ناگفتههایی از «بیوهکشی» یوسف علیخانی
«خوابیدهخانم»، تنها دختر پیلآقا و ننهگل از آتش عشق پسرخالهاش اژدر فراری است و دل به «بزرگ»، پسر ارشد حضرتقلی و قشنگخانم میبندد که وظیفه مراقبت از مالان (گوسفندان) میلکیها را دارند. ثمره ازدواجشان عجبناز است. زندگی بزرگ و خوابیده خانم در کمتر از دوسال با مرگ بزرگ پایان مییابد. براساس باور مردم میلک در پس اژدر کوه و اژدر چشمه، اژدرمار زندگی میکند که هر چند وقت یکبار سر برآورده و فردی را که آن حوالی است، میبلعد؛ عامل مرگ بزرگ و نابودی گلهاش هم همان اژدر مار است.
کد خبر: ۸۱۹۱۳۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۰۱