
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
کاریکاتوریست محبوب و مهربان مجلههای مهمی مانند توفیق و گلآقا که بیش از نیمقرن است دل در گرو طنازی دارد، این روزها آثاری از خود را به دیوار فرهنگسرای نیاوران در بخش مفاخر و بینالملل نهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر میبیند؛ جشنوارهای که سیام بهمنماه و روز اختتامیه قرار است، از مقام رفیع این کاریکاتوریست پیشکسوت تقدیر کند. به همین بهانه با او درباره هنر کاریکاتور از سالهای دور تاکنون و نیز کارکردهای متغیر کاریکاتور مطبوعاتی به گفتوگو نشستهایم؛ با احمد عربانی که خالق یکی از مهمترین شخصیتهای کاریکاتور مطبوعاتی، یعنی شاغلام در مجله گلآقا بوده است.
شمـــا نیـمقرن پیش با مجله «توفیق» و پس از آن با «کاریکاتور» و «فکاهیون» و «گلآقا» همکاری کردید؛ نشریاتی که هر یک به لحاظ تاثیرگذاری رسانهای، تبدیل به نهادهای مهمی در طنز و کاریکاتور شدند. چــرا مدتهاست کاریـکاتور خاستگاهی ندارد کــه چنان تاثیرگذار باشد؟
باید درباره شیوه مدیریت مجلاتی صحبت کنیم که ذاتا به کاریکاتور مربوط میشوند. تصور کنید گلآقا چرا مجله موفقی بود و به قول شما فراتر از یک مجله رفت و کاری که میکرد، در حوزههای مختلف تاثیر میگذاشت؟ طبعا باید دلایلش را در خود کیومرث صابری به عنوان مدیر رصد کرد. او کسی بود که کاریکاتور را میشناخت. با اینکه تخصصش مربوط به طنز مکتوب بود، اما همانطور که یک سردبیر باید خطدهنده در همه حوزهها باشد، کاریکاتوریستها را هم مدیریت و خلاقیتش را به آنها تزریق میکرد. مهمترین مشکل مجلات امروزی کاریکاتور و طنز همین خلأ مدیریت مناسب محتوا و فرم است. البته در نظر داشته باشیم که اینها بسیار پرسابقه بودند و بچههای الان، جواناند و رویهشان هم جوانانه است. بنابراین فرصت دارند، به تاثیرگذاریای که مد نظر شماست، برسند. البته همین الان هم چند مجله در این باره داریم که یکیشان یعنی طنز و کاریکاتور خیلی هم قدیمی است، اما تاثیر سابق را ندارد. گلآقا اما با همه فرق داشت. صابری به معنای واقعی بالای سر مجله بود؛ مجلهای که با همه این اوصاف و همه طنازیهایش، فاخر بود.
شما در همین مجله گلآقا خالق کاراکتر معروف «شاغلام» بودید. شاغلام محصول ایده شما بود یا صابری؟
هم شاغلام و هم آسیبپذیر را خلق کردم. اولین بار صابری چیزی نوشته بود که قرار بود روی جلد مجله برود. من برای آن مطلب، شاغلام و آسیبپذیر را کشیدم. در واقع خالق شخصیتها صابری بود و خالق تصویر آنها من. هر بار هم من آنها را نمیکشیدم، صابری به دیگر بچهها میگفت با همان شمایل آنها را بکشند.
یکی دیگر از شخصیتهایی که البته نه مثل شاغلام و آسیبپذیر، محصول تخیل شما و مرحوم صابری، بلکه یک چهره معروف سیاسی بود و کاریکاتورهای شما از او بسیار معروف شد، زندهیاد حسن حبیبی بود. پس از او، در میان سیاستمداران، چه کسی را به اندازه او جذاب یافتید تا کاریکاتورش کنید؟
حبیبی خودش بسیار کاریزماتیک بود؛ رفتار و چهرهاش در من تاثیر میگذاشت و اصلا مجمعالشرایط بود برای من! هنوز به جذابیت حبیبی کسی را پیدا نکردم. شاید هزاربار کاریکاتور او را کشیدم. نه، به اندازه او نه... البته حالا که فکر میکنم به محمدجواد ظریف میرسم که چندباری کاریکاتورش را کشیدهام. او هم در صورتش و هم در حالتهایش، نکاتی دارد که ظریف است و حسابی به درد کاریکاتور میخورد.
مدتهاست انیمیشن نمیسازید، چرا؟
تک و توک میسازم. الان هم درگیر یک فیلم کوتاه ششدقیقهای هستم که دوبعدی است. اینکه کم انیمیشن میسازم، به شرایط مربوط است. شرایط مدتها بد بود و سپس با گشایشی که ایجاد شد ما هم امیدوار شدیم، اما ختم به نتیجه مناسبی نشده است. خروجی فیلمها متناسب با بودجهای نیست که در اختیارشان قرار میگیرد.
حیات کاریکاتور مطبوعاتی، پس از گذشت فراز و فرودهای بسیار چگونه حیاتی است؟
اصلا پویا و سرزنده نیست. کاملا محو نیست اما در این حد است که نفسی میآید و میرود. این در حالی است که نیاز مخاطب به آن نهتنها کم نشده بلکه به لحاظ تغییر و تحولات رخداده در دنیای رسانه، کارکردهای مهمی نیز یافته است. طنزها چندان قدرتی ندارند، هر چند وضع طنزها از کاریکاتورها بسیار بهتر است و همینطور هم جان میگیرد و بهتر میشود اما در کاریکاتورها سوژهها ضعیف و بیرمقاند و نگاه اغلب کاریکاتوریستهای مطبوعات نیز، عاری از گزندگی و تیزبینی است. در این باره خط قرمزها هم موثرند و نباید همه تقصیرها را گردن کاریکاتوریستها انداخت.
شاید یکی از مهمترین مشکلات کاریکاتور مطبوعاتی ما مربوط به تحولاتی عمیق است که در مفهوم رسانه ایجاد شده است. کاریکاتوریستهای مطبوعات میدانند که با وجود رونق شبکههای اجتماعی و رسانههای اینترنتی، اولویتشان باید سرعت در انتقال باشد. نظر شما چیست؟
همه این تواناییها باید در کاریکاتوریست، تربیت شود. او باید در شیوه مواجهه با سوژه تربیت شود تا هیچ عاملی را فدای آن یکی نکند ؛ حتی سرعت. من ده سال به خاطر یک سری سختگیریها در مطبوعات ورزشی کار میکردم. اردشیر لارودی، قدیمیترین ورزشینویس که سردبیرمان بود میگفت ما از کاریکاتورهای تو ایده برای نوشتن میگیریم. کاریکاتوری که آن سالها میکشیدم تا ساعت 5 میرساندم به تحریریه. خبر از دهان خارج نشده کاریکاتور آماده بود. تعریف از خود نباشد فقط مثال زدم که بگویم مشکل سرعت را میشود با تربیت همه تواناییها حل کرد. البته بگویم به بچههای امروزی حق میدهم که با توجه به مشکلات مجبورند با رسانههای مختلف همکاری کنند و طبعا از کیفیت آثارشان کاسته شود. این شانس ما بود که شرایط ایجاب میکرد سرمان خلوتتر باشد و بیشتر به کاریکاتور برسیم و انرژی هدر ندهیم.
کاریکاتور در دورهای هنری نمایشگاهی بوده اما مدتهاست عادت نداریم کاریکاتورها را در نمایشگاهها بر دیوار ببینیم و بیشتر کارکرد رسانهای پیدا کردهاند. حالا آثار شما در بخش مفاخر و بینالملل نهمین جشنواره بینالمللی هنرهای تجسمی فجر به نمایش درآمده. آیا کاریکاتور میتواند دوباره به عنوان هنری نمایشگاهی عرض اندام کند؟
اتفاقا پیش از اینها کاملا برعکس بود. کاریکاتور از نمایشگاهها به رسانهها رسید. الان هم بیشتر کاریکاتورهای مفهومگرا و انتزاعی بیشتر در گالریها به نمایش درمیآیند. بله، به نظرم توجهکردن جشنوارهها و نمایشگاهها به کاریکاتور میتواند دوباره این هنر را به گالریها برگرداند. نه به خاطر اینکه حالا برای من این کار را کردهاند در کل عرض میکنم که حرکت خوبی است. بخصوص ارج نهادن به مفاخر زیباست؛ جوانترها با آثار پیشکسوتها آشنا میشوند و پیشکسوتها هم در زمان حیاتشان قدر میبینند.
کاریکاتور؛ تزئینی برای رسانه؟
احمد عــربانی مــیگــویــــد کاریکاتورها برای مطبوعات ما کارکرد و وجهی تزئینی پیدا کردهاند و این از شأن کاریکاتور که میتواند و باید هنری مستقل باشد، به دور است. به زعم او که بیش از نیم قرن کاریکاتور کشیده، بیشتر این آثار، تصویرسازی و تصویرگریاند نه کاریکاتور: «کاریکاتورهای امروز، شبیه تصویرگری برای مثلا کتاب شدهاند، هم در فرم و هم در محتوا. از سوی دیگر گزنده نیستند و به جایی برنمیخورند و این انفعال، با روح کاریکاتور در تعارض است.» عربانی درباره اینکه چرا کاریکاتورهای مطبوعاتی مدتی است ما را تحت تاثیر قرار نمیدهند، میگوید: «به سیاستهای مدیران نشریات هم مربوط است. چشمشان به خاطر چند اتفاق که به کاریکاتورها مربوط میشده ترسیده و نمیخواهند دچار دردسر شوند. اما خب نباید از آن سوی پشتبام هم پرت شد! حسن توفیق، الگوی خوبی بود که ما را خوب هدایت و مدیریت میکرد و ما هم گوش میکردیم.» البته او در طول گفتوگویش تاکید میکند که حرفهایش عمومیت ندارد و در این میان هستند جوانانی که به کاریکاتور مطبوعاتی جان میدهند.
صابر محمدی
فرهنگ و هنر
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد