او که در رشته تیراندازی فعالیت میکند، از همان زمان به یکی از مطرحترین ورزشکاران عرصه ورزش بانوان تبدیل شد و اکنون در 20 سالگی با ویترینی از افتخارات مختلف که حضور در المپیک ریو یکی از آنهاست، آینده درخشانتری را پیش روی خود میبیند.
او که متولد 1375 است در گفتوگو با چاردیواری درباره موضوعات مختلف ورزشی و اجتماعی صحبت میکند.
شما از سن کم، قهرمانی در رقابتهای بزرگ را تجربه کردید و به شهرت دست یافتید. این موضوع روی زندگی شخصیتان چقدر تاثیر گذاشت؟
مسئولیتهایم چند برابر شد و کارم برای ادامه راه سختتر. البته کار من قبل از آن هم سخت بود. از نبود سالن مناسب برای تمرین تا هزینه بالای تجهیزات تیراندازی مثل لباس و اسلحه و مهمات. تیرها زمان مسابقات به دستمان میرسید و مجبور بودیم برای تمرین بشدت صرفهجویی کنیم.
این امکانات برای دیگر دختران همسن تو هم به همین روال بود؟
کمی شرایط من با سایر دختران هم سنم فرق میکرد. ببینید من یک مربی در خانه داشتم که هر وقت میخواستم تمرین میکردم و به من یاد میداد. این چیزی است که خیلی از تیراندازان آن را ندارند. اما فکر میکنم با پشتکار میشود به همه چیز رسید.
بعد از بازیهای آسیایی 2014 و مدال طلایی که گرفتی در شهر خودت (بیرجند) مشهور شدی. برخورد مردم چگونه بود؟
خیلی برایم جالب بود. هر جا میرفتیم ما را میشناختند و دورمان هم جمع میشدند. اکنون هم شرایط همین گونه است. شهرتی که من در شهر خودم به دست آوردم خیلی شیرین و دوستداشتنی است. این در حالی است که شاید خیلیها شهرت را دوست نداشته باشند. شهرت خیلیها را بیچاره کرده و باعث شده زندگی عادی آنها از روال خود خارج و به یک کابوس تبدیل شود. اما برای من اصلا اینگونه نبود. من وقتی توجه مردم و لطف آنها را دیدم انگیزهام حتی بیشتر و چند برابر شد.
دوست داری شهرتی که داری چند برابر شود؟
برای چه؟ همین قدر کافی است. اگر هم قرار است بیشتر مشهور شوم فقط از راه مدالآوری در بازیهای آسیایی و المپیک باشد.
خانواده چقدر روی پیشرفتهای ورزشیات تاثیر گذاشت؟
خیلی زیاد. من از 13 سالگی تیراندازی را شروع کردم. مادر و پدرم همیشه و همه جا حامیان من بودند. مادرم با من به سالن تیراندازی میآمد. مادرم مربی من بود، پدرم هم همیشه کمک میکرد. در این میان افراد دیگری هم بودند مثل رئیس سابق تربیت بدنی و استاندار بیرجند. مربیان زیادی هم مثل لازلو و خانم هاشمی و آقای اینانلو و البته آقای رضایی در پیشرفت من تاثیرگذار بودند، اما همه چیز از خانواده شروع شد. خانواده من متشکل از پدر و مادر و دو برادر کوچکترم.
به نظر شما یک ورزشکار حرفهای مثل شما چه معیارهایی باید برای ازدواج داشته باشد؟
شرایط ورزشکاران حرفهای با دیگر افراد متفاوت است. ما باید مدام در تمرینات حضور داشته باشیم و هر مسابقهای که تمام میشود به فکر مسابقه بعدی باشیم. یک ورزشکار برای ازدواج باید این مسائل را با همسر آیندهاش در میان بگذارد و نگذارد در آینده این مسائل دردسرساز شود. در ضمن یک ورزشکار حرفهای باید خود برنامهریزی دقیقی داشته باشد تا بتواند براساس آن هم به امورات خانوادهاش برسد و هم بتواند ورزش حرفهای خودش را انجام بدهد.
تحصیل چطور؟ باحضور در تمرینات مداوم فرصتی برای درس خواندن و دانشگاه رفتن باقی میماند؟
آن را هم باید برنامهریزی کرد. میتوان با یک زمانبندی هم درس خواند، هم به تمرینات رفت و هم در مسابقات شرکت کرد. ولی ورزشکاری که برنامهریزی نداشته باشد اگر دنیای استعداد هم باشد به جایی نمیرسد. برای هر چیزی باید برنامهریزی داشت و برنامهریزی کرد.
شما یکی از ورزشکاران مطرح ورزش بانوان هستید که در فضای مجازی فعالیت زیادی دارید. نظرتان راجع به این موضوع چیست؟
من بعد از رقابتهای آسیایی در اینستاگرام بیشتر فعال شدم و اکنون دنبالکنندههای زیادی در این شبکه مجازی دارم. اگر استفاده صحیحی از این شبکههای مجازی شود و اگر بتوانیم بدرستی از ظرفیتهای آن استفاده کنیم قطعا میتوانیم از آن استفادههای خوبی ببریم، اما اگر برعکس باشد شبکههای اجتماعی چیزی جز دردسر نیست. من خودم از اینستاگرام برای ارتباط با هواداران و علاقهمندان به ورزش بانوان استفاده میکنم.
بارها از بزرگترین آرزوی ورزشی خود گفتهاید. میخواهیم دوباره آن را بشنویم!
هدف من مدالآوری در رقابتهای المپیک است. در المپیک 2016 به این هدف بسیار بزرگ نرسیدم، اما میخواهم در آینده و برای المپیک چهار سال دیگر حتما به آن دست یابم. با تلاش و تمرین و سختکوشی به همهچیز میتوان رسید.
هیلدا حسینی خواه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم