در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از عواملی که باعث عدم محبوبیت هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ بین آمریکاییها شده، جنجالها و حاشیههای مختلفی است که طی این سالها همواره با این دو همراه بوده است.
همیشه سایه یک زن در میان است
طی این سالها هر بار صحبت از بیل و هیلاری کلینتون شد و قرار بود به حاشیهای در زندگی آنها اشاره شود، سریعا نام مونیکا لووینسکی به میان آمد. افشای ارتباط غیراخلاقی بیل کلینتون در سال 1998 و در زمان ریاست جمهوری او با منشی کاخ سفید تبعات فراوانی برای کلینتونها به همراه داشت. اگرچه این بحران و حاشیه تا جلسه استیضاح کلینتون پیش رفت و او توانست از این مساله جان سالم به در برد، اما همواره سایه این رسوایی بر زندگی و فعالیت کلینتونها وجود داشت. در حالی که بسیاری از چهرهها سرشناس جمهوریخواهان از جمله ران پل پیشتر اعلام کرده بودند که این مساله در واقع اشتباه هیلاری به حساب نمیآید، اما این مساله همواره به عنوان یکی از نقاط تاریک کارنامه کلینتونها به حساب آمده است.
رد پای کلینتونها در یک ورشکستگی تجاری
ایالت آرکانزاس آمریکا اگرچه یادآور روزهایی برای خانواده کلینتون است که بیل فرماندار آن بود، اما یکی از حاشیههای این خانواده در همین ایالت رقم خورد. هیلاری و بیل کلینتون در همان زمان با جیم و سوزان مکدوگال که روسای شرکت توسعهای «وایتواتر بودند»، وارد فعالیت شده و در بسیاری از فعالیتها شریک آنها شدند. اما این شرکت در دهه 80 میلادی ورشکسته و نابود شد. مکدوگالها نیز به اتهاماتی همچون وامهای مناقشهبرانگیز، قراردادهای مشکوک و کلاهبرداری روانه زندان شدند.
کلینتونها هیچگاه به دلیل این پرونده تحت تعقیب قضایی قرار نگرفتند، اما جمهوریخواهان میتوانند با نام وایتواتر، مسائل اقتصادی و تجاری این خانواده را به حاشیه ببرند.
ثروت نامشخص
ثروت این خانواده نیز از دیگر موضوعاتی است که خوراک شبکههای اجتماعی و رسانهای جمهوریخواهان را تامین میکند. بیل کلینتون در سال پایانی ریاست جمهوری خود در مصاحبه با شبکه «ای بیسی نیوز» اعلام کرد که شرایط اقتصادی خانوادهاش بسیار نامناسب است. او برای اثبات این مساله به پرداخت غرامت سنگینی اشاره کرد که مجبور شد در پرونده لووینسکی بپردازد؛ اما بعدها حقایق و اخباری منتشر شد که تاحدودی این مساله را تحت الشعاع خود قرار میداد.
گزارشهای رسمی نشان میداد که کلینتونها در سال 1999 و در بحبوحه این رسوایی، خانهای به ارزش 1.7 میلیون دلار در نیویورک خریداری کردهاند. یک سال بعد نیز خانهای به قیمت 2.85میلیون دلار توسط کلینتونها در واشنگتن خریداری شد. در کنار این مساله، باید به سخنرانیهایی اشاره کرد که به واسطه آن ثروت فراوانی به خانواده کلینتون داده است. این مساله به قدری بود که چندی پیش روزنامه واشنگتن پست در گزارشی اعلام کرد بیل کلینتون در سال 2012 با 72 سخنرانی توانست بیش از 16 میلیون دلار در آمد داشته باشد.
ایمیلهای جنجالی
بهزعم بسیاری از کارشناسان، مسالهای که طی چند سال گذشته همواره همراه هیلاری کلینتون بوده و در ادامه نیز دستمایه انتقاد ترامپ از او خواهد شد، حادثه بنغازی و ایمیلهای او است. روز 11 سپتامبر سال 2012 اتفاقی افتاد که بسیاری آن را بزرگترین شکست هیلاری در زمان حضور او در پست وزارت خارجه میدانند. در آن روز حمله نیروهای شبه نظامی به کنسولگری آمریکا در شهر بنغازی لیبی، مرگ سر کنسول آمریکا و سه نفر دیگر را به همراه داشت. این اتفاق باعث شد سناتورها و اعضای مجلس نمایندگان ساعتها هیلاری کلینتون را به دلیل این رسوایی بازخواست کنند.
آنچه که این بحران را پیچیدهتر کرد، مساله ایمیلهای کلینتون بود. مشخص شد کلینتون با زیر پا گذاشتن قوانین دولتی، در طول چهار سال حضور در وزارت خارجه بیشتر مکاتبات و ارتباطات کاری خود را به جای استفاده از ایمیل وزارت امور خارجه، از ایمیل شخصی انجام میداد. منتقدان کلینتون میگویند او برای اینکه ایمیل هایش طبق قانون آزادی اطلاعات در دسترس قرار نگیرد، به جای ایمیل دولتی از ایمیل شخصی استفاده کرده است. کلینتون در مقابل مدعیست در اواخر سال 2014میلادی، 55 هزار صفحه چاپ شده از 30 هزار ایمیل خود را در اختیار مقامات مسئول قرار داده است تا آن را بایگانی کنند و طبق قانون در اختیار عموم قرار دهند. به گفته وی و وکلایش، بقیه نامههای الکترونیکی شخصی بوده و وی از سرور شخصیاش پاک کرده است. به عقیده کارشناسان، این مساله در ادامه انتخابات بیش از هر موضوع دیگری دستاویز انتقادات جمهوریخواهان خواهد شد.
دانشگاه جعلی ترامپ
در سال 2005، دونالد ترامپ خبر تشکیل دانشگاهی را در نیویورک داد که قرار است در آن رمز و راز موفقیت در عرصه املاک به دانشجویان یاد داده شود. هر کدام از دانشجویان این مرکز با امید به ثروتمند شدن و موفقیت در این عرصه، حدود 35 هزار دلار پرداخت کردند. اما حقیقت این بود که خود ترامپ کمترین حضور را در کلاسها و سخنرانیهای آموزشی این مرکز داشت. همین مساله باعث شد بسیاری از دانشجویان بگویند که این دانشگاه تنها یک حقه بوده است.
این مرکز که هرگز نتوانست معنا و نام دانشگاه را داشته باشد، در نهایت به «مرکز کارآفرینی ترامپ» تغییر نام داد. بعدها نیز مشخص شد که این مرکز بدون اخذ مجوز آموزشی فعالیت میکرده و حقوق ایالت نیویورک را نقض کرده است. این مرکز تنها پس از پنج سال و به دنبال شکایتهای فراوان، بسته شد.
ورشکستگیهای متعدد
ترامپ همواره طی این مدت سعی کرده خود را چهرهای اقتصادی معرفی کند، اما نگاهی به کارنامه او در همین مساله نیز نشان میدهد سابقه موفقی نداشته است. در اواخر دهه 80 میلادی او با استفاده از اوراق قرضه خطرناک، کازینویی در شهر آتلانتیک ایجاد کرد. اما او نتوانست از عهده باز پرداخت اقساط بر آید و در سال 1991 اعلام ورشکستگی کرد. او مجبور شد قایق تفریحی شخصی خود، خطوط هواییاش و نیمی از این کازینو را به دلیل بدهی بفروشد. یک سال بعد، یکی دیگر از کازینوهای او در همان شهر آتلانتیک با بدهی حدود 550 میلیون دلار رو به رو شد. او سهام خود را در این زمینه واگذار کرد اما همچنان به عنوان رئیس هیات مدیره آن به فعالیت خود ادامه داد. ادامه این وضعیت باعث شد بدهیهای ترامپ به حدود 900 میلیون دلار برسد. طی یک دهه بعد او توانست تاحدودی به وضعیت خود سر و سامان بدهد اما در سال 2004 مشخص شد بدهی او در بخشهای هتلداری و کازینو به حدود 1.8 میلیارد دلار رسیده است. این مجموعه اعلام ورشکستگی کرد و پس از آن مجموعه تفریحی ـ رفاهی ترامپ شکل گرفت. اما این پایان شکستهای اقتصادی ترامپ نبود. پنج سال بعد و با سقوط بازار مسکن، این مجموعه دوباره ورشکسته شد. ترامپ از هیاتمدیره آن استعفا کرد، اما این شرکت همچنان نام او را نگه داشت. در سال 2014 او توانست با حقه نام خود را از این شرکتها و کازینوها خارج کند و این در حالی است که تعدادی از آنها بسته شده و تعدادی دیگر نیز در حال تعطیل شدن است.
ضربه به طبقه کارگر
در کنار شکستهای اقتصادی که ترامپ به همراه داشته است، شکایتهای متعددی از او از طرف پیمانکاران و کارگران مطرح شده است؛ شکایتهایی که میگوید ترامپ و مجموعه زیر دست او حقوق و مزایای کافی را در اختیار این کارگران قرار نداده است. در همین راستا، روزنامه یواسایتودی چندی پیش در گزارشی اعلام کرد بدهی ترامپ به این پیمانکاران به صدها هزار دلار رسیده است. در یک نمونه، ترامپ برای ساخت برج معروف خود در شهر نیویورک، 200 کارگر لهستانی را استخدام کرد که بسیاری از آنها حقوقی دریافت نکردند. ترامپ دلایل متعددی در این زمینه مطرح کرده است، اما حجم اعتراضات و شکایات به حدی است که نمیتوان به ادعاهای ترامپ اعتنا کرد.
دشمنی عجیب با مکزیکیها و مسلمانان
کارنامه ترامپ تنها محدود به اقداماتی نمیشود که در سالهای گذشته انجام داده است. بخش زیادی از انتقادات علیه او به دلیل اظهارات جنجالبرانگیزی است که طی یک سال گذشته بر زبان آورده است. در یکی از همین اظهارات جنجالی، او ادعا کرد که در صورت ورود به کاخ سفید، دیواری در مرز آمریکا و مکزیک خواهد ساخت تا مانع از ورود این افراد به داخل خاک آمریکا شود. او به قدری در این قضیه مصمم است که میگوید حتی هزینه ساخت این دیوار را نیز باید خود مکزیکیها بپردازند. او حتی در اظهارنظری گفت: مکزیک بهترین مردم خود را به آمریکا نمیفرستد، در واقع مکزیکیهایی که وارد این کشور میشوند سابقه طولانی در قاچاق موادمخدر و همچنین تجاوز جنسی دارند. نفرت ترامپ از مسلمانان دیگر مسالهای است که در اظهارات این نامزد جمهوریخواه دیده میشود. در یکی از همین حرفها او اعلام کرد دهها هزار مسلمانی که سالانه وارد آمریکا میشوند، روی گوشیهای خود تصویر پرچم داعش را دارند. او با مساوی دانستن مسلمانان با تروریستهای داعش این پیشنهاد را مطرح کرده است: جلوگیری از ورود هر مسلمانی به خاک آمریکا.
حسین خلیلی / روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: