بعلاوه سرمایه اجتماعی در سه سطح کلان، میانی و خرد مورد سنجش قرار میگیرد. یک سنجه بسیار موثر در سرمایه اجتماعی، عامگرایی اجتماعی است. در اینجا نکته قابل تامل آن است که سرمایه اجتماعی را در دو بخش عامگرایانه و خاصگرایانه مورد بررسی قرار دهیم و معنایش این است که در بخش خاصگرایانه ما روابطمان را در یک بعد محدود و با خودیها و نزدیکان تعریف میکنیم؛ اما وقتی بناست این روابط قدری فراتر از این بعد محدود بروند میبینیم شرایط بسیار متفاوت میشود و بر مبنای همین نکته، سرمایه اجتماعی خیرخواهانه و شریرانه مطرح میشود. یعنی اعتمادی که موجب شر است و اعتمادی که موجب خیر است که آن سرمایه اجتماعی ای که موجب خیر میشود، سرمایه اجتماعی عامگرایانه است. یعنی ما با افرادی که دورتر از شعاع ما هستند هم همان پنداشت و برخورد را داشته باشیم که با آنهایی داریم که نزدیک هستند. آمارها نشان میدهند در زمینه عامگرایی اجتماعی و در مورد احساس مسئولیت در قبال اعضای خانواده وضعیت خوبی داریم، اما در مورد افراد جامعه وضعیت مطلوبی نداریم.
وقتی به مرحلهای رسیدیم که میتوانیم درک روشنی از وضعیت جامعه داشته باشیم، جای مطرح کردن این سوال است که چگونه و از چه راههایی میتوان میزان عامگرایی اجتماعی را بهبود داد؟
یکی از بهترین راهها، توسعه فرهنگ برنامهریزی برای اوقات فراغت از مجرای گسترش ورزش همگانی است. ضرورت این مسأله از آنجا اهمیت پیدا میکند که از یکسو، به دلایل مختلف و پیچیدهتر شده روابط اجتماعی و مشکلات و مسائل مختلف پیرامون نهاد خانواده، روزبهروز روابط اجتماعی کمرنگ تر، محدودتر و به محاق میرود و رفته رفته به امری عادی و طبیعی در جامعه تبدیل میشود. برای نمونه، گرچه در فرهنگ دینی و ملی بسیار به روابط میان مردم جامعه و بخصوص همسایگان تاکید شده است، اما جامعه به سمت و سویی میرود که کمتر همسایهای از حال و احوال خبری داشته باشد و از سوی دیگر، ذات ورزش همگانی حداقل برای ساعاتی انسان را از محیط خانه و کاشانه به متن جامعه میبرد.
افزون بر این مسأله، گذران بخشی از وقت در روز، هفته و ماه در قالب ورزش همگانی (به هر اندازهای که باشد) فرصتی برای برقراری دیالوگ میان اعضای جامعه را فراهم میکند.
فرصتی که چه بسا سبب میشود هر فردی با مشکلات و مسائل جاری جامعهاش آشنا شده، از آنها درس بگیرد و در زندگی شخصیاش استفاده کند. برای ارتباط با دیگران، اولین گام برقراری دیالوگ است. همه آنچه گفته شد معنایش این است که توسعه اوقات فراغت از مسیر گسترش ورزش همگانی و داشتن برنامه در این زمینه میتواند تا حدی وضعیت نامطلوب جامعه در زمینه عامگرایی اجتماعی را سامان دهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم