در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در خیابان، فروشگاه، تاکسی، دانشگاه، محل کار، کارخانه و... از هندزفری استفاده میکنیم. البته شاید مثلا نشود در پادگان و هنگام سربازی از آن استفاده کرد. اما شب را که از سربازان نگرفتهاند، پس هندزفری در هر نوبتی از شبانهروز، به دست و پای همهمان پیچیده و ما را به گوش دادن مداوم معتاد کرده است.
اینطور میشود که وقتی سراغ کسی میروی تا از او سوالی یا آدرسی بپرسی، با لبخند و اخم سرش را تکان میدهد و گاه با اکراه گوشی را از گوشش در میآورد و تو مجبور میشوی عذر بخواهی که مزاحمش شدهای.
بعضیها هم که در زمینه و بافت شغلیشان لازم نیست با کسی حرف بزنند، بیشتر از دیگران از هندزفری استفاده میکنند و گاه دیده شده با همین گوش دادنهای در محل کار، هفتهای چند کتاب را تمام کردهاند. در واقع حسنِ استفاده از این دستگاه و گوشیها را نمیتوان منکر شد.
دختران و پسرانی هم هستند که هم بهطور مداوم و هم با صدای بلند در حالگوش دادن به موسیقیاند و شما که در کنارشان ایستادهاید، صدای ناهنجاری را میشنوید که آزارتان میدهد، چون معمولا در این موارد تنها صدایی که به بیرون درز میکند یک جور صدای وز وز و دامب و دومبِ پارازیت مانند و کلافهکننده است. وقتی هم که با ایما و اشاره، از آقا پسر یا دختر خانم خواهش میکنید که صدای موسیقیاش را مقداری کم کند، با اخم و قهر جایش را عوض میکند و از شما دور میشود.
اگر اتفاقی بیفتد و صدای آژیر خطر بلند شود، چه کسی ما را خبر خواهد کرد؟ اگر زلزلهای بیاید، اگر اتفاقی برای خانوادهمان بیفتد، اگر جایی منفجر بشود؟ اگر لازم باشد که به جایی امن پناه ببریم از کجا و چگونه باخبر خواهیم شد؟ با این وضع، ما عملا از دسترس دیگران خارجیم. از دنیا و شهر و اطرافمان و صداهایش دورافتادهایم و به این ترتیب بشدت آسیبپذیر شدهایم.
آذر فخری
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: