به گزارش جامجم، ساعت 20 و 30دقیقه چهارم مهر سال 85، مردی با کلانتری 19 باغستان کرج تماس گرفت و از مرگ مشکوک پدر 79 سالهاش در خانهشان در بلوار انقلاب خبر داد. ماموران با حضوردر آنجا متوجه شدند پیرمرد بر اثر خفگی به قتل رسیده و دو انگشتر قدیمی و370 هزارتومان پولش به سرقت رفته است.
تحقیقات نشان میداد این اواخر پیرمرد با زوج میانسالی در گورستان شهر و زمانی که سر خاک همسرش میرفته آشناشده و با آنها در رفت و آمد بوده است.
زوج میانسال برای تحقیقات به اداره آگاهی کرج منتقل شدند و گفتند با پیرمرد رفتوآمد داشتهاند اما در قتل او نقشی نداشتهاند، ماموران در ادامه تحقیقات پی بردند پسر آنها نیز به خانه پیرمرد رفت و آمد داشته اما بعد از مرگ پیرمرد دیگر کسی از او خبری ندارد. او تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و چند سال بعد از جنایت دستگیر شد. متهم به قتل به انگیزه سرقت از خانه پیرمرد اعتراف کرد و گفت: قصد قتل او را نداشتم و میخواستم با دوستم از آنجا سرقت کنیم، اما پیرمرد فهمید و مجبور شدم او را خفه کنم. جسدش را در آشپزخانه انداختم و شیر گاز را بازکردم. بعد دو انگشترش را برداشتم و پولهای سرقتی را هم با دوستم تقسیم کردیم.
با اعتراف وی، همدستش نیز بازداشت شد و به سرقت اموال مقتول اعتراف کرد.
آنها مدتی بعد در شعبه اول دادگاه کیفری استان البرز محاکمه شدند و نیما متهم ردیف اول پرونده به قصاص نفس و به اتهام سرقت به یک سال حبس و 74 ضربه شلاق و ردمال و همدستش نیز به اتهام سرقت به شش ماه حبس و تحمل 74 ضربه شلاق و رد مال محکوم شد. حکم دادگاه در شعبه 29 دیوان عالی کشور تائید و برای اجرا به شعبه ششم اجرای احکام کیفری دادگستری استان البرزنزد قاضی علیاکبر داوریان ارسال شد. با توجه به این که عامل جنایت همچنان ابراز پشیمانی میکرد، واحد صلح و سازش با اولیای دم چند بار تشکیل جلسه داد تا اینکه این تلاشها به ثمر نشست و تنها یک روز مانده به اجرای حکم قصاص مرد جوان، فرزندان مقتول در آستانه هفته وحدت و تولد حضرت محمد(ص) بدون هیچ قید و شرطی، قاتل پدرشان را بخشیدند تا او راه درست را در زندگی پیش بگیرد .
با بخشیدن این قاتل که پنج سال بود در زندان به سر میبرد، او قرار است از جنبه عمومی جرم در داگاه کیفری محاکمه شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم