پایان یک مهره کلاسیک

با اعلام خبر کشته شدن ابومصعب زرقاوی - مردی که به امیر القاعده عراق و دشمن شماره یک شیعیان معروف بود- امریکایی ها که در 3سال گذشته از به چنگ آوردن این تروریست حرفه ای ناتوان بوده اند، تلاش کردند
کد خبر: ۱۰۰۷۴۹
تا در یک مانور تبلیغاتی از این عملیات به عنوان دستاوردی بزرگ استفاده کنند و شرایط بوش را که در دوران سقوط محبوبیت خود به سر می برد رو به بهبودی برند.
با این حال آنچه بسیاری از صاحب نظران بر آن عقیده اند، آن است که مرگ و زندگی وی اهمیت چندانی برای امریکا نداشت و او مهره ای بود که پایان زمان مصرفش رسیده بود.
در حقیقت پروبال به ماجرای زرقاوی همان انگیزه ای را دنبال می کرد که بزرگنمایی بن لادن ، اما این بار به شیوه ای تازه ؛ وی کشته شد تا بوش بتواند آمار بهتری را در نظرسنجی ها کسب کند.
اگرچه امریکایی ها معتقدند که زرقاوی در ترور یک دیپلمات این کشور در اردن در سال 2002متهم اصلی بوده و کالین پاول ، وزیر امور خارجه دولت بوش از وی به عنوان رابط اصلی میان شبکه اسامه بن لادن و صدام در عراق نام برد، اما با این وصف نه تنها مردم عراق بلکه بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران سیاسی همواره زرقاوی را یک شخصیت خیالی از طرف امریکا برای توجیه جنایت هایشان می دانستند.
حتی پس از آن که اسامه بن لادن ، رهبر سازمان القاعده در افغانستان وی را به طور رسمی به عنوان رهبر گروه القاعده در عراق معرفی کرد باز هم افکار عمومی عراق و جهان متقاعده نشده و بسیاری بر این باور بودند که وی به نام القاعده برای منافع امریکا گام برمی داد.
خبر کشته شدن وی بارها اعلام و پس از آن تکذیب شد. شاید بتوان گفت که شاه بیت اصلی ادعاهای ارتش و سرویس های امریکایی در عراق بر فعالیت های زرقاوی استوار است.حتی افکار عمومی امریکا نیز به این بازی پنهان اشاره دارند و زرقاوی را مهره ای برای بازی سیاست بازان امریکایی در عراق معرفی می کنند.
روزنامه واشنگتن پست در این باره می نویسد: "از روزی که جورج بوش ، رئیس جمهوری امریکا ابومصعب الزرقاوی را در اکتبر 2002به مردم این کشور معرفی کرد، وی نقش مهمی برای دولت امریکا بازی کرد".
این روزنامه می افزاید: "زرقاوی علاوه بر نقش برجسته اش در حملات در عراق ، همیشه منبع مفیدی برای تبلیغات منفی دولت امریکا بود.
نقش و تهدید زرقاوی آنچنان بزرگنمایی شده بود که برخی مقامات اطلاعاتی ارشد معتقد بودند این مساله غیرمفید است".
در عین حال این روزنامه به پیامهای ضد و نقیضی که از سوی مقامات امریکایی مطرح می شود، اشاره و خاطرنشان می کند: "در ماه آوریل یک مقام ارشد ارتش امریکا به شکست زرقاوی در ایجاد خلل در انتخابات عراق اشاره کرد و گفت آنها دیگر عراق را دارای زمینه مناسب برای ایجاد سلطنت خود و مکانی برای رهبری تروریسم بین المللی نمی بینند، اما در همان ماه ، ریک لینچ ، سخنگوی ارتش امریکا در یک کنفرانس خبری در بغداد گفت بیش از 90درصد از حملات انتحاری در عراق از سوی نیروهای تروریستی انجام می شود که توسط زرقاوی آموزش دیده و جمع آوری شده اند".
این روزنامه در گزارشی دیگر با اشاره به اسناد داخلی ارتش امریکا افشا می کند: "این ارتش تبلیغات وسیعی برای بزرگ جلوه دادن نقش ابومصعب الزرقاوی آغاز کرده که از وی به عنوان رئیس شبکه تروریستی القاعده در عراق یاد می کند".
در واشنگتن پست به نقل از این اسناد داخلی ارتش امریکا و همچنین افسران آشنا با این طرح تبلیغاتی آمده است : "ارتش با بزرگنمایی زرقاوی از این اردنی به عنوان تهدید خارجی برای ثبات عراق یاد می کند".
این طرح امریکا برای مهم جلوه دادن زرقاوی به حدی زیاد بوده که برخی از مقامات اطلاعاتی ارتش اعتقاد دارند این موضوع باعث شده تا دولت بوش بتواند جنگ عراق را با سازمان القاعده ارتباط دهد.
سرهنگ درک هاروی ، یکی از افسران اطلاعاتی ارتش امریکا در عراق در این باره گفت: اگر چه زرقاوی و دیگر مبارزان خارجی در عراق حملات مرگباری را در این کشور انجام دادند، اما وی تنها بخش کوچکی از روند واقعی است که در عراق در جریان است.
اما لورتا ناپلئونی ، کارشناس امور تروریسم و نویسنده کتاب عراق ناآرام دراین باره می گوید: ابومصعب زرقاوی چیزی نیست جز افسانه ای که امریکا آن را ساخته و پرداخته است.
وی که کارشناس تروریسم به شمار می رود می نویسد: ابومصعب زرقاوی که از او به عنوان رهبر گروههای مسلح در عراق نام برده می شود، چیزی نیست جز افسانه ای که امریکا آن را پرداخته است.
وی که سردبیری یونایتدپرس اینترنشنال را نیز به عهده دارد، می افزاید: "افسانه زرقاوی در فوریه سال 2003و زمانی آغاز شد که کالین پاول ، وزیر امورخارجه وقت امریکا پرونده هایی را برای جنگ با عراق به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرد."
ناپلئونی در گفتگو با خبرنگاران نیز گفته بود: پاول در مباحث خود از نام زرقاوی برای اثبات ارتباط جعلی میان صدام ، رهبر سرنگون شده عراق و شبکه القاعده سوئاستفاده کرده است.
وی با جعل مکرر هویت زرقاوی که در اکتبر سال 1966در شهر زرقا در اردن متولد شده است ، افسانه وی را واقعی جلوه داد و افزود: او به چیزی تبدیل شد که ما می خواستیم ، ما او را به اینجا رساندیم.
دهر جمیل ، روزنامه نگار نیز در این باره می گوید: گاهی به نظر می رسد هیچ خودرویی منفجر نمی شود و هیچ حمله ای صورت نمی گیرد مگر آن که با نام زرقاوی مسوولیت آن پذیرفته یا از سوی دولت بوش به وی نسبت داده شود.
در واقع بوش و مسوولان بلندپایه دولت او استفاده خوبی از وی کرده اند، زیرا اکنون فراتر از یک شبهه ساده ، ثابت شده است که حمله به عراق و اشغال آن بر اساس اخبار کذب و دروغهای دولت امریکا انجام شده است.
گاهی شک می کنیم که آیا زرقاوی اساسا وجود دارد؛ روزنامه روسی کامرسانت نیز بر این باور است که زرقاوی به افسانه می ماند که بارها تغییر ماهیت داده ، بارها به وسیله امریکاییان کشته و مجدد باعث ترس و وحشت شده است.
مسائل ضد و نقیضی ماهیت اصلی وی را زیر سوال می برد.مقاله نویس این روزنامه می افزاید: ابو مصعب الزرقاوی ، خطرناک ترین انسان روی زمین بود، نه تنها به خاطر این که سر خود را می تراشید، بمب می گذاشت و آدم می کشت ، بلکه گویا عمری جاودان دارد.
چند سال قبل سازمان سیا هنگام معرفی وی به عنوان تروریست اصلی تحت تعقیب در عراق ، اعلام کرد که وی در زمان جهاد بر ضد شوروی در افغانستان ، یک پای خود را از دست داده است.
امریکاییان هر چه فعال تر در شکار زرقاوی بودند، او بیشتر از دست آنان می گریخت. آنقدر سریع که گویی به جای دو پا، چهار پا دارد؛ اما چند ماه پیش در یک نوار ویدئویی زرقاوی نه تنها دارای دو پا بود، بلکه برای رضایت خاطر بینندگان امریکایی کفشهای ورزشی نایک نیز به پا داشت.
زرقاوی تنها انسانی بود که می توانست گذشته خود را تغییر دهد. زمانی کالین پاول ، وزیر خارجه وقت امریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد تشریح کرد که وی متخصص سلاحهای شیمیایی است که طرف قرارداد صدام برای بن لادن بوده است.
یک سال بعد وقتی هیچ سلاح شیمیایی ای در عراق یافت نشد، تخصص زرقاوی تغییر کرد و سردسته تروریست های عراقی نام گرفت ؛ اما باز پس از یک سال وقتی ضرورت های سیاسی ایجاب کرد که بهتر است همه تقصیرها به گردن ایران بیفتد، او به یکباره شیعه ای شد که مدتها قبل در ایران زندگی می کرده و غیره... و بالاخره این اواخر وقتی تعداد سربازان کشته شده امریکایی که به دست افراد زرقاوی به قتل رسیدند، از مرز 2هزار نفر گذشت، این دشمن شماره یک امریکا مجدد ظاهر شد.
ظاهرا زرقاوی از مرگ هم ، قدرت بیشتری دارد. وی نوامبر 2005در جریان نبردی در موصل کشته شد. یک بار هم بر اثر جراحت شدید ریه ، در ماه می مرده بود. 2سال پیش هم ابتدا آوریل 2004در جریان یورش به سلیمانیه و پس از آن در نوامبر در جریان حمله به فلوجه کشته شده بود.
عجیب تر این که در فوریه 2005بود که امریکایی ها اعلام کردند زرقاوی را دستگیر کرده اند؛ ولی باز او باعث ترس و وحشت و کشتار شد تا این که این هفته در حمله ای از سوی نظامیان امریکایی برای چندمین بار متوالی کشته شد.
گویی زرقاوی مرگ را نمی شناسد و امریکاییان بارها و بارها او را کشته و او بار دیگر وحشت می آفریند.همچنین برخی دیگر صحنه فجیع سر بریدن سرباز امریکایی را همزمان با اعلام فشارهای جهانی به ارتش امریکا به دلیل بدرفتاری با زندانیان عراقی با نوعی فیلم تبلیغاتی برای توجیه این رفتارها دانستند.
آنها با طرح این پرسش که چرا در حالی که اسم زرقاوی به عنوان ذبح کننده در تیتراژ فیلم عنوان می شود، او چهره اش را پوشانده است؛ روزنامه دیلی تلگراف چاپ لندن پیشتر نوشته بود: "ابومصعب الزرقاوی اردنی الاصل که گروه وی متهم به سر بریدن گروگان های غربی در عراق است، دروغی بیش نیست و وی وجود خارجی ندارد."
دیلی تلگراف به نقل از منابع اطلاعاتی امریکا که نامی از آنها نبرد، نوشت: "واشنگتن ، زرقاوی را به عنوان یک شخصیت شرور خلق کرده تا از آن برای مصرف داخلی در امریکا استفاده کند."
به گفته این منابع زرقاوی یک شخصیت خیالی و موهومی برای فریب افکار عمومی در امریکاست. ما در امریکا به یک شخصیت شرور خیالی نیاز داریم تا در صورت لزوم او را مورد نکوهش قرار دهیم.

کتایون مافی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها