تحلیل عباس سلیمی نمین از چرایی اصرار لندن بر بازی در زمین ایران‌هراسی

مواضع ضدایرانی برای انگلیسی‌ها هزینه‌ای ندارد

روابط ایران و انگلیس در چهار دهه گذشته از انقلاب اسلامی همواره با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است.
کد خبر: ۹۸۲۶۵۲

بعد از استقرار جمهوری اسلامی، غرب و بویژه انگلیس و آمریکا به لحاظ مبانی با نظام مستقر در ایران در بسیاری از موضوعات اختلاف‌نظر داشتند و از سویی دیگر دریافته بودند که با وجود نظام جدید، دیگر سهم‌خواهی و پیشبرد اهدافشان در ایران مثل گذشته مقدور نیست. به همین دلیل از هر فرصتی برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران استفاده کردند. عباس سلیمی نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در گفت‌وگو با جام سیاست به بررسی چالش‌های چهار دهه اخیر در روابط میان کشورمان و انگلیس پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

روابط ایران و انگلیس در طول چهار دهه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی چه فراز و نشیب‌هایی را طی کرده است؟

بعد از انقلاب اسلامی روابط میان ایران و انگلیس همواره در فراز و نشیب بوده است. در واقع به محض این‌که این روابط رو به بهبود می‌رفت بعضی از موضعگیری‌های ضدایرانی انگلیس، منشا چالش‌هایی تازه در این روابط بود. ما علی‌القاعده در بررسی این فراز و نشیب‌ها به یک جمع‌بندی درباره رفتارشناسی انگلیس می‌رسیم. انگلیسی‌ها با تکیه بر عقبه خودشان در ایران متاسفانه در سال‌های گذشته به این تصور رسیدند که هر عملکرد ضدایرانی داشته باشند بهای آن را آن‌گونه که لازم است پرداخت نخواهند کرد. چون هر عملکردی در عرصه بین‌المللی طبیعتا واکنش و هزینه‌ای را در پی خواهد داشت، اما گویی اتهامات ضدایرانی بی‌هزینه است.

این نوع موضعگیری علیه کشورمان چقدر ریشه در تاریخچه این روابط دارد؟

انگلیسی‌ها در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا حدودی این امر برایشان جا افتاده که می‌توانند هم اقدامات ضدایرانی داشته باشند و هم هزینه لازم را پرداخت نکنند. این هم برمی‌گردد به آن شبکه‌ای که انگلیسی‌ها طی سال‌های طولانی در ایران به‌وجود آوردند. آنها هم شبکه سیاسی دارند، هم فرهنگی و رسانه‌ای و هم در محافل روشنفکری جای دارند و هم در محافل روحانیت نفوذ پیدا کرده‌اند. متاسفانه این امر به آنها این امکان را داده که حتی لندن را به یک پایگاه بزرگی از گرایش‌های مختلف شیعی تبدیل کنند، یعنی همه گرایش‌های مختلف شیعی در لندن برای ایجاد ارتباط با دیگران در آنجا یک پایگاه دارند. این امر موجب شده که انگلیسی‌ها مثل آمریکایی‌ها دچار مشکل نشوند.

این نفوذ اطلاعاتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای انگلیسی‌ها چگونه حاصل شد؟

بعد از پیروزی انقلاب وقتی آمریکایی‌ها از ایران دور شدند و نفوذشان بویژه پس از اشغال سفارت آمریکا قطع شد، نتوانستند اشراف اطلاعاتی خودشان را بر محافل مختلف داخلی به‌روز کنند. بنابراین یک خلأ جدی بوجود آمد، اما در نقطه مقابل این امکان که انگلیسی‌ها در لندن فراهم کردند این ضعف را بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای آنها جبران کرد. بعد از انقلاب مواضع ضدسلطه نظام جمهوری اسلامی ایران به صورت جدی مطرح شد و امکان تحرک را از آمریکا و انگلیس گرفت، اما وجود پایگاه مختلف در لندن این اشراف اطلاعاتی را بروز می‌کند. شما تصور کنید هر گروهی و هر جریانی در لندن دفاتری دارند. بر همین اساس ترددهایی صورت می‌گیرد. در گذشته مساله معالجات پزشکی بهانه‌ای بود برای حضور نیروهای برجسته فکری و مذهبی در لندن. حضور یک ماهه و دو ماهه برای معالجه به اتفاق یکسری افرادی که به‌عنوان همراه می‌آمدند، موجب می‌شد کاملا اطلاعات آنها در اختیار دستگاه‌های امنیتی انگلیس قرار گیرد. این نهادها هم محل اقامت این افراد را شنود می‌کردند و ترددهای آنها به اماکن مختلف را تحت‌نظر داشتند و هم به لحاظ سلایق و گرایش‌ها و همچنین روی نقطه‌ضعف‌ آنها کاملا اشراف پیدا می‌کردند. متاسفانه همین سرمایه‌گذاری باعث می‌شد که بعد از اتخاذ مواضع ضدایرانی از سوی انگلیسی‌ها، مراجع تصمیم‌ساز به‌دنبال این نباشند که برخورد قاطع و در خور با مواضع ضد ایرانی لندن داشته باشند. تصور می‌کنم عاملی که باعث جسارت انگلیسی‌ها می‌شود که هر دوره بعد از ترمیم روابط دوباره، همان سیاست‌های ضدایرانی را دنبال می‌کنند، وجود همین شبکه‌های پنهان و نیروهای پنهان است. هر جریان فکری در لندن مرکزی برای خود درست کرده و دفتر و دستکی دارد. این مساله به انگلیسی‌ها امکان تاثیرگذاری را برای محافل داده و آنها هم حلقه‌های ضعیف اطرافیان و امکان نفوذ به این حلقه‌های ضعیف را در اطراف شخصیت‌ها پیدا کرده و روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کنند و در جهت مصالح خود بهره می‌گیرند. از سوی دیگر انگلیسی‌ها امتیازاتی را برای بسیاری از سیاسیون در نظر گرفتند.

این امتیازات شامل چه مواردی است و چگونه انگلیسی‌ها از امتیازات در جهت منافع خود بهره‌برداری می‌کنند؟

بسیاری از فرزندان و وابستگان سیاسیون ما در لندن یا در حال تحصیل هستند یا اشتغال به تحصیل دارند و این مساله البته شامل همه دولت‌هایی است که در ایران روی کار آمده‌اند. انگلیسی‌ها برای این‌که هزینه اقدامات ضدایرانی خود را کاهش بدهند امتیازات ویژه‌ای را به نخبگان و خواص ایرانی می‌دهند.

انگلیس چگونه باید احساس کند اتخاذ مواضع ضدایرانی برای آنها گران تمام می‌شود؟

در این رابطه تدابیر مختلفی را می‌توان اتخاذ کرد. باید حتما انگلیسی‌ها را وادار کنیم رفتارشان را کنترل کنند. برای نیل به این مقصود باید روابط و ارتباطات شبکه‌ای آنان در ایران و لندن را تضعیف کنیم و نباید اجازه دهیم دیپلمات‌ها و نیروهای برجسته کشور از امتیازاتی که به آنها برای تحصیل، اقامت، اشتغال فرزندان و بستگانشان از سوی انگلیس داده می‌شود، استفاده کنند. این تصور که لندن یک پایگاه و مرکز ارتباطی است و همه باید در آنجا دفتر داشته باشند، به لحاظ اقتصادی و سیاسی برای انگلیس یک امتیاز است. انگلیسی‌ها در این زمینه نه‌تنها هزینه‌ای پرداخت نمی‌کنند، بلکه حضور جریان‌های مختلف در لندن برای آنها درآمدهای کلانی در پی دارد. مراکز سیاسی در ایران مثل شورای امنیت ملی باید تمهیدی در این‌باره بیندیشند، چون انگلیسی‌ها همین اطلاعات را در اختیار آمریکایی قرار می‌دهند و نقاط ضعف اطلاعاتی آمریکا را پوشش می‌دهد.

از بعد رسانه‌ای، انگلیسی‌ها این مساله را جا انداخته‌اند که می‌توانند در میان جریان‌های سیاسی نقش یک دلال را ایفا کنند. برای تضعیف این جایگاه چه باید کرد؟

متاسفانه برخی سیاسیون ما تصور می‌کنند لندن مرکزی است که می‌توانند از آنجا ارتباطات خودشان را تقویت کنند البته تا حدی این فرض درست است و انگلیسی‌ها بعد از افول قدرتشان تلاش کردند خودشان را به عنوان پایگاهی برای ارتباط با سایر مراکز فرهنگی و سیاسی در سطح جهان معرفی کنند. باید این موضع را تضعیف کرد. برای تغییر این پایگاه می‌توان از کشورهایی استفاده کرد که مواضع منطقی‌تری را نسبت به اسلام اتخاذ کردند. در میان کشورهای اروپایی، اتریش از چنین جایگاهی برخوردار است. این کشور نسبت به مسلمانان مواضع حاد و تند و افراطی ندارد و از سویی دیگر نسبت به جوامع بشری مانند انگلیس نگاه‌های ضدنژادی و تبعیض ‌نژادی ندارد. در شرایط کنونی البته در میان کشورها تلاش‌هایی برای تضعیف جایگاه اطلاعاتی قدرت‌های بزرگ صورت گرفته و حتی در بحث اقتصادی هم کوشش‌هایی برای رهایی از سلطه دلار در دست انجام است. بنابراین اتخاذ چنین رویکردهایی و تلاش برای تضعیف پایگاه‌های داخلی انگلیسی‌ها باعث خواهد شد سیاستمداران این کشور به این جمع‌بندی برسند که روابط عاقلانه‌ای با ما داشته باشند.

اقداماتی که انگلیسی‌ها برای ضربه زدن به منافع ما در طول چهار دهه گذشته انجام دادند شامل چه مواردی بوده است؟

بعد از گذشت چهار دهه انگلیسی‌ها همچنان همان رویکرد ضربه زدن به منافع ایران را پی گرفته‌اند. نمونه روشن آن مساله سلمان رشدی بود که فضایی ضداسلامی و شیعی را در سطح جهان علیه فتوای امام راحل به راه انداختند. فروش اطلاعات ضدایرانی به آمریکا و اسرائیل اقدام دیگری بود که آنها انجام دادند. تلاش آنها برای ایجاد ضدیت میان ایران و کشورهای عربی از دیگر اقداماتی بود که صورت دادند. نمونه آن ساخت یک نوار صوتی با این محتوا بود که رهبر ایران دستور حمله به عربستان را صادر کرده است. این موضوع به‌رغم جنجال‌های اولیه‌ای که به‌راه انداخته بود بعدها ساختگی بودنش برای همه مشخص شد. ایجاد کانون‌های اختلاف‌برانگیز از دیگر کارهای آنهاست. در شرایط کنونی پیرامون مساله خلیج‌فارس در شبکه‌های رسانه‌ای که به راه انداختند، در بی.بی.سی فارسی،‌ عنوان خلیج فارس بکار می‌رود و در بی.بی.سی عربی هم از عنوان عربی آن استفاده می‌شود و در شبکه بی.بی.سی انگلیسی هم تنها عبارت خلیج را به‌کار می‌بردند. آنها حتی زمانی که حضورشان به لحاظ فیزیکی در خلیج‌فارس کم شد، مساله جزایر سه‌گانه را به‌گونه‌ای حل و فصل کردند که همواره این موضوع محلی برای اختلاف میان ایران و سایر کشورهای حاشیه‌نشین خلیج‌فارس باشد. حتی به لحاظ رسانه‌ای هم امکانی را برای حضور روحانیت شیعه و سنی فراهم آوردند تا آنها با راه‌اندازی شبکه‌های تبلیغی و ماهواره‌ای از هر فرصتی برای اعلام مواضع شدید و آشتی‌ناپذیر خود با سایر برادران دینی خود استفاده کنند تا زمینه‌های وحدت و یکپارچگی جهان اسلام دچار خدشه شود، اما از سویی دیگر هنگام حضور هریک از شخصیت‌های مذهبی هر دو جهان رویکردی متملقانه نسبت به آنان در پیش می‌گیرند. در هر صورت به گمان من، بهترین شیوه برای برخورد با این رویه‌های متناقض و دوسویه و منفعت‌طلبانه انگلیسی قطع پایگاه‌های نفوذ آنان در کشور است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها