طلاهای زن عمو چشمهایم را کور کرده بود

درپی وقوع یک جنایت هولناک در جوادیه تهران کوچه منیری که در آن یک کودک 45 روزه به همراه برادر 12 ساله و مادر 32 ساله خود به دست پسر عمویش به قتل رسید روز گذشته این متهم بی عاطفه جزییات این جنایت را برای خبرنگار جنایی ما فاش کرد
کد خبر: ۹۶۲۹
در ساعت 30/10 به منزل عمویم رفتم ، شب قبل هم آنجا بودم چند روز پیش هم از عمویم سی هزار تومان قرض کرده بودم تصمیم داشتم طلاهای زن عمویم را بدزدم ، می دانستم در این ساعت از روز ، عمویم در خانه نیست وقتی زنگ در را به صدا درآوردم ، فرحناز، زن عمویم مرا به خانه دعوت کرد. پسر12 ساله او )سینا( با دیدن من به استقبالم آمد و طبق معمول روزهای قبل از من خواست که با او بازی کنم در آن لحظات احساس کردم با وجود سینا نمی توانم طلاها را بدزدم ، هر چه از او خواستم که خانه را ترک کند، نپذیرفت و من نیز با دلشوره ای که داشتم، تا ساعت12 با او بازی کردم در این مدت زن عمویم در آشپزخانه مشغول درست کردن ناهار بود فرهاد - ر گفت : ساعت 13 بود که صدای گریه سپهر،نوزاد چهل وپنج روزه عمویم از داخل اتاق خواب به گوش رسید، زن عمویم برای سرکشی به او، آشپزخانه را ترک کرد، احساس کردم فرصت مناسبی فراهم شده است ، وارد آشپزخانه شدم و چاقو را برداشتم ، وقتی وارد اتاق شدم ، زن عمویم با مشاهده من قدرت حرف زدن نداشت ، بدون آن که بدانم چه می کنم ، به سویش حمله ور شدم و با ضربات متعدد چاقو او را نقش زمین کردم وقتی طلاها را از دست او بیرون آوردم ، متوجه شدم سپهر بار دیگر به گریه افتاده است ، در همان حال روسری فرحناز را به گردن نوزاد انداختم و صدای او را خاموش کردم متهم در ادامه گفت : با برداشتن طلاها، متوجه یک پلاک دور گردن نوزاد شدم ، آن را هم برداشتم و زمانی که با دستهای خونین از اتاق خارج می شدم ، سینا را مقابل در مشاهده کردم ، او با دیدن من فریاد کشید و پیش از آن که فرصت فرار پیدا کند، طناب سفیدی را که دقایقی قبل با آن بازی می کردیم ، به گردنش انداختم و او را نیز کشتم پس از جنایت ، شروع به جستجو در منزل کردم و با پیدا کردن کوپن های ارزاق و100 هزار تومان پول ، یک نامه را در محل جنایت قرار دادم تا ذهن ماموران را منحرف کنم و سپس فرار کردم. متهم افزود: می ترسیدم در آن حالت کسی مرا ببیند، بسرعت خود را به خانه اجاره ای خودم که یک کوچه پایین تر است ، رساندم و پس از شستن دست و لباس ، از همسرم خواستم تا به همراه دو فرزندم آماده شوند تا به فومن برویم .همسرم وقتی علت عجله را پرسید، به او گفتم که پدرش بیماراست و ما باید خود را هر چه سریعتر به او برسانیم . تقریبا ساعت 10 شب بود که راهی شمال شدیم در پی این اعترافات در خصوص نحوه دستگیری متهم ، سرهنگ سید جواد کشفی ، معاون عملیاتی اداره آگاهی به خبرنگار ما گفت : با حضور ماموران آگاهی در محل جنایت ، مشخص شد فردی که این جنایت را مرتکب شده ، از آشنایان مقتولان بوده است ؛ لذا در تحقیق از پدر خانواده ، او نام فرهاد را به زبان آورد و ما نیز با مراجعه به منزل وی و تحقیق از صاحبخانه اش ، متوجه شدیم وی محل را ترک کرده و به یکی از روستاهای فومن رفته است ، با به دست آمدن این اطلاعات و بررسی در خصوص نامه ای که قاتل در محل جنایت باقی گذاشته بود، برای ما مسلم شد که فرهاد، همان قاتل است لذا با اعزام 2 گروه از افسران به محل ، در کمتر از10 ساعت متهم قبل از پنهان کردن طلاها، دستگیر شد و در همان دقایق اولیه به جنایت اعتراف کرد.قاضی محمد سلطان همتیار رئیس شعبه 1608 جنایی تهران که مسوولیت رسیدگی به این پرونده را به عهده دارد، در خصوص این جنایت به خبرنگار ما گفت : متهم که مدتی است به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده ، با طراحی یک نقشه ، این جنایت هولناک را مرتکب شده است. رئیس شعبه 1608 در پایان گفت : باید از تدبیر سرهنگ شفیقی رئیس شعبه 10 آگاهی تهران و سروان حیدر هاشمی افسر پرونده که در کمتر از10 ساعت موفق به دستگیری متهم شدند، تقدیر و قدردانی کرد وی افزود:این متهم بی عاطفه را که حتی به نوزاد45 روزه رحم نکرده است به صورت فوق العاده محاکمه و مجازات می کنیم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها