به گزارش جامجم، 23 دی امسال، مردی با حضور در کلانتری 131 شهر ری از ناپدید شدن برادر 32 ساله اش خبرداد و گفت: مدتی پیش برادرم از طریق معرفی یکی از دوستانش به سرمایهگذاری در زمینه واردات خودرو در یک شرکت خصوصی در منطقه میرداماد اقدام کرد. او در این باره 500 میلیون تومان سرمایهگذاری کرد. قرار بود شرکت در قالب یک قرارداد به تعهداتش در قبال برادرم عمل کند اما به تعهداتش عمل نکرد. دیروز قراربود برادرم با پوریا، مدیرعامل شرکت ملاقات کند. به آنجا رفت و دیگر بازنگشت. تلفن همراهش نیز خاموش بود .
با اطلاعاتی که این مرد در اختیار پلیس قرارداد، ماموران برای شناسایی شرکت پوریا به منطقه میرداماد رفتند و در تحقیقات محلی متوجه شدند چنین شرکت فروش خودرو وجود ندارد و مردی که در جستوجویش هستند در ساختمانی اجارهای مدتی ساکن بوده است. جستوجوها ادامه داشت تا اینکه معلوم شد نام واقعی مدیر شرکت خسرو است. ماموران که احتمال میدادند این فرد بلایی برسر مرد گمشده آورده باشد، به بررسی سوابق کیفری او پرداختند که معلوم شد او چهار سال پیش وقتی به اتهام کلاهبرداری بازداشت بود، با سپردن وثیقه در دادگاه از زندان مرخصی گرفته و بیرون آمده و بعد از آن ناپدید شده است.
در ادامه تحقیقات ماموران با هماهنگی قضایی دوربینهای مداربسته ساختمانی را که دفتر کار متهم فراری بود، مورد بازبینی قراردادند که معلوم شد ساعت 9 و 30 دقیقه صبح 22 دی امسال مرد گمشده به این ساختمان آمده اما خارج رفتن او در دوربینها ثبت نشده است. تصاویر نشان میدادکه دو روز بعد مدیر عامل قلابی شرکت، بستهای مشکوک را در صندوق عقب خودروی آردی گذاشته و آنجا را ترک کرده است.
با مشخص شدن این موضوع، ماموران پاتوقهای احتمالی متهم فراری رازیر نظر گرفتند تا این که 16 اسفند امسال، آخرین مخفیگاه او را درمنطقه ولنجک شناسایی کردند . آنجا را زیر نظر گرفتند و زمانی که متهم با سوارشدن به خودروی اپتیمای اجارهای در حرکت بود، او را دستگیر کردند.
خسرو با انتقال به اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران به قتل اعتراف کرد و گفت: مرد جوان زمانی که متوجه شد خودرویی درکار نیست که به او بدهم، سراغم آمد و 500 میلیون تومان پول سرمایهگذاری شدهاش را خواست. روز حادثه به دفترم آمد و با هم دعوا کرده و درگیری مان بالا گرفت. با تیغ موکتبری چند ضربه به گردن او زدم، زخمی شد و به دلیل شدت خونریزی فوت کرد. مانده بودم با جسد او چه کنم. پیکر او را با نایلون و پلاستیک بستهبندی کردم. خودروی یکی از ساکنان ساختمان را امانت گرفتم و با انداختن جسد در صندوق عقب، آن را به منطقه پلور بردم و به درهای انداختم.
سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: با توجه به اعتراف متهم به قتل، ماموران به منطقهای که جسد رها شده بود، اعزام شدند و با استفاده از سگهای جستوجوگر بقایای به جای مانده از جسد را کشف و آن را به پزشکی قانونی منتقل کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم