اجتماعی ایران که در نتیجه ظلم و ستم شاه و درباریان و نقشه های شوم دشمنان بیگانه که قصد سلطه همه جانبه به ایران را در سر می پروراندند ، موجب شد وی با اشاره و رهنمود میرزای شیرازی در سال 1303 قمری (1261 شمسی) پس از 20 سال اقامت در عتبات به ایران باز گردد. شیخ پس از بازگشت به تهران به تدریس و تربیت طلاب و اقامه جماعت و ارشاد مردم و تالیف کتابهای علمی مشغول شد. طولی نکشید که درس شیخ آوازه خاصی پیدا کرد و عالمان و مجتهدان بسیاری در حوزه درس او حاضر شدند که از جمله آنان حاج شیخ عبدالکریم حائری موسس حوزه علمیه قم و حاج آقا حسین قمی و پدر بزرگوار آیت الله مرعشی نجفی بودند.

مبارزات شیخ فضل الله نوری

1- مخالفت با قرارداد تالبوت : این قرارداد واگذاری امتیاز انحصاری توتون و تنباکو به مدت پنج سال به شرکت انگلیسی تالبوت بود. عوارض ناشی از این قرارداد موجب قیام مردم شد که در تهران رهبری این حرکت ضد استعماری را میرزا حسن آشتیانی و شیخ فضل الله نوری به عهده گرفتند. شیخ فضل الله نوری به عنوان نماینده رهبر نهضت تنباکو بخوبی به انجام وظیفه پرداخت و در پیروزی این نهضت نقش مهمی ایفا کرد.

2- مخالفت با انحراف جنبش مشروطه : روشنفکر نمایان غربزده و فراماسون های وابسته به دربار ، تحت نفوذ استعمار انگلیس در صدد انحراف اهداف جنبش مشروطه از ایجاد عدالتخانه به ایجاد حکومتی مطابق نیات بیگانگان برآمدند که شیخ متوجه وقوع انحرافات مهم در روند نهضت شد و از این تاریخ به بعد به افشای نیات شوم دشمنان پرداخت تا از انحراف نهضت جلوگیری به عمل آورد. بنابراین شیخ از نخستین عالمانی بود که در آن دوران به نقشه شوم استعمار در جهت اسلام زدایی و نیز جایگزینی ملی گرایی به جای اسلام گرایی و ترویج بی بند و باری به نام آزادی و دموکراسی پی برد ولحظه ای از مقابله با این جریان شوم بازنایستاد. این حرکت اسلام خواهانه شیخ شهید از سوی دولت انگلیس و ایادی آن بی پاسخ نماند ، چرا که آنان می دانستند در صورت موفقیت شیخ تمام نقشه های شوم آنان با شکست مواجه خواهد شد. براین اساس ، تلاش کردند او را مخالف آزادی و قانونمداری و طرفدار اصلاحات معرفی کنند. تا بدین وسیله افکار عمومی را علیه او بشورانند و پایگاه مهم اجتماعی او را از بین ببرند. علی رغم این که مطبوعات به اصطلاح اصلاح طلب آن روز و تریبون های عمومی از رساندن سخنان او به مردم خودداری کردند ، وی از طریق تحصن و بست نشستن در حرم عبدالعظیم حسنی و پخش اعلامیه هایی با عنوان لایحه به روشنگری مردم می پرداخت.

شیخ شهید و قانون اساسی : به دنبال صدور فرمان مشروطیت و تشکیل مجلس شورا ، شیخ فضل الله خواهان قانونی بود که بر پایه احکام اسلامی باشد اما روشنفکران وابسته خواهان قانونی به سبک کشورهای غربی بودند. شیخ از راه روشنگری و نصیحت و خیرخواهی تلاش کرد از تصویب قوانین غیراسلامی جلوگیری شود اما موفق نشد و مخالفان در عکس العمل به این حرکت شیخ ، به او ناجوانمردانه تهمت زدند که چون ریاستی پیدا نکرده ، راه مخالفت در پیش گرفته تا از این راه به ریاست برسد.

شیخ شهید و حکومت مشروطه : مرحوم شیخ فضل الله نوری معتقد بود چون اکثر مردم مسلمان هستند ، باید حکومت نیز مشروطه مشروعه باشد و قوانین آن منطبق با اسلام باشد ، او می گفت : «والله من با مشروطه مخالفت ندارم بلکه با اشخاص بی دین و گمراه و گمراه گر مخالفم...»

شیخ فضل الله و روشنفکران غربزده : پس از ایجاد مجلس قانون ، به حذف روحانیون در سیاست و تعطیل کردن قوانین اسلامی پرداختند ، کسانی چون مجدالاسلام کرمانی می گفتند... «دخالت روحانیون در مجلس سبب انحطاط آن است و حتی طولی نکشید که به صورت صریح گفتند ما مشروعه نمی خواهیم...» در مقابل این عده ، شیخ فضل الله به همراه عده اندکی از علما مقاومت کردند و بر لزوم اضافه شدن قید مشروعه پافشاری کردند.

شهادت شیخ فضل الله


توجه و تمرکز نظر رهبران دینی نسبت به استبداد تاریخی اشرافیت فاسد برخی از رهبران دینی را از انحرافات نوینی که در حال تحقق بود ، دور می داشت به طوری که برای مقابله با استبداد همراهی با روشنفکران وابسته را ضروری می دانستند این گروه از این حقیقت غافل بودند که بسیاری از مفاسد دهه های اخیر استبداد ناشی از نفوذ و حضور روشنفکران وابسته در ارکان آنها است.
شیخ فضل الله در چنین شرایطی با انتخاب آگاهانه شهادت از هستی خود به عنوان آخرین وسیله برای افشای ماهیت جریان انحرافی استفاده کرد.
او در روز 13 رجب سال 1327 ه.ق در پای دار خطاب به مردم گفت : خدایا تو شاهد باش که در این دم آخر باز هم به این مردم می گویم که موسسین این اساس ، لامذهبین هستند که مردم را فریب داده اند. این اساس مخالف اسلام است... و آن گاه که یوسف خان ارضی عمامه را از سر او برداشت و به سوی مردم پرتاب کرد.
او گفت: از سر من عمامه را برداشتند از سر همه برخواهند داشت...»
آل احمد در عبارت گویای خود درباره بردار رفتن شیخ می نویسد: «من نعش آن بزرگوار را بر سر دار ، همچون پرچمی می دانم که به علامت استیلای غربزدگی پس از 200 سال کشمکش بر بام سران این مملکت برافراشته شد».
امید که با عبرت آموزی از تاریخ و این که تاریخ گذشته چراغ راه آینده است ، شاهد تکرار تاریخ به وسیله برخی عناصر روشنفکر که در صدد هجمه به مقدسات دین و منزوی کردن نهاد مرجعیت و روحانیت به بهانه شعارهای آزادیخواهانه هستند ، نباشیم.

علیرضا شیروی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها