دیدگاه

خودباوری و هویت ملی

هویت نوعی چیستی است که هرفرد یا گروه برای خودش تعریف می‌کند. هویت باعث می‌شود هر فرد اشتراکاتش با افراد یا گروه‌ها را بشناسد و ضمن احساس نزدیکی با آنها، همه کسانی را که وجوه اشتراک با او ندارند، به عنوان دیگری تلقی کند. هویت چیزی نیست بجز تاکید بر شباهت‌ها از یک سو و تاکید بر تفاوت‌ها از سوی دیگر.
کد خبر: ۱۰۰۴۶۶۲

هویت شکل‌های مختلف دارد که یکی از انواع آن را هویت‌های مشروعیت بخش می‌نامند، هویت‌هایی که جامعه، نظام و نهادهای اجتماعی مثلا نظام آموزشی و حقوقی به آنها شکل می‌دهند. افراد در این نظام‌ها آموزش می‌بینند و تربیت می‌شوند، نظامی که کارکرد اصلی‌اش مشروعیت بخشی و تداوم هویت است.

یک ملت که نماد هویت ملی است، اشتراکات فراوانی دارد؛ ازتاریخ گرفته تا سنت‌ها و آداب و رسوم و سرزمین و نژاد و زبان. این نقاط مشترک باعث می‌شود، افراد خود را متعلق به فرهنگی بدانند که افراد زیادی در این ویژگی با آنها شریک‌اند. همین مشابهت هاست که باعث می‌شود، افراد یک ملت به عنوان یک کل منسجم کنار یکدیگر قرار بگیرند و احساسات، عواطف، علایق و اهداف مشترکی داشته باشند.

در یک جامعه انسانی، همه افراد دست به دست هم می‌دهند و هویت ملی را می‌سازند و پیداست هرگاه نقصی در این انسجام ایجاد شود، هویت نیز دچارخدشه، گسستگی، بحران یا فروپاشی می‌شود.

کارکرد اصلی هویت، انسجام بخشی است و ممکن است تحت تاثیر عوامل و بحران‌های مختلف، هویت این کارکرد خود را از دست بدهد. موضوع این است که عوامل گوناگونی ممکن است تعادل میان عناصر سازنده هویت را برهم بزند. هر جامعه و هر نهاد از بخش‌ها یا نظام‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تشکیل شده که درعین استقلال با هم ارتباط دارند. به این ترتیب اگر در یک نظام، بخشی دچار اخلال شود یا یک بخش بربخش‌های دیگرسلطه پیدا کند، هویت دستخوش تغییرمی شود و بر افراد جامعه نیز اثر می‌گذارد.

به عبارت دیگر، می‌توان گفت هویت و انسجام ملی از دوجانب ممکن است دستخوش تزلزل شود؛ اول وقتی که نظم درونی مولفه‌های تشکیل‌دهنده هویت از بین برود و دوم زمانی که کلیت هویت نسبت به عوامل بیرونی احساس ضعف کند. وقتی این دو حالت در جامعه‌ای حاکم شود، بخشی از افراد منفعل و دچار گیجی و سردرگمی می‌شوند و چون احساس می‌کنند هویت فعلی‌شان جوابگوی نیازهای امروزشان نیست دچار خودباختگی می‌شوند. عده‌ای نیز که مستاصل مانده‌اند، گرفتار خود کمتربینی می‌شوند و احساس می‌کنند در مواجهه باسایر فرهنگ‌ها و جوامع حرف کمتری برای گفتن دارند.

این وضعیت ناخوشایندی برای یک ملت است، بنابراین برخی جوامع کوشیده‌اند اگر از لحاظ مادی از کشورهای دیگر عقب هستند شرایطی فراهم کنند که مردم احساس کنند در راهی درست قرار گرفته‌اند و با تلاششان به خواسته‌هایشان خواهند رسید.

بنابراین اگرهویت ملی درست طراحی و هدایت شود، ملت‌ها گرفتار خود کمتربینی نمی‌شوند، بلکه به این باور می‌رسند که آنها نیز درنظم جهانی نقش دارند. به دیگر سخن، هویت‌های ملی خدشه‌دار شده قابل ترمیم و حتی قابل تغییر و تقویت است، به این شرط که نظام‌های حاکم بر ارزش‌های مشترک، زبان، سنت‌ها، فرهنگ، آداب و رسوم، تاریخ و جغرافیای یک ملت تاکید کنند.

دکتر مازیارطلایی‌

جامعه‌شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها