یونیت دندانپزشکیاش را به خیابان آورد؛ سه ساعت سرپا ایستاد؛ سرصبر، باحوصله و متواضع، 50 بار، جلوی 50 دهان باز، خم شد و از پشت شیشههای عینک ذرهبینیاش خیره شد به دندانهایشان و با آیینه و قلم فلزی، مثل یک جواهر فروش خبره، تک تک شان را بررسی کرد، ساییدگیهایشان، لکههای زرد و خاکستری نشسته بر تنشان، اتصالهایشان را با گوشت نرم و صورتی لثهها و حتی پرکردگیهای غم انگیزشان را که اغلب سیاه و خاکستری بود و لقب «مروارید» را مدتها پیش از آنها گرفته بود.
کد خبر: ۸۹۷۴۵۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۲/۰۱