تردیدی نیست که یکی از اهداف فرعی این حرکت، تلاش برای ایجاد فرصت اشتغال برای دانشآموختگان این رشته است که نهتنها ایراد محسوب نمیشود بلکه قابل تحسین است.
البته رئیسجمهور نیز در سخنرانیهای متفاوت از «بیکاری» به عنوان «ام الفساد» نام برده و ابراز کرده که عزت ایران روزی است که در این کشور بیکار نباشد. شاید همین دو گزاره کوتاه برای نشان دادن حساسیت دولت نسبت به مقوله آزاردهنده بیکاری کفایت کند. اما آنچه رنجآور است حجم روزافزون گله و شکایت از وضعیت محیط زیست کشور از یک سو و آمار دانشآموختههای محیط زیست که بیکار هستند از سوی دیگر است. اخیرا در آماری که از دانشآموختههای بیکار منتشر شد، فارغالتحصیلان رشتههای حفاظت محیط زیست حدود 58 درصد و حوزه کشاورزی و منابع طبیعی حدود 57 درصد بیکاری را به خود اختصاص میدهند.
شاید پرسش شود آیا نظام آموزشی کشور در مقابل دانشآموخته بیکار وظیفهای ندارد؟ گمان میکنم پاسخ این است که وظیفه استاد و دانشگاه تربیت دانشجو با بهترین کیفیت حتی با وجود حداقل امکانات است. از طرفی استخدام تمام فارغالتحصیلان دانشگاهی توسط دولت نه ممکن است و نه منطقی؛ اما با یک رویکرد منصفانه، فقدان تخصص، بیاشتیاقی، عافیتطلبی و در یک کلام ناکارآمدی هم مشکلی است که باید توسط خود این جامعه جویای فرصت مورد توجه قرار گیرد.
میتوان این یادداشت را با جملات کلیشهای مانند «باید عزمی جدی برای مبارزه با بیکاری در کشور ایجاد شود» تمام کرد اما این جامعه محتاج شعار نیست. همه دلسوزان و صاحبنظران این حوزه برای یافتن راهکاری که در آن ضمن ایجاد اشتغال پایدار برای فارغالتحصیلان، زمینه حمایت از محیط زیست کشور را فراهم کند باید مشارکت فعال کنند. ادامه این روند جز خُسران فرصت و کفران نعمت هیچ چیزی در پی ندارد. برای مبارزه با دیو بیکاری، باید فارغالتحصیلان را به کارآمدی مجهز کرد.
دکتر اصغر محمدیفاضل
کارشناس محیط زیست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم