تلقی عام از طنز، کلام یا نوشتهای است که شنیدن یا خواندن آن ما را بخنداند؛ به همین دلیل بسیاری از شوخیهایی که همراه با بیاحترامی و تحقیر باورها و گویشهاست نیز در باور عام در همین دایره جای گرفته است؛ شوخیهایی که بسیاری از آنها نه در رسانهها و مطبوعات قابل انتشارند و نه در جمعهای عمومی. هجو، هزل، مطایبه و طنز گرچه همگی از خانواده خنده بهشمار میروند، ولی باید آنها را به چهار برادر تشبیه کرد که هرکدام خصوصیتهای منحصربهفرد دارند که از این خانواده فقط برادر چهارم هم بانمک است، هم متین و هم فرهیخته.
کد خبر: ۵۵۵۵۰۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۱/۳۱
سخت بود دیدن سرو و صنوبرمان، ابوالفضل زرویینصرآباد، روی تخت بیمارستان. قلب است و شوخی ندارد. خاصه آنکه مشکل دیابت هم بر آن علاوه شده باشد؛ اما سخت بود آن قامت رشید را شکسته و خمیده دیدن. باید میگفتم کور شود این چشم و نبیندت روی تخت بیمارستان. باید میگفتم بامرام! یک تکان اساسی بده به آن قلب رنجور. یک یاعلی بگو و بلند شو. دستی بزن به دست علمدار بیدست و بلند شو.
کد خبر: ۵۵۴۱۱۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۱/۲۶