شاید وقتی لیلا رجبی در المپیک خوب پرتاب نکرد و به فینال نرسید، توهین مهاجر شجاعی دل او را آزرده کرد، اما اتهامی که تیمور غیاثی به او زد برایش هزاربار سنگینتر از حرف مهاجر شجاعی بود. خودش میگوید: نمیدانم چه بگویم. من ناراحتم چرا نباشم؟ این بار کسی مرا متهم کرده که برایم اسطوره ورزشی بود. خیلی به خاطر افتخاراتش برایش احترام قائل بودم. همیشه دوست داشتم در سفرها همراه تیم باشد. شنیدن توهین از کسی که این حد برایم قابل احترام است واقعا صدبار سختتر و دردآورتر است. من اصلا از او توقع این حرف را نداشتم. من باید به او حالا چه جوابی بدهم؟ مگر دوومیدانی چه پولی دارد که من به خاطرش بیایم یا نیایم؟ من تا الان از دوومیدانی چه چیزی به دست آوردهام؟ هیچ.
او وقتی یادش میآید مهدی مهدوی، پاسور تیم ملی والیبال در مراسمی باشکوه خداحافظی کرد بیشتر دلش میسوزد: همه دنیا از ورزشکارانی که خداحافظی میکنند، تقدیر میکنند. مهدی مهدوی هم بعداز المپیک مثل من خداحافظی کرد، اما او چطور خداحافظی کرد و من چطور. از او تقدیر کردند. من تقدیر نمیخواهم، چرا که خدمت به کشورم وظیفهام بود. دوست داشتم افتخارآفرینی کنم. خدا را شکر نگذاشتم، اما توهین چرا؟
لیلا رجبی بعد از المپیک به خاطر مشکلات رفت؛ مشکلاتی که به قول بانوی پرتابگر وزنه او را خسته کرده: من دوومیدانی را اول به خاطر مشکلات کنار گذاشتم. بعد هم آدم بالاخره با این شرایط خسته میشود. وقتی امکانات نیست قرار است من به کجا برسم؟ وقتی همه مشکلات جلوی پایت است به جایی میرسی که فقط درجا میزنی و بعد هم دلسرد میشوی. من هم با این شرایط دیگر انگیزهای برای تمرین ندارم.
رکورددار پرتاب وزنه بانوان ایران میخواهد حالا زندگی کند: من از دوومیدانی میروم تا زندگی کنم. میروم تا کار کنم؛ چراکه من فوتبالیست نیستم قراردادهای آنچنانی داشته باشم. همه مبلغ قراردادم هم خرج شده. چیزی نمانده. با پولی هم که فدراسیون میدهد نمیشود زندگی کرد. حتی ما برای اردوها هم باید خودمان پول میبردیم. بیمه هم نداریم که بگوییم بازنشسته میشویم. من برای بچه دار شدن هم پولی ندارم. چطور بچهدار شوم؟ دوومیدانیکاران بدبخت هستند.
به گفته او تفاوت بین خودش و رقبا، کار را سختتر میکند: وقتی سهمیه مسابقات جهانی، بازیهای آسیایی و المپیک را میگیری و پا به مسابقه میگذاری و رقبا را با آن همه امکانات میبینی، انگیزهای نمیماند. آنها همه چیز دارند؛ مربی، ماساژور، امکانات تمرینی و... اما ما هیچ چیزی نداریم. هیچ چیزی نداریم و باید مسابقه بدهیم و همه توقع مدال دارند و نتیجه. چرا دوومیدانی ایران پیشرفت نمیکند؟ امکانات ما حتی به اندازه کشورهای همسایه هم نیست. با این شرایط چقدر میتوانی ادامه دهی؟ یک سال، دوسال، هشت سال، 9 سال؟ اما بعد دیگر فکر میکنی نمیتوانی بدون هیچ چیزی ادامه دهی. با امکانات میشود سر کرد با اما با دست خالی نه.
رجبی، پرتاب وزنه را ماده سختی برای بانوان میداند: پرتاب وزنه ماده خیلی سختی است برای یک بانو. چرا که باید با تمرینات وزنههای سنگینی بزنی . باید با تمرینات بسیار سخت در مسابقه شرکت کنی و بهترین باشی. ثبت رکوردهای خوب روزی شش ساعت تمرین لازم دارد. فشار زیادی است. با این حرفها فقط فکر میکنم در سالهای قبل برای چه تلاش کردم؟
او معتقد است مشکلات تنها مختص خودش نیست: دوومیدانی کاران ایران پتانسیل خوبی دارند، اما شرایط خوب و امکانات نه. همین تفاوت اصلی ما و رقبایمان است. محمود صمیمی را ببینید وقتی شروع کرد رکوردش بالاتر از برادر هارتینگ بود، اما امسال هارتینگ بود که با داشتن مربی، ماساژور و بهترین امکانات قهرمان المپیک شد، اما محمود صمیمی با تمرین در چهار محال چه نتیجهای گرفت؟ هارتینگ هر سال در 15 ـ 10 مسابقه سطح بالا پرتاب میکند، اما محمود تنها در لیگ پرتاب میکند. در حالی که او متاهل است، اما نه درآمدی دارد و نه پشتوانه مالی. اگر مبلغ قراردادهای باشگاهی ما هم قابل توجه بود باز میشد برای خودمان خرج کنیم و امکانات بگیریم، اما وقتی قراردادها پایین است، هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: