شاید امروز برای نسل ما قدری عجیب باشد که نیاکان ما بیسواد بوده اند در حالی که همین خواندن ساده امروزی برای آنان بسیار خارق العاده بوده است اگوستین قدیس در قرن پنجم درباره آمبروس قدیس اسقف میلان چنین می گوید که آمبروس آنقدر دانا بود که می توانست
کد خبر: ۱۰۰۶۹
بدون حرکت لبهایش بخواند و این شاهکاری حیرت آور بود و به این دلیل وی پرمغزترین و داناترین مرد جهان محسوب می شد اگوستین به مسیحیان هشدار می داد که مواظب افرادی که جمع و تفریق بلدند، باشند و از آنها بپرهیزند؛ زیرا آنها همدست شیطان هستند از آن روز قرنها سپری شده و سالها طول کشیده است تا استادان حساب پدیدار شوند و شاگردان را برای زندگی شغلی فردای خود آماده کنند به هر حال تاریخ گواه است که اجداد و نسلهای پیش از ما غالبا سواد خواندن و نوشتن نداشتند و حتی ساده ترین اصول حساب را هم نمی دانستند؛ اما حالا ورق برگشته است و در لحظه های نادری از تاریخ ، پیشرفت دانایی ، موانع گذشته را در هم شکسته و دروازه های پیشرفت و تعالی بشر را به سوی آینده مطلوب گشوده است یکی از این پیشرفت های غیرمنتظره و راهگشا، اختراع ابزار و وسایل و شیوه های جدید تفکر و ارتباط و در قرن ما رایانه است این نوآوری ، اختراعات و پیشرفت ها نشان دادند که بنیاد حرکت در آینده ، دیگر عضله نیست ؛ بلکه مغز است ؛ بدین معنی که در قرن بیست و یکم ، دانایی کلید و محور موفقیت است به قول فرانسیس بیکن دانایی منشا قدرت است ، در نتیجه در جهان موج سومی ، همه از جمله سازمان های غیردولتی جوانان باید درباره نقش دانایی تجدید نظر کنند. تا چند سال پیش هر کس توانایی استفاده از رایانه را داشت ، جادوگر ریاضی و مغز غول آسا توصیف می شد؛ اما امروز بار دیگر با فرو ریختن موانع دانایی ، کل ساختار دانایی انسان به لرزه درآمده و چنان تغییر سریع و سرسام آوری کرده است که با هیچ نمونه مثالی از اعصار و دوران های گذشته قابل قیاس نیست سازمان های غیردولتی جوانان متوجه باشند که شتاب و نوآوری در عصر حاضر، تمام سلسله مراتب قدرت گذشته را ویران و نظام کاری پیشرفته موج سومی را جایگزین آن کرده است جوانان ایرانی و بویژه سازمان های غیردولتی جوانان به عنوان پیش قراولان تغییر و تحولات آینده و پرچم داران مطلوب زیستن و کاهش آلام بشری و انسانی در جهان پیش رو متوجه باشند که راز موفقیت دراز مدت و آنچه تکلیف پیشرفت های دولتها و ملتها و سازمان ها را روشن می کند، محصولات کار عضله و عرق ریختن نیست ؛ بلکه حاصل کار مغزی است . سازمانهای غیردولتی جوانان متوجه باشند که کلید فردای بهتر در پژوهش عملی و فناوری ، آموزش مستمر اعضا، دسترسی به نرم افزارهای پیشرفته ، مدیریت هوشمندانه تر، ارتباطات سریع و پیشرفته و ساختارهای مبتنی بر نظام اطلاع رسانی برتر است و در این میان استراتژی برتر، استراتژی سازماندهی مجدد دانایی است . در نتیجه سازمان های غیردولتی ، به عنوان بازیگران دوران جدید باید اساس شکل گیری حرکت خود را بر دانایی به معنی جدید آن استوار کنند و به عنوان یک استراتژی، سازمانهای خود را سازمانهای دانایی محور تعریف کنند و دانایی را سرمایه اصلی خود بدانند وگرنه از گردونه روند تاثیرگذاری بر تحولات جهان حذف خواهند شد.متاسفانه برخی از سازمان های غیردولتی ما در بخش جوانان و مدیران و اعضای مرکزی این گونه سازمان ها، دانایی محور نبودن خود و سازمانشان و همچنین کمبود بهنگام نبودن اطلاعات را امری عادی می پندارند و متوجه نیستند که چه گوهر ارزشمندی را به فراموشی سپرده اند و نمی دانند که اطلاعات با چه شتابی شرایط و الگوی زندگی را دگرگون می کند. واقعیت تلخ برای سازمان های غیردولتی ما به عنوان سازمان های نوآور، خلاق و پیش آهنگ تغییر این است که از انگاشت ها و سیاست های سازمانی ای استفاده می کنند که ریشه در دیروز دارد و هنوز نتوانسته اند دیروز را قربانی فردای دلخواه کنند؛ بنابراین حساسیت لازم نسبت به چالشهای پیش روی جهان را ندارند و به دلیل نشناختن این چالشها نمیدانند که چه اقداماتی در برابر آنها انجام دهند.به طور مثال ، سازمان های غیردولتی ما در بخش کمک به آسیب دیدگان اجتماعی و یا مبارزه با فقر، به جای تاثیر گذاری و بسترسازی برای مبارزه با فقر و قطع علل آن ، به معلول توجه کرده اند؛ در نتیجه همواره فقیر پروری کرده و فقر را نهادینه کرده اند این روند در بسیاری از سازمان های غیردولتی با کارکردهای مختلف و گوناگون کم و بیش وجود دارد سازمان های غیردولتی جوانان ما بیش از آن که به فکر توانمندسازی و شناخت خیزشهای بزرگ و دگرگونی های پی در پی و گریزناپذیر جهان باشند، به فکر معرفی و شناساندن خود به جغرافیای کوچک پیرامون خود، آن هم با بالا بردن آمار فعالیت ها و پروژه های صوری و کارهای کم تاثیر، عضله ای و یدی هستند البته نمی توان منکر نقش توان مالی برای موفقیت یک تشکل غیردولتی بود دولت باید بسترهای لازم و زمینه کمک برای رفع این مشکل را فراهم کند از طرف دیگر، سازمان های غیردولتی متوجه باشند که آنها چاهی نیستند که دولت در آنها آب بریزد نتیجه این که سازمان های غیردولتی جوانان باید دانایی را محور ثروت بدانند و با قرار دادن مدیریت سازمان خود بر بال اندیشه ، توانمندی های لازم برای پیش افتادن از دگرگونی ها و تحولات پی در پی را به دست آورند و همواره گوش به زنگ شتاب و تغییر باشند و به جای سوار شدن بر هواپیماهای ملخی بالداری که حالا بر آن سوار هستند، بر بال اندیشه و دانایی و آموزشی مستمر و اطلاعات و ارتباطات بنشینند و هواپیمای ملخی خود را به جت های پرتوان تبدیل کنند خلبانان می گویند، خوب به زمین نشاندن هواپیما، نتیجه خوب آماده شدن برای فرود است ؛ بنابراین سازمان های غیردولتی جوانان برای خوب فرود آمدن بر زمین ناهموار و باند لرزان قرن 21 آماده باشند و این اصل را هیچ گاه فراموش نکنند که در قرن بیست ویکم ثروت در زر و زور و قدرت و پول نیست؛ بلکه در دانایی است.