یونان، مجسمه: در یونان مجسمههای باستانی فراوانند و همین باعث شده نوعی بازی برای کودکان مرتبط با مجسمهها ابداع شود. چند بچه جمع میشوند و یکی را به عنوان فرد وسط انتخاب میکنند. او چشمانش را به مدت چند لحظه میبندد و عدد میشمارد تا این که سایر کودکان ژست یک مجسمه معروف را به خود بگیرند؛ مثل اسطورهای در حال پرتاب دیسک، نیزه انداز یا مواردی مشابه. کودکی که چشمانش را بسته پس از اتمام شمارش به سمت بچهها میرود و با لمس کردن آنها باید حدس بزند که ژست کدام پیکره معروف را به خود گرفتهاند. اگر درست حدس بزند، آن کودک که ژست گرفته میسوزد و بقیه باقی میمانند. این بازی آنقدر ادامه پیدا میکند تا این که تنها یک کودک باقی بماند. این بار او چشمانش را میبندد و بازی از نو شروع میشود.
پاکستان، بالا و پایین: بچهها یک نفر را به عنوان فرد وسط انتخاب میکنند. او تعیین میکند که بالا امن است یا پایین. اگر بگوید پایین بچهها میتوانند روی زمین باقی بمانند و هر کس از جایی بالا برود و کودک وسط او را بگیرد میسوزد، اما اگر بگوید بالا امن است باید بالای درخت، سنگ، ستون یا هر جای بالاتر از زمین بروند. برای کودکان پیدا کردن جای امن در زمان کوتاه سخت است و به همین دلیل این بازی لبریز از لحظات شاد و پرهیجان است.
کره، سنگ در هوا: چند کودک جمع میشوند تا برای بازی سنگ در هوا مسابقه بدهند. هر کودک پنج قلوه سنگ انتخاب میکند. ابتدا یکی را به هوا میاندازد و آن را میگیرد. سپس دو تا را برمیدارد، اولی را که انداخت هوا پیش از گرفتن آن دومی را هم میاندازد. همان لحظه اولی و بعد دومی را میگیرد. اگر توانست این مرحله را با موفقیت انجام دهد سراغ مرحله سوم میرود؛ یعنی کار با سه سنگ. برنده شدن در این بازی مستلزم تمرین و مهارت است، به همین دلیل کمتر کودکی برنده مرحله پنجم برنده میشود. این برد برای او افتخار بزرگی است.
استرالیا، اسکیپی کانگورو: این بازی را مربیان کودکستانهای استرالیایی در جلسات اول آشنایی آنها با یکدیگر با بچهها انجام میدهند. هدف از این بازی این است که بچهها انگیزه بیشتری برای شناختن همدیگر پیدا کنند. همه بچهها دست به دست هم داده و یک حلقه بزرگ را تشکیل میدهند. یکی اسکیپی کانگورو میشود و با چشمان بسته وسط آنها میپرد. بچهها صدایش میزنند اسکیپی کانگورو، اسکیپی کانگورو. بعد معلم دست آن بچه را میگیرد و درحالی که چشم بچه بسته است به یکی از بچهها نزدیک میکند و از او نامش را میپرسد. آن بچه صدایش میکند و کودکی که چشمش را بسته باید از صدای او تشخیص دهد این کیست. مربی این بازی را در جلسات اول شروع کودکستان با بچهها انجام میدهد تا به این طریق بچهها برای شناختن هم انگیزه پیداکنند.
ارمنستان، تخممرغ بازی: هر کدام از بچهها دو تخممرغ آبپز و سفت دارند. آنها همزمان با هم شروع میکنند و هریک، سر باریکتر تخممرغهایشان را به هم میزنند تا یکی بشکند. آن تخممرغ شکسته را کنار میگذارند. حالا هر کدام یک تخممرغ سالم در دست دارند و انتهای باریکتر تخممرغها را به هم میزنند. هر تخممرغی که زودتر بشکند صاحب آن بازنده است. دارنده تخممرغ سالم برنده خواهد بود و از بازنده یک تخممرغ میگیرد تا ببرد و هر طور دوست دارد نوش جان کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم