در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محصول تازه شبکه HBO تا قبل از پایان سالجاری میلادی روی آنتن میرود. تهیهکنندگانش امیدوارند این درام دلهرهآور اجتماعی و نیمه پلیسی بتواند موفقیت محصول دیگر این شبکه «کارآگاه حقیقی» را تکرار کند.
منتقدان تلویزیونی هم پیشبینی نمایشی پرسروصدا و جنجالی را برای آن میکنند. آدامز هم نگرانیاش را نسبت به نوع واکنش تماشاگران قاب کوچک به حال و هوای مجموعه و بازی خود ابراز میکند. او این مجموعه را نقطه عطفی در کارنامه هنریاش میداند و نوع برخورد و استقبال تماشاگران را مهمترین عامل برای تصمیمگیری درباره همکاری یا عدم همکاریاش با قاب کوچک در آینده عنوان میکند.
بعد از مدتها دوباره به تلویزیون برگشتید و در یک مجموعه بازی کردید.
صادقانه باید اذعان کنم من و رسانه تلویزیون درگذشته رابطه خیلی خوب و نزدیکی با هم نداشتهایم. احساسم این است که به من کملطفی کرده است. خیلی جوان بودم که همکاری با آن را شروع کردم و متاسفانه نتوانستم نقشهای خیلی خوبی در مجموعههای تلویزیونی به دست بیاورم. شاید یکی از دلایلش همین جوان بودن بیش از حد خودم بوده است. شاید هم انتخابهای درست و دقیقی نکردم. برنامهسازان هم شاید مرا در جا و نقش درست قرار نداده و استفاده نکردند، اما دلیل هر چه باشد، واقعیت امر این است که در مجموعههای تلویزیونیای که ظاهر شدم، نتوانستم خود و هنر بازیگریام را به نمایش بگذارم. آن سالها برای من جزو سالهای سوخته و به هدر رفته به حساب میآید.
حالا قصد جبران دارید؟
خب، شرایط تغییر کرده است و من حالا در مقام یک بازیگر مطرح سینما هستم. ایمی آدامز امروزی که دوباره به تلویزیون برگشته، تفاوتهای زیادی با ایمی آدامز 15 سال قبل دارد. تجربهام هم خیلی بیشتر شده است. حالا میدانم برنامهسازان قاب کوچک هم با دقت به طرف من میآیند و متوجه و مراقب هستند که پیشنهاد بازی در نقش و مجموعهای را به من میدهند. بالاخره بعد از چند سال به حق خودم رسیدم و نقشی را در تلویزیون به دست آوردم که استحقاقش را دارم.
بازی در مجموعه موضوع تند چگونه پیشنهاد شد؟
باعث و بانی آن دنیس ویله نووه است. یک روز سر صحنه فیلمبرداری «ورود» به من گفت مایل هستم یک مجموعه تلویزیونی بازی کنم؟ نمیخواستم این کار را انجام دهم، اما حس کردم باید پیشنهاد خوبی باشد. گفت دوست فیلمسازش ژان مارک والی در تدارک ساخت یک درام پرتنش تلویزیونی است و کاراکتر اصلی آن هم یک زن است. به دنبال بازیگر مناسبی برای این نقش میگشت و از ویله نووه کمک خواسته بود. البته او به ژان مارک والی نگفته بود مرا در نظر دارد. اول میخواست با من صحبت کند و واکنش مرا ببیند. تعریف زیادی از کار کرد و در آخر گفت خوب است پاسخ مثبت به آن بدهم.
همین باعث شد بازی در مجموعه را قبول کنید؟
نه، ولی یکی از عوامل مهم در انتخابم بود. به هر حال به ویله نووه اعتماد داشتم و میدانستم بیدلیل از چیزی تعریف نمیکند. پیشنهادش را قبول کردم، اما گفتم باید فیلمنامه را بخوانم. والی بلافاصله فیلمنامه را به دستم رساند. وقتی آن را خواندم، متوجه شدم ویله نووه درست گفته و داستان و کاراکتر خوبی دارد.
نقشتان متفاوت از دیگر نقشهایی است که تا به حال جلوی دوربین بازی کردهاید؟
تا حد زیادی بله. برایم جالب بود نقش گزارشگری را بازی کنم که خودش با یکسری درگیریها و مشکلات داخلی و درونی روبهروست و در همان حال، پیگیر ماجرای قتل مرموز دو دختر نوجوان در شهر کوچک خود است. سرنوشت این پرونده با زندگی این گزارشگر گره میخورد و او ضمن تحقیق در این باره، به درک تازهای از واقعیتهای زندگی خودش میرسد.
با این کاراکتر احساس نزدیکی میکنید؟
البته، کاراکتر جالبی است. حقیقت امر را بخواهید، تماشای مجموعه پرطرفدار «کارآگاه واقعی» بود که چشم مرا روی چنین کاراکترهای زنده و قابل لمسی باز کرد. برعکس فیلمهای سینمایی، در یک مجموعه تلویزیونی فرصت و شانس آن را پیدا میکنی که کاراکترهایی از این نوع را به صورت کامل بازی و معرفی کنی. این روزها در تلویزیون کاراکترهای زن فوقالعادهای پیدا میکنی. با این حال، گسترش یک کاراکتر در طول چند هفته پی در پی، کار سادهای نبود و زمان فیلمبرداری دلهره زیادی داشتم.
کوتاه شده از اسکرین اینترنشنال
مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: