در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی در گفتوگو با جامسیاست به آسیبهای کنونی ساختار سازمان ملل اشاره کرده و میگوید: سازمان ملل سازمانی سیاسی است و بشدت تحتتاثیر لابیگریها قرار دارد. این لابیها تحتتاثیر قدرت مالی و نرم قرار داشته و هر کشوری پول و قدرت سیاسی بیشتری داشته باشد قدرت لابیگریاش در سازمان ملل بیشتر خواهد بود.
با توجه به اینکه آقای بانکیمون در ماههای آخر دبیرکلی سازمان ملل قرار دارد، ارزیابی جنابعالی از عملکرد وی چیست؟ آیا او عملکرد مستقلی در دوره مدیریت خود داشت یا تحت تاثیر قدرتهای بزرگ تصمیمگیری میکرد؟
برای بررسی عملکرد یک شخص باید چند نکته را مورد توجه قرار دهیم؛ اولین نکته مورد مربوط به این است که آیا شخص یا کارگزار مورد نظر مستقل عمل میکند یا اینکه تحت تاثیر ساختار عمل میکند؟ در مورد عملکرد نیز باید به این مساله توجه کنیم که آیا وی در تصمیمگیریهایش جایی برای ابتکارعمل فردی و بهرهگیری از خلاقیت فردی داشته یا خیر؟ آیا میتواند خلاقیتهایش را مستقلانه و براساس تشخیص خود آن هم با رعایت معیار و ضوابطی که شرح وظایف آن را مشخص میکند اعمال کند یا خیر؟ در واقع ساختار سازمان ملل تا چه میزانی بر عملکرد بانکیمون تاثیر میگذارد. در اینجا منظور از ساختار هم قوانین و مقررات سازمان ملل و هم فضای سیاسی است که بر سازمان ملل حاکم است. با توجه به این نکته نهتنها از آقای بانکیمون بلکه هر دبیرکلی در گذشته و در آینده نباید انتظار داشته باشیم که بهطور مستقل و واقعا در جایگاهی که سازمان ملل در افکارعمومی قرار دارد بتواند ایفای نقش کند. بانکیمون نسبت به بعضی از بحرانها مانند بحران یمن یا نقشی که عربستان در کشتار کودکان یمن داشته بیتفاوت بوده است، در حالی که بنا بود کشتار کودکان در یمن را محکوم کند، اما این بیتفاوتی تحت فشارهای سیاسی صورت گرفت و دبیرکل سازمان ملل مانع از این محکومیت شد. در مورد فلسطین و سوریه نیز علیرغم نقض حقوق بشر و تهدید علیه صلح ابتکار عملی از سوی دبیرکل شاهد نبودیم و در واقع در رفتارهای بانکیمون در برخورد با نقض حقوق بشر در کشورها فراز و نشیب وجود دارد. بانکیمون زمانی در مورد تهدیدات علیه صلح وارد عمل میشود که از طرف آمریکا ماموریت داشته باشد و نه از طرف جامعه بینالمللی. متاسفانه ساختارها بعضی الزامات را به دبیرکل تحمیل میکند و مانع از عملکرد مستقلانه دبیرکل میشود.
علیرغم محدودیتهایی که ساختار سازمان ملل برای دبیران کل به وجود آورده برخی از دبیران کل در دورههای گذشته عملکردی به مراتب بهتر از بانکیمون داشتند. این نکته را چگونه تحلیل میکنید؟
در مجموع در قیاس با دوره پطرس غالی و کوفی عنان ابتکار عمل چندانی را از سوی بانکیمون شاهد نبودیم. پطرس غالی دستورکار برای صلح را تدوین کرد که در آن ابتکارعملهای جدید برای حفظ صلح پیشبینی شد؛ مانند دیپلماسی پیشگیرانه که به دبیرکل اجازه میداد گامهای موثری در این جهت بردارد. همچنین ابتکارعملی که در حوزههای ایجاد صلح صورت داد، این اقدامات یکسری تحولاتی بود که در دوره پطرس غالی رخ داد و برای سازمان ملل راهگشا بود. در دوره دبیرکلی کوفی عنان هم گزارش هزاره را داریم که در ارتباط با تهدیدات نوین پس از جنگ سرد است که متاثر از آن گزارش، ابتکارعملهای جدیدی برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی شکل گرفت. اما در دوره بانکیمون هیچکدام از این ابتکارعملها از سوی وی صورت نگرفت و او در هیچ عرصهای فعال نبود. بنابراین نمیتوانیم یک اقدام خاص را که شاخصی درباره حفظ صلح باشد به بانکیمون نسبت دهیم و به همین دلیل شاید وی ضعیفترین دبیرکل سازمان ملل در یکی از آرامترین دورهها باشد.
آرامترین دورهها؟ اما در دوره بانکیمون شاهد تشدید حملات تروریستی، انقلابهای عربی، جنگهای نیابتی و نقض آشکار حقوق بشر هستیم؟
زمانی دبیرانکل سابق سازمان ملل در چارچوب فضای جنگ سرد یا بعضی از آنها در شرایط بلافاصله پس از جنگ سرد که دگرگونیهای عمیقی در نظام بینالملل حادث شده بود عمل میکردند، اما بانکیمون در دورهای دبیر کلی سازمان ملل را عهدهدار است که فرصت ابتکارعمل وجود دارد، اما به دلیل اینکه بشدت محافظهکار و تحتتاثیر سیاستهای آمریکاست ابتکارعملی از سوی وی صورت نگرفت. از طرف دیگر وی فردی است که وقتی تداوم دبیرکلی عنان به دلیل مخالفتهای آمریکا غیرممکن میشود قدرت را به دست میگیرد و بنابراین مجبور است در مسیر تعیینشده از سوی آمریکا حرکت کند. این رویکردها باعث شده بانکیمون دبیرکلی منفعل باشد.
نگاهی آسیبشناسانه به ساختارهای سازمان ملل داشتید. برای رفع ریشهای این مشکلات چه راهکارهایی را میتوان در نظر داشت؟
پرداخت حق عضویت اعضا یکی از آسیبپذیریها و ازجمله دلایل محدودیت ابتکارعمل این سازمان است. فراموش نکنید که آمریکا نزدیک به 20 درصد منابع مالی سازمان ملل متحد را تامین میکند و تاکنون بیشترین سوءاستفاده را از این موضوع کرده است. وابستگی مالی باعث تاثیرپذیری این سازمان شده و هر چه این وابستگی مالی بیشتر باشد تاثیرپذیری سازمان ملل نیز بیشتر خواهد بود. وابستگی مالی سازمان ملل متحد صلح و امنیت بینالمللی را تهدید میکند، بنابراین باید در بودجه این سازمان تحولاتی ایجاد شود تا اهتمام جامعه جهانی از وابستگی مالی سازمان ملل کاسته شود. بر همین اساس به نظر میرسد افشاگری بانکیمون در مورد خروج عربستان از فهرست ناقضان حقوق کودک، به عنوان مهر تائیدی بر ناکارآمدی این سازمان از اهمیت بالایی برخوردار است.
بهنظر میرسد یکی دیگر از ریشههای ساختار ناعادلانه سازمان ملل، میزبانی آمریکا از مقر سازمان ملل است. ما میبینیم که آمریکا حتی در زمینه معرفی نماینده کشورمان در سازمان ملل، ملاحظات سیاسی خود را دخالت میدهد. برای رفع این مشکل چه باید کرد؟
آن چیزی که در رفتار دبیران کل تعیینکننده است قدرت است. باوجود اینکه استقرار مقر سازمان ملل در نیویورک ممکن است زمینه را برای تاثیرگذاری آمریکا افزایش دهد، اما یادمان باشد که سازمان ملل در نیویورک براساس قرارداد مقر عمل میکند و فرض بر این است که قلمرو سازمان ملل جدای از آمریکاست. بنابراین حتی در صورتی که مقر سازمان ملل در یک کشور بیطرف مانند سوئیس باشد در نهایت آن تاثیرگذاری آمریکا از طریق برخورداری از قدرت وجود خواهد داشت و این کشور تاثیرگذاری خود را از طریق قدرت سیاسی یا مالی خواهد داشت. این قدرتها در رفتارهای سازمان ملل تعیینکننده است و باعث میشود این سازمان نتواند در مسیری که شرح وظایف و جوهره وجودی مانند عدالت و صلح است حرکت کند.
بارها انتقاد شده که سازمان ملل یک نهاد دولتمحور است، نه ملتمحور. با این حال بهنظر میرسد ورای این دولتگرایی، لابیهای بینالمللی نیز بر عملکرد این سازمان اثر میگذارند. فکر میکنید نفوذ لابیهای پنهان چه نقشی در عملکرد سازمان ملل و کنترل تصمیمگیریها دارد؟
سازمان ملل سازمانی سیاسی است و موضوعات بشدت تحتتاثیر لابیگریها قرار دارد و این لابیگری تحت تاثیر قدرت مالی و نرم است؛ به این معنا که هر کشوری پول و قدرت سیاسی بیشتری داشته باشد قدرت لابیگریاش در سازمان ملل بیشتر خواهد بود. در مسائل عمومی مانند مبارزه با فقر، تبعیضنژادی، حل بحران مهاجرین و... غالب کشورها موافقند و در آن مسیر حرکت میکنند، اما بعضی روندها و تصمیمگیریها در سازمانملل در مورد برخی موضوعات خاص است مانند عاری شدن خاورمیانه از تسلیحات اتمی که رژیم صهیونیستی را هم در برمیگیرد در این صورت لابیها برای جلوگیری از این موضوع فعال خواهند شد یا قرار دادن نام عربستان سعودی در فهرست ناقضان حقوق کودک همچنین صدور قطعنامهای درباره محکومیت تجاوز عربستان به یمن لابیهای آنها با هزینههای مادی وارد عمل میشوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: