این در حالی است که شکلگیری احزاب فراگیر مانع حضور دستهها و گروههای فاقد شناسنامه در ساختار قدرت میشود و این امر فرهنگ پاسخگویی به مردم را نهادینه میسازد. در این میان برخی از سیاسیون نیز اعتقاد دارند که در راستای ایجاد احزاب فراگیر در کشور ضروری است که بسترسازیهای لازم جهت تشویق مردم به سمت فعالیتهای حزبی فراهم شود.
مهدی چمران، عضو شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب میگوید احزابی که صرفا برای انتخابات شکل میگیرند و در آن مقطع فعالیت کنند چندان نفوذی بین مردم نخواهند داشت و پشتوانه محکمی میان مردم ندارند.
وی در گفتوگو با جام سیاست میگوید: باید سعی بر این باشد که احزاب بزرگتر شکل گرفته و حالت فراگیری داشته باشند، در این صورت میتوانند اشخاصی دارای وجهه عالیتر و بهتر را در درون خود جای دهند.
در هر انتخاباتی شاهد شکلگیری مباحثی در مورد لزوم تشکیل احزاب فراگیر هستیم و چنین بحثهایی پس از انتخابات به فراموشی سپرده میشود و احزاب شکل گرفته در مقطع انتخابات پس از آن از بین میروند، لزوم تشکیل چنین احزابی چقدر احساس میشود و چه منافعی را به دنبال دارد؟
در شرایط کنونی اصولا در کشورهایی که انتخابات شکل میگیرد به دلیل اینکه شخصیتهای توانمند برای اداره کشور بهتر شناخته شوند قاعدتا بهترین افراد یا بهترین مراجع که میتوانند آنها را معرفی کنند احزاب هستند. چون احزاب برای خودشان طرز تفکر و خط مشی سیاسی دارند و آن را دنبال میکنند، آنها در بین خودشان افرادی را که شرایط بهتری برای اداره کشور دارند گزینش میکنند، قاعدتا این ضرورت و نیاز است. اما احزابی که صرفا برای انتخابات شکل میگیرند و در آن مقطع فعالیت کنند چندان نفوذی بین مردم نخواهند داشت و پشتوانه محکمی میان مردم ندارند اما احزابی که بتوانند در یک پروسه طولانی به وجود آمده و پایه گرفته و ریشه داشته باشند قاعدتا افراد توانمندتر و بهتری در آنها جمع میشوند و میتوانند از این جهت به مردم بهتر شناسانده شوند. البته احزابی از این نوع در کشورمان نداریم و یا تعداد آنها کم است، آنها یا فصلی هستند یا اگر هم باشند عموما با دولتها میآیند و با دولتها میروند و چندان پایدار نیستند. بنابراین در صورتی که بتوان احزاب بهاصطلاح فراگیری را تشکیل داد که تعدادی از احزاب، تشکلها و افکار همسو دور هم جمع شوند و یک ایدئولوژی را دنبال کنند میتوانند موثر واقع شوند و به نتیجه هم برسند که همین جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی است. علیرغم اینکه گروهها و احزاب مختلفی که در آن هستند ممکن است هیچگونه تعهدی مبنی بر پیگیری تمامی ایدهها یا اجرای دقیق مصوبات و پیشنهادات را نداده باشند اما در مشترکات مهمی با هم هماهنگ و همسو هستند و در کار هماهنگ میشوند. این موجب جلوگیری از پراکندگی شدید احزاب و تشتت احزاب مختلف میشود، احزاب هرچقدر زیادتر باشند بدیهی است کوچکتر خواهند بود و نفوذ کمتری در جامعه دارند و به هر میزانی که بزرگتر و فراگیرتر باشند نفوذشان در جامعه بیشتر خواهد بود. بنابراین باید سعی بر این باشد که احزاب بزرگتر شکل گرفته و حالت فراگیری داشته باشند، در این صورت میتوانند اشخاصی دارای وجهه عالیتر و بهتر را در درون خود جای دهند.
اشاره کردید به بحث انتخابات این دوره، ارزیابی جنابعالی از وضعیت فعلی آرایش نیروهای اصولگرا در مقایسه با دوره قبل چیست؟ آیا در این دوره انسجام و وحدت بیشتری میان اصولگرایان وجود دارد؟
برداشت من این است که تا به حال این وحدت بیشتر حفظ شده، گرچه تعدادی از دوستانی که جمع شدهاند عموما گلایههایی دارند.
مقصودتان جمنا هست؟
بله و بقیه هم همینطور آنهایی که پیوستند اصل موضوع را قبول دارند اما در روشها و با توجه به اینکه در فرصت کوتاهی این جبهه شکل گرفت موضوعاتی مطرح است. علیرغم اینگونه مسائل معتقدم نفس این کار و گرد هم آمدن و همدلی بسیار باارزش است. ممکن است برخی در مورد نتایج حاصله از این جبهه مسائلی داشته باشند اما در هر صورت کار ارزشمندی است. ممکن است برخی از اعضای جمنا افراد انتخاب شده را قبول نداشته باشند اما علیرغم این موضوع چنین کاری انجام شد و کار سادهای نبود، گزینش چند نفر کار آسانی نبود، بنابراین نفس انجام چنین کاری ارزشمند است و باید خوشحال باشیم. در نهایت نیز امیدواریم نتیجهای که به دست میآید مورد رضایت مردم و خدا باشد.
ایده تشکیل جبههای مانند جمنا، میتواند بعد از انتخابات نیز مورد توجه اصولگرایان باشد؟ و به این ترتیب صرفا کارکرد انتخاباتی نداشته باشد؟
تصمیم بر این است که بعد از انتخابات هم استمرار داشته باشد، چون کشور ما نیاز به ساماندهی این تفکرات و برنامهریزی برای اینگونه مسائل دارد و باید این نیاز را برآورده کنیم.
در سخنان خود اشارهای مبنی بر عدم پیوستن برخی گروههای اصولگرا به جمنا داشتید. آیا این میتواند به تعبیر برخی موجب ضربهزدن به وحدت اصولگرایان شود؟
من جدا شدن یا اصولا نپیوستن را صحیح نمیدانم. بلکه اگر انتقاداتی گروهها یا احزابی دارند باید دور هم جمع شده و با بحث و بررسی و اصلاح آن این حالت فراگیر را استحکام بیشتری ببخشند نه اینکه بخواهیم به تشکل ایجاد شده حمله کنیم یا جدا شده، فاصله بگیریم و یا انتقاد کنیم و حتی تصور کنیم که اقدام درستی انجام دادهایم. ممکن است در مواردی حق داشته باشیم این کار را بکنیم و انتقادات بسیار شدید و تندی داشته باشیم که کاملا هم درست باشد ولی باید به نفس کار و اصل کار پرداخت، آن اصل را محور گرفت و بقیه مسائل را اصلاح کرد و در یک ساز و کاری جلو رفت. این ساز و کار اگر هم به پیروزی نرسد، در هر صورت خودش ارزشمند است که چنین تشکل و
ساز و کاری را پیاده کرده و چنین هماهنگیای بین احزاب توانسته به وجود بیاورد، در این صورت قطعا خودشان مجبور میشوند به این بپیوندند و وحدت را گستردهتر کنند.
در نهایت تصور میکنید احتمال اجماع اصولگرایان در مورد نامزد واحد و تبعیت سایر اصولگرایانی که به جمنا نپیوستند از آن کاندیدا چقدر است؟
تصور میکنم اگر مردم استقبال کنند مشکل حل خواهد شد. یعنی به گونهای باشد که مردم از این کاندیدای واحدی که جبهه مردمی معرفی میکند استقبال کنند سایر اصولگرایانی که عضو جبهه نشده و یا کاندیدای واحد معرفی کردند در صورتی که مشاهده کنند جایگاه چندانی میان مردم ندارند و حضورشان به عنوان نامزد در انتخابات ضرورتی ندارد و آسیبرسان نیز هست از پیش رفتن تکرویها جلوگیری خواهند کرد، به دلیل اینکه چنین رویکردی نتیجهای برای آنها و جامعه نخواهد داشت. بقیه که نپیوستند یا خودشان را کاندیدا کردند میبینند که جایگاه چندانی در اجتماع و بین مردم ندارند و آمدنشان ضرورتی نداشته و آسیبرسان است و احساس و درک همین موضوع اهمیت دارد که همین را درک کنند و از پیش گرفتن تکرویها جلوگیری کنند، چون نه برای خودشان و نه برای جامعهشان نتیجهای دارد.
در نهایت اصولگرایان به یک کاندیدای واحد میرسند؟
پیشبینی من اینگونه است. انشاءالله که به نامزد واحد دست یابیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم