محدودیت ها یا معایب تامین مالی از طریق اوراق قرضه به 5
طبقه دسته بندی می شود.
کد خبر: ۱۰۰۱۵۱
1- اگر شرکت صادرکننده اوراق قرضه نتواند حداقل به اندازه هزینه اوراق قرضه درآمد کسب کند، اهرم های بوجود آمده از طریق تغییر بافت بدهی و حقوق صاحبان سهام ، کاهش حاصل در سود هر سهم شرکت را بسیار زیاد خواهد کرد.
2- شرکت باید بهره ثابت و اصل بدهی را پرداخت کند. ذخیره بازخرید اوراق قرضه برای شرکت تعهدات ثابت اضافی هستند لذا ممکن است که این پرداخت ها در زمانی اتفاق افتد که جریان نقدی آن تکافوی انجام تعهدات کوتاه مدت و بلندمدت را در سررسید نکند. تحت این شرایط ، ممکن است شرکت توانایی پرداخت بدهی های خود را در سررسید نداشته و محکوم به ورشکستگی شود.
3- از لحاظ برنامه ریزی ساختار سرمایه ، شرکت می تواند انتظار داشته باشد که فقط مقدار محدودی از بدهی های خود را پیش از آن که خطر مالی و هزینه سرمایه اش به میزان قابل توجهی افزایش یابد ، کاهش یابد. بدهی متغیر و کوتاه مدت فعلی ممکن است اختیارات مالی یا قابلیت انعطاف آن را برای سالهای متمادی آینده کاهش دهد. اگر شرکتی یک ترکیب مطلوبی از ساختار سرمایه را برقرار کند ، تامین مالی از طریق اوراق قرضه فقط زمانی مطلوب خواهد بود که جمع بدهی های بلندمدت از ترکیب درصدی در ساختار سرمایه تجاوز نکند.
4- شرایط حاکم در بازار اوراق قرضه ممکن است تامین مالی از طریق قرضه را یک منبع نامطلوب جلوه دهد. این واقعه زمانی اتفاق می افتد که نرخ بازده داخلی اوراق قرضه جدید چنان بالا است که شرط مطمئن نیست که بتواند به طور دائم بازده ای معادل هزینه سرمایه از اوراق قرضه در طول عمر اوراق مذکور را کسب کند. این موضوع باعث می شود که شرکت ، تامین مالی بلندمدت خود را به تاخیر بیندازد و به جای آن بر منابع مالی کوتاه مدت تکیه کند و استفاده از هرگونه بدهی را به عنوان تامین مالی به طور نامحدود به تعویق اندازد و تلاش کند که از حقوق صاحبان سهام بیشتر استفاده کند.
5- تعهدات منفی ای که در قرارداد انتشار اوراق قرضه آورده شده ، ممکن است برای عملیات شرکت محدودیت ایجاد کند. به عنوان مثال ، نقدینگی مورد نیاز ممکن است مانع شرکت برای سرمایه گذاریهای بلندمدت شود و محدودیت های سود سهام بازده مالکان را کاهش دهد.