اینکه هنرمندی بخواهد درحوزه آثار کوتاه،کار قابل توجهی ارائه کند به خودی خود کار مهمی انجام داده است؛ چرا که حضور در آثار کوتاه به مثابه ماراتنی برای اثبات اندازه تواناییهای سازنده اثر است.
فرود عوضپور ازجمله هنرمندانی است که در حوزه آثار کوتاه داستانی و مستند چهره نام آشنایی برای علاقهمندان این حوزه محسوب میشود که با انبوهی از جوایز داخلی و خارجی در قالبهای گوناگون خوش درخشیده است. او که فارغالتحصیل رشته کارشناسی ارشد کارگردانی سینما از دانشگاه سوره تهران است تاکنون جوایزی چون پلاک نقرهای و جایزه نقدی توکیوی ژاپن، جایزه اول جشنواره پریکس دانوب اسلواکی، جایزه اول بخش بینالملل جشنواره برگامو ایتالیا، جایزه جشنواره ونکوور کانادا، جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم روستا و... را بهدست آورده است.
اخیرا رهبر معظم انقلاب در کنفرانس حمایت از انتفاضه مردم فلسطین، از حضار خواستند به مناسبت سالگرد شهادت «مالکوم ایکس» رهبر سیاهپوستان آمریکایی فاتحهای قرائت کنند. همین دلیلی شد تا با عوض پور به بهانه ساخت مستندی درباره نوه مالکوم ایکس گفتوگویی انجام دهیم که در ادامه میخوانید:
شما مستندی به نام «شباز میراث خانوادگی» ساختهاید که درباره نوه مالکوم ایکس است. کسی که چند روز قبل از اینکه به ایران بیاید به طرز مشکوکی کشته میشود. چطور شد که به سمت تولید این مستند رفتید؟ سوژه را چگونه انتخاب کردید؟
سال گذشته یک پیشنهاد داشتم برای ساخت فیلمی مستند از سرگذشت مالکوم لطیف شباز، نوه دختری مالکوم ایکس رهبر سیاهپوستان آمریکا، ابتدا هیچ سر نخ واقعی از مالکوم نداشتم، رسانهها هم چند مطلب تکراری و بیشتر سطحی ارائه داده بودند.
بیش از سه ماه کار تحقیق و پژوهش به طول انجامید تا به یک طرح کلی رسیدم و هرچه بیشتر تحقیق میکردم به ابعاد تازهای از زندگی مالکوم میرسیدم که پر از رمز و راز بود. در یک کار مستند هرچه موضوع پیچیدهتر میشود ساخت فیلم هم سختتر میشود، زیرا باید راهی پیدا کرد که مخاطب بعد از دیدن فیلم برای همه سوالهای طرح شده در ذهنش جواب درستی دریافت کند.
سازوکار شما برای ساخت یک مستند چیست؟ منظور اینکه چگونه یک ایده ابتدایی رابه طرح وسپس فیلمنامه نهایی تبدیل میکنید؟
هر مستندسازی که مبنای کار خود را بر تحقیق و پژوهش قرار دهد، بیشک بعد از پایان این مهم به این نتیجه میرسد که کار ارزش ساخت دارد یا نه. من هم بعد از اینکه مدتی به موضوع فکر میکنم اگر به یک طرح و ساختار کلی که در آن خلاقیت و جذابیت وجود داشته باشد برسم، فیلمنامه نهایی را مینویسم. منظورم فیلمنامهای که در کار مستند، ساختار و روایت بصری قصه را جلو میبرد نه متن نریشن آن را بعضی از همکاران متاسفانه متن نریشن را فیلمنامه میخوانند که این اشتباه است.
معمولا فیلمسازان ما برای ساخت یک اثر داستانی یا مستند کوتاه با چه مشکلاتی روبهرو هستند؟
مشکلات همیشه و همه جا هست، اما در خصوص تولید فیلمهای داستانی و مستند باید عرض کنم به نظرم بیتوجهی بعضی مسئولان به صدور مجوز برای فیلمساز بیشترین وقت و انرژی تیم تولید را میگیرد که در خیلی از مواقع این اجازه به گروه داده نمیشود.
مثلا وقتی من قرار شد فیلم مستند «تنگی نفس» با موضوع جانباختگان منا را بسازم، سازمان متولی این امر بعد از یک ماه نامهنگاری کوچکترین همکاری نکرد. از اینگونه بیمهریها تا دلتان بخواهد وجود دارد.
شما تجربه ساخت آثار داستانی و مستندهای متفاوتی را دارید که برخی از آنها توانستهاند جوایز مطرح داخلی و خارجی را از آن خود کنند کسب چنین عناوینی چقدر در معرفی شما به جامعه هنری ما موثر است؟
حتما تاثیر دارد ولی باید بگویم که این میتواند هم خوب باشد و هم بد، خوب است برای اینکه شما نتیجه تلاش خود را در داوری و ارزیابیهای مهم میبینی و خیلی خوشایند است که از اثر شما نقدهای ستایشآمیز صورت میگیرد. همچنین میتوان گفت بد است چون بعضی مواقع حسادت افراد باعث میشود در کارهای بعدی مشکلات زیادی بهوجود میآید.
تفاوت عمده مستندسازان ما با مستندسازان خارجی را در چه چیزهایی میدانید؟
در ساختار و تکنیک تفاوت زیاد نیست، شاید بیشترین تفاوت در محتوا و نگاه فیلمساز باشد. سینمای مستند ایران همیشه نجیب و دوست داشتنی بوده و ما میبینیم که آثار مستند ایرانی همیشه در دنیا با اقبال و موفقیت روبهرو بوده است.
مجید رحیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم