اقتصاد آمریکا ، غولی ناتوان
اشتباه های راهبردی در اقتصاد آمریکا
جام جم آنلاین: ورونیکا گالو از سایت ریبلیون به مصاحبه با دیوید هاروی اقتصاددان و جغرافی دان معروف و استاد دانشگاه نیویورک و مولف کتاب امپریالیسم نو پرداخته است.
کد خبر: ۱۰۱۱۲۲
در این مصاحبه به یکی از فرضیات هاروی ، اقتصاددان معروف انگلیسی مبنی بر ضعف عظیم یا عظیم ترین نقطه ضعفها در اقتصاد آمریکا پرداخته شده که در آن به اعتقاد هاروی اقتصاد آمریکا از طریق روابط مالی بدهی آفرین و انحطاط صنعتی بشدت تضعیف گردیده است.
جام جم آنلاین: این مصاحبه را به نقل از اداره برون مرزی صداوسیما درج می کند:
س: ضعف آمریکا دقیقا در کجاست؛ این ضعف چگونه وضعیت فعلی دلار ارتباط پیدا می کند؛
ج: دیگر ایالات متحده و شرکتهای آن بر دنیای تولید حکمرانی نمی کند. برای مثال تنها دو تا از 10 صنعت اتومبیل سازی پیشقراول جهان به آمریکا تعلق دارد که همین دو تا نیز (فورد و جنرال موتور) با بحران شدید اقتصادی مواجه هستند. سلطه آمریکاییها تنها بر بخشهای کوچکی ادامه یافته به مانند کشاورزی تجاری که دولت بشدت بر آن سوبسید قائل شده و ناقض قوانین سازمان تجارت جهانی می باشد البته در برخی محیطهای فناوری برتر مرتبط با مجموعه های صنعتی - نظامی هم فعالیت خود را ادامه داده است.
آمریکا تا پایان نیمه دوم دهه 90 سلطان قلمرو سرمایه بود ولی امروزه دیون 2000 میلیون دلاری در روز را با ریتم مشخص دنبال می کند بویژه در بانک مرکزی شرق آسیا برای سرمایه گذاری مقروضی دولت و مشتری این ریتم قابل لمس است. بازار آمریکا هنوز بزرگ است و آمریکا مصمم است تا از این بازار بعنوان اسلحه ای در گفتگوهای بین الملل استفاده کند ولی گرایش امروز بسیاری از کشورها به سمت بازارهای چین و هند است. بازارهایی که بسرعت در حال گسترش می باشند.
س: با این اوصاف، وضعیتی مبهم پیش روست؛
ج: به هر حال ما نباید این واقعیت را فراموش کنیم که آمریکا هنوز در سازمانهای بین المللی چون اف ام آی FMI صندوق جهانی پول رای حاکم است و وال استریت ، هنوز یک عامل مهم در بازارهای سرمایه ای جهان قلمداد می شود که هدایتگر سرمایه های خارجی می باشد. ضمن این که از نظر نظامی نیز آمریکا بر قدرتهای ویرانگر و دارای فناوری برتر سلطه دارد ولی در عراق و افغانستان می بینیم که قدرتها نمی توانند این سرزمینها را کنترل کنند و هر چه بیشتر از عمر اقتصاد آمریکا
می گذرد در عرصه جهانی درمی یابیم که بیشتر مبدل به غولی ضعیفتر می گردد و سیاستهای آمریکا متعاقب این ضعف بیشتر بر پایه بی ثبات سازی اقتصاد جهانی استوارتر می شود. ثمره چنین سیاستهایی نوسانات قابل توجه ارزش جهانی دلار
می باشد. البته اشتباه نشود هدف بلند مدت و غایی این نوسانات به سمت کاهش قیمت دلار گرایش دارد و در همین راستا ادامه کار می دهد البته تحقق این مسئله مستلزم این است که آمریکا نرخهای بهره داخلی را افزایش بدهد بطوری که این افزایش نرخ باعث عقب ماندگی کشور گردد یا به عبارتی صحیحتر مانع پیشرفت گردد. اتفاقی که البته هیچ آمریکایی خواهان آن نیست (بخصوص بخاطر پیامدهایی که در عرصه جهانی بر جای می گذارد) بنابراین آمریکا در این بخش با مشکل روبرو شده است.
س: نوسانات قیمتهای مواد خام و نفت بیانگر چیست؛
ج: گرایش اصلی بهای مواد خام و نفت طی سالهای اخیر به سمت افزایش بوده که اساسا بدلیل تقاضای بالای چین و هند بوده است. این به نفع تولیدکنندگان مواد اولیه بوده برای مثال افزایش بهای مس به شیلی و خرید سویا از آرژانتین به سفارش چین ، کمک زیادی به شیلی و آرژانتین کرده است. در مورد نفت ، بهای این محصول تحت تاثیر دیگر عواملی بغیر از تقاضای بازار بوده است برای مثال جنگ عراق ، جنگ سیاسی نیجریه تاثیر بسزایی بر بهای نفت دارد.
س: امپریالیسم نوی امروز، چه چیزهایی در بر دارد؛
ج: در واقع، طی 30 سال اخیر امپریالیسم نو پدید آمد که در مشارکت تنگاتنگ با ریشه های نولیبرالیسم بازار آزادی است که آمریکای لاتین تلاش می کند با آن مقابله کند ولی بظاهر و به لطف قدرت سازمانهایی چون صندوق جهانی پول و تجارت جهانی که روشهای امپریالیستی سنتی آمریکا و یاری دهندگان جابجایی سرمایه های آن می باشد، بظاهر تا کنون مقاومت آمریکای لاتین با شکست روبرو بوده است ولی واقعیت این است که این تحلیلهای ظاهری تناقض گویی محض است و فقط چند ملیتی های آمریکایی نیستند که می توانند از نظام بازار آزاد جهانی بهره ببرند و آنچه که آمریکا بعنوان یک راهبرد در یکپارچه کردن سلطه آمریکا بکار گرفته در مقطع کنونی مبدل به وسیله ای برای نابودی اش شده است.
س: به نظر شما ونزوئلا در این صحنه چه نقشی دارد؛
ج: در تحلیل پارادکسی، حمله بوش به عراق و متعاقب آن افزایش بهای نفت به چاوز کمک شایانی کرد، او با استفاده از ذخایر پولی برای یکپارچه کردن قدرتش در ونزوئلا و تشکیل ائتلاف با دولتهای ترقی خواه آمریکای لاتین و دیگران گام برداشته است بنابراین چاوز مشتاقانه خواهان نگاه داشتن بهای نفت در بالاترین حد آن است. ضمن این که با تامین سوخت گرمایشی با بهای اقتصادی برای ملت محروم برونکس از نیویورک، فشار روی قشر محروم را نیز کاهش می دهد که بنظر من این کار او قابل تقدیر است. به هر جهت به اعتقاد من آمریکا راهبردهای اقتصادی غلطی را انتخاب کرده که غول اقتصاد کشور را مبدل به غولی ضعیف کرده که دیگر توان عرض اندام در عرصه جهانی را دارد از دست می دهد.