در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما در این مطلب میخواهیم در مدح تخیل و فانتزی بگوییم. تخیل و فانتزی، آنجا که افسار پاره میکند، اثری مانند محور نقد این شماره میشود. هورایزن، یکی از بهترین عناوینی است که یک قطب رقابتی صنعت سرگرمی میتواند در شناسنامه خود داشته باشد. در آن، ورق صنعت سرگرمی برگشته و به جای انسانهای سایبورگ، شاهد موجوداتی یادآور سایبورگهای انسانی هستیم و انسانهایی معمولی که در دنیایی مملو از آنان برای بقا تقلا میکنند. شاید شالوده اصلی آن چندان با عقل جور در نیاید و برخلاف انحصاری دیگر سونی، یعنی «آخرینان ما» همه چیز از یک حقیقت علمی و تماشای یک مستند توسط سازندگان آغاز نشده باشد، اما حماسهای که در این بین روایت میشود، آنقدر زیبا و گیراست که به حرمتش، تعصب منطقی را کنار گذاشته و فانتزی را با آغوش باز بپذیریم.
قبیلههای آینده
داستان «افق»، هزار سال بعد در دنیایی روایت میشود که از جوامع شهری خبری نیست و انسانها در قبایل مختلف در کنار هم زندگی میکنند. فاجعهای نامعلوم آنها را به این روز انداخته است. قبایل این دوران از اجداد پیشرفته خود با نام «قدیمیان» یاد میکنند. همزیستانشان، رباتهایی حیوانمانند هستند که نام ساده «دستگاه» را رویشان گذاشتهاند. این دستگاهها عموما برخورد خشونتباری با انسانها ندارند، اما پدیدهای موسوم به «اختلال»، خویی وحشی به آنها داده و موجب حمله به انسانها شده است. همین وقایع، زمینه تبدیل شدن آلوی، از یک دختر ساده به قهرمانی بیبدیل میشود.
روند بلوغ آلوی با هوشمندی و زیبایی تمام روایت شده و از این حیث، یادآور سری جدید Tomb Raider است. چند ساعت ابتدایی گیم، به داستان قبایل و وضعیت دنیایی که داستان در آن رخ میدهد میپردازد و پس از آن، بُعد علمی ـ تخیلی ماجرا به جریان افتاده و کریشندویی معرکه آغاز میشود که در انتها، بازیکن را در آرزوی تبدیل این گیم به یک فرنچایز و انتشار سریعتر قسمتهای بعدی ترک میکند.
ریسک هم باشد، اینطور باشد!
گوریلا گیمز سالهای سال تحت حمایت سونی سری Killzone را تولید کرد که یک شوتر اول شخص بود و تولید یک عنوان سوم شخص، آن هم در این حد و اندازهها از آنها انتظار نمیرفت، اما در کمال خرسندی باید گفت گوریلا گیمز سنگ تمام گذاشته و جز چند کاستی جزئی، با یکی از بهترین آثار سال طرف هستیم.
مبارزات در این گیم، از آن حالت تهاجمی و گلادیاتوریمانند که اغلب در شوترهای
اول شخص سراغ داریم، فاصله داشته و از تزریق استراتژی و مدیریت میدانی هم بهره میبرد. آلوی همه لازمههای یک مبارز خوب را دارد و این یعنی با کنترلی مناسب و مکانیکهای خوب مواجه هستیم، اما ستاره گیمپلی نه مهارتهای خود آلوی، که سلاحهای جالبی است که به کار گرفته میشود. در ابتدای امر تنها یک
تیر و کمان خواهید داشت، اما کمکم به موارد دیگری مانند تیرهای الکتریکی، کمانهای سنگی با تیرهای انفجاری و انواع و اقسام تلهها دست خواهید یافت که با آنها میتوانید دشمنان را بهدام بیندازید یا تضعیف کنید.
سوئیچ کردن بین ابزار و اسلحه در خلال مبارزات ساده است. با استفاده از چوبک یا اِستیک سمت راست، منوی گردان بالا میآید و همزمان صحنه هم آهسته میشود تا بتوانید آیتم مورد نظر را انتخاب کنید. عادت کردن به این منو (که البته چیز کاملا نویی هم نیست) زمان خاصی نمیبرد. البته این منو یک ویژگی خوب دارد و آن هم این است که هنگام انتخاب سلاح، از حرکت باز نمیایستید و میتوانید دویده، پریده یا جاخالی بدهید. همیشه جای خالی این مورد در چنین گیمهایی حس میشده و خوب است که گوریلا گیمز آن را اِعمال کرده است.
جدا از اسلحهای که معمولا برای از پا
درآوردن هر دشمن، رویه و روند خاص خود را ارائه کرده و تنوعی دیدنی به گیم میبخشد، گزینه مخفیکاری هم همیشه موجود است. برای درگیری فیزیکی، فقط دو نوع حمله سبک و سنگین اندیشیده شده که متاسفانه به قدر کافی به آنها پرداخته نشده و آن تاثیری را که باید، ندارند. از طرف دیگر، با این که دشمنان نیزهدار در مقابل حملات شما از خود دفاع میکنند، این امکان برای شما وجود ندارد و درگیری فیزیکی در عمل همیشه نوعی ریسک خواهد بود. اگر کلا بیخیال این نوع حمله شده و فقط از سلاح دوربرد خود استفاده کنید، احساس کمبود نخواهید کرد.
کمیت و کیفیت توامان
تنوع دشمنان واقعا عالی است. معرفی دشمنان جدید کاملا شمرده و اصولی انجام میگیرد و پله پله، با هماوردهایی بزرگتر و پیچیدهتر روبهرو میشوید. گیمهای عادی، بخشی جدا برای آموزش و تمرین در نظر میگیرند و گیمهای محشر، این آموزش و تمرین را در خلال خود گیم میگنجانند. گیمری که Bayonetta یا Vanquish یا Ninja Gaiden بازی کند، در انتهای گیم با اطمینان به قدرت و مهارت خود با عظیمترین دشمن هم روبهرو شده و مغلوبش میکند و عین همین در Horizon هم صادق است.
در مبارزات، امکانات متعددی دارید. میتوانید نقطه ضعف دشمن را یافته و با تاکید بر آن سادهتر به دام بیندازیدش. حتی این امکان را هم دارید که برخی دشمنان را خلع سلاح کرده و به عنوان حمله نهایی، با سلاح خودشان از بین ببرید.
ماموریتهای فرعی، نقشی مثبت در گشت وگذار بازیکن در تمام نقشه ایفا میکنند. با این حال، افرادی که ماموریت را به شما واگذار میکنند از خود ماموریت جالبتر هستند و شاید بسیاری پس از چند ساعت ترجیح بدهند تنها سیر اصلی داستان را پی بگیرند. اما شاید بهترین چیزی که بتوان از گشتزدن در دنیای Horizon بهدست آورد، مهارت هک کردن دشمنان رباتیک است. این مهارتها را از نفوذ به سازههای باستانی پراکنده در نقشه حاصل خواهید کرد. بعضی رباتها پس از هک، کنار شما خواهند جنگید و برخی دیگر پی کار خود میروند، اما بعضی را هم میتوانید سوار شوید که لطف خاص خود را دارد. در کل، Horizon حسابی آبروی سازنده و ناشرش را خریده و قطعا به یک فرنچایز پرچمدار دیگر برای سونی تبدیل خواهد شد. اگر کنسول سونی دارید، از قافله عقب نمانید!
سیاوش شهبازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: