در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سلام. کلانتری 22 بفرمایید.
سلام . حبیبی هستم نگهبان پارک مریم . جسد زنی غرق در خون در میان شمشادهای پارک افتاده است.
اپراتور کلانتری موضوع را یادداشت کرد و چند دقیقه بعد ماموران نزدیکترین گشت خود را به پارک رساندند. گزارش صحیح بود و زنی در پارک به قتل رسیده بود.
صدای زنگ گوشی تلفن همراه سروان را از خواب بیدار کرد. نگاهی به ساعت انداخت دو بامداد بود. میدانست قتلی رخ داده و باید آماده رفتن به صحنه قتل شود. مامور کلانتری ماجرای کشف جسد را گزارش داد و سروان آدرس را یادداشت کرد و راهی پارک در شرق تهران شد. خیابانها خلوت بود و بعد 20 دقیقه به محل جنایت رسید.
پارک کوچکی بود که در گوشهای از آن تیم بررسی صحنه جرم در حال نمونه برداری بودند. افسر کلانتری با دیدن سروان به سمت او آمد و بعد از سلام و احوالپرسی در گزارش خود گفت: ساعت یک و نیم شب نگهبان پارک با دیدن جسد موضوع را به کلانتری گزارش داد . وقتی تیم گشت هم موضوع را تائید کرد من هم راهی اینجا شدم و تحقیقات را آغاز کردم. بررسیها نشان میداد جسد متعلق به زنی حدود 30 ساله است که با ضربههای چاقو به قتل رسیده، البته رد طناب باریک روی گردن هم دیده میشد. من احتمال میدهم ابتدا قصد داشته زن را خفه کند اما نتوانسته، به همین دلیل او را با ضربههای چاقو کشته است. قتل در پارک رخ داده و قاتل قربانی خود را غافلگیر کرده است.
انگیزه قتل چه بوده؟
طلایی همراه مقتول نبود که با توجه به جراحت روی گوش احتمال سرقت آنها وجود دارد. از سوی دیگر ماموران کیف زنانهای را در فاصله 100 متری جسد پیدا کردند که فقط داخل آن یک کارت شناسایی بود. وقتی کارت را بررسی کردم متوجه شدم که متعلق به مقتول است. زن بیچاره به نام مهناز پرستار بیمارستانی است که تا پارک فاصله زیادی ندارد.
سروان پس از شنیدن گزارش اولیه قتل، در حالی که به سمت جسد حرکت میکرد، از افسر کلانتری خواست راهی بیمارستان شود تا درباره مقتول و زمان خروج او از بیمارستان تحقیق کند.
جسد زن جوان غرق در خون کنار شمشادها قرار داشت و در کنار آن رد لاستیک موتورسیکلتی دیده میشد. مهناز لباس رسمی به تن داشت که نشان میداد در مسیر رفتن به محل کارش یا بازگشت از آنجا به قتل رسیده است.
دکتر که میدانست سروان برای شنیدن گزارش او آنجا ایستاده است در حالی که جسد را معاینه میکرد گفت: زمان زیادی از مرگ نمیگذرد . به نظرم قاتل وقتی نتوانسته قربانی را خفه کند با چاقو چهار ضربه عمیق به بدنش وارد کرده که باعث مرگ او شده است.ضربهها عمیق و کشنده بوده و مقتول قدرت مقابله با قاتل را نداشته است.
نگهبان پارک با قدی بلند و هیکلی تنومند گوشهای ایستاده بود و ماموران را زیر نظر داشت. کارآگاه به سمت او رفت تا شاید بعد از تحقیق از مرد جوان سرنخهایی از جنایت به دست بیاورد. محسن مردی 35 ساله با لباس فرم بود. کفش کتانی به پا داشت که بند یکی از آنها کوتاهتر بود. چند لکه خون روی لباسهایش دیده میشد.
چطور جسد را پیدا کردی؟
در حال گشتزنی با موتور در پارک بودم که متوجه فردی در پشت شمشادها شدم. فکر کردم کارتنخواب است. به سمتش رفتم. ناگهان شوکه شدم. زنی غرق در خون بود. سعی کردم او را به سمت اتاق نگهبانی ببرم و با اورژانس تماس بگیرم. حدود چهار متر او را روی زمین کشیدم. خیلی سنگین بود. وقتی دقت کردم متوجه شدم نفس نمیکشد. او را همان جا رها کردم و به سمت موتور رفتم و وقتی به اتاق نگهبانی رسیدم، با کلانتری تماس گرفتم.
چرا لباسهایت خونی است؟
محسن که تازه متوجه رد خون روی لباسش شده بود، دستپاچه گفت: حتما وقتی جسد را جابهجا میکردم لباسم خونی شده است.
تا به حال مقتول را در پارک دیده بودی؟
نه . هر روز افراد زیادی به اینجا میآیند و من نمیتوانم قیافه همه را به خاطر بسپارم.
مورد مشکوکی ندیدی؟
نه . همه چیز عادی بود امشب.
سروان در حال بررسی صحنه بود که افسر کلانتری از بیمارستان بازگشت و گفت: مقتول پرستار بیمارستان بوده و ساعت یک آنجا را ترک کرده است. خانهاش سه خیابان آن طرفتر است. نکته جالب اینجاست که او امشب سه میلیون تومان از بیمارستان گرفته بود. این پول هم سرقت شده است. به نظرم کسی او را از بیمارستان تعقیب کرده و در پارک به قتل رسانده تا پولها را سرقت کند.
کارآگاه در پاسخ گفت: نه ماجرا طور دیگری است. نگهبان پارک زن را آن وقت شب در پارک میبیند. با توجه به لباسهای مقتول مطمئن میشود که او کارتن خواب نیست. به همین خاطر وسوسه شده و او را کشته است.
پاسخ معمای قتل یا خودکشی
سروان میری با اشاره به دو دلیل زیر راز قتل را فاش و شوهر مقتول را به عنوان قاتل معرفی
کرد.
1 ـ وجود ضربات متعدد در دو سمت شکم و گردن نشان میداد زن جوان خودزنی نکرده بود.
2 ـ فاصله چاقو تا جسد هم دلیل دوم بود. اگر زن جوان خودکشی کرده بود، چاقو در کنار او قرار میگرفت.
در مسابقه شماره گذشته 904 نفر شرکت کرده بودند که 129 نفر پاسخ صحیح داده و از میان پاسخهای صحیح عباس میرادی از کرج و هاشم رضوی از ملایر به قید قرعه برنده شدهاند.
وحید شکری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: