در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کاروان 64 نفره ورزش کشورمان که در آخرین لحظات با 63 نفر به ریو اعزام شد، با کسب 3 نشان طلا، یک نقره و 4 برنز به کار خود پایان داد تا با این عملکرد، نام ایران در جدول توزیع مدالها در مکان بیست و پنجم قرار بگیرد. جایگاهی نهچندان خوب در مقایسه با دوره گذشته و البته خوب در مقایسه با 44 سال قبلی!
المپیک ریو شانزدهمین حضور ورزش ایران در تاریخ 120 ساله رقابتهای المپیک بود. در المپیکهای قبلی فقط 2 بار اتفاق افتاده بود که کاروان ایران 3 مدال طلا یا بیشتر بهدست بیاورد. ابتدا در سیدنی 2000 و بعد هم در لندن 2012. حالا به این المپیکها باید المپیک ریو 2016 را هم اضافه کرد جایی که کاروان ایران صاحب 3 گردنآویز طلا شد. همین 3 طلا برای آنکه ایران در میان 27 کشور برتر المپیک قرار بگیرد کفایت میکرد. اما برای تکرار جایگاه هفدهم 4 سال قبل نه تنها این 3 طلا که همان مدالهای لندن هم کافی نبود.
کاروان ورزشی کشورمان در ریو اگر همچون المپیک لندن صاحب 4 طلا، 5 نقره و 2 برنز میشد، در رتبهبندی کشورها در مکان بیستم قرار میگرفت، نه هفدهم. امسال در ریو کرواسی در جایگاه هفدهم قرار گرفت که موفق شده بود 5 مدال طلا، 3 نقره و 2 برنز بهدست بیاورد. همین مقایسه ساده نشان میدهد ورزش در دنیا در حال پیشرفت است و کشورها با درجا زدن نمیتوانند همان جایگاه 4 سال قبل را در سیطره خود نگه دارند.
کاروان ورزشی کشورمان گرچه با قرار گرفتن در مکان بیست و پنجم المپیک ریو، بعد از المپیک لندن بهترین جایگاه را در 44 سال گذشته از آن خود کرد اما بر این حقیقت صحه گذاشت که ورزش ایران در 4 سال گذشته هیچ پیشرفتی نداشته است.
یک کاروان پر از مربیان معمولی!
به جرات میتوان گفت کاروان ورزشی کشورمان در المپیک ریو علاوه بر برخی ناداوریها، بزرگترین ضربه را از برخی مربیان تیمهای اعزامی خورد؛ مربیانی که یا کارنامه خوبی نداشتند و یا اگر هم اسم و رسمدار بودند، در این المپیک نتوانستند آنطور که باید و شاید از دانش و تجربه خود برای کوچینگ ورزشکاران استفاده کنند.
از وزنهبرداری شروع میکنیم که با کسب 2 طلا بهترین عملکرد را در میان 15 رشته اعزامی به ریو داشت. 2 طلای وزنهبرداری یعنی بهترین عملکرد این رشته در ادوار مختلف المپیک. چیزی شبیه به همان اتفاقی که در المپیک 2000 سیدنی در این رشته افتاد. با این حال هیچکس عملکرد ایوانف سرمربی بلغاری آن زمان وزنهبرداری را با سجاد انوشیروانی جوان یکی نمیداند. برآیند صحبت کارشناسان وزنهبرداری این بود که در ریو و در انتخاب وزنهها اشتباهات فاحشی صورت گرفت و مانع از این شد که مدالهای بیشتری بهدست آید.
اگرچه در وزنهبرداری از سجاد انوشیروانی جوان نمیشد انتظار بالایی داشت، اما در کشتی فرنگی خیلیها توقع داشتند تیم محمد بنا همچون المپیک 2012 خوش بدرخشد؛ آرزویی که البته با اشکهای بنا در سالن محل برگزاری رقابتهای کشتی بر باد رفت. بنا نمونه مربیان موفقی بود که در ریو ناکام ماند.
در مورد رائول لوزانو هم شاید بتوان همین قضاوت را داشت. تیم ملی والیبال گرچه برای نخستینبار به جمع 8 تیم صعود کرد، اما والیبالیستها تمام بازیهای مهم را باختند تا با کارنامهای معمولی به کارشان خاتمه دهند. لوزانو در این المپیک برای ما به اندازه اسم و رسمش کار نکرد.
در تکواندو هم انتظارمان از بیژن مقانلو و کادرش این نبود که هر 3 نماینده ما از ایستادن روی سکوی المپیک ناکام شوند. به عملکرد مقانلو وقتی بیشتر انتقاد وارد میشود که بدانیم رضا مهماندوست، سرمربی اسبق تیم ملی در آذربایجان خوش درخشید و توانست یک طلا و یک برنز برای تیم ملی تکواندوی این کشور بهدست بیاورد. در سایر رشتهها هم مربیان ما تقریبا حرفی برای گفتن نداشتند. البته از این جمع باید حساب رسول خادم و مهرو کمرانی را جدا کرد. رسول، تیم ملی کشتی آزاد را پس از 16 سال طلایی کرد و همراه با شاگردانش توانست بهترین عملکرد را بعد از 20 سال رقم بزند.
مهرو کمرانی هم با هدایت کیمیا علیزاده و کسب نخستین مدال تاریخ بانوان ایران در المپیک تاریخساز شد.
طلا
کیانوش رستمی
ماهها بدون مربی در خانه تمرین کرد تا اولین جملهاش رابعد از طلای دسته 85 کیلوی وزنهبرداری بگوید: تنهای تنها بودم. او برنز المپیک و طلای مسابقات جهانی را در کارنامه داشت و فقط همین یک طلا را میخواست. آخرین جمله او در صفحه اجتماعی نشان داد مدیران کرمانشاه دل او را شکستهاند.
سهراب مرادی
سه سال دوری از فضای وزنهبرداری، سهراب مرادی را کاملا از نظرها دور کرده بود. دو سال برای محرومیت دوپینگ و یک سال هم خانهنشینی باعث شد دیگر کسی بختی برای او قائل نباشد؛ اما همین پسر طلایی شد. شاید طلای دسته 94 کیلوی وزنهبرداری المپیک آنقدر شیرین باشد که بتواند تلخی همه این سالها را پاک کند.
حسن یزدانی
سه سال بعد از برنز نوجوانان جهان، طلای قهرمانی جوانان جهان را گرفت برای دنیا خط و نشان بکشد. او دو سال بعد از طلای جوانان جهان، در المپیک طلای خود را از دهان شیر بیرون کشید تا نام خود را بر سر زبانها بیندازد. طلای خوشرنگ او روی همه فریبکاریهای تیم روسیه خط قرمز کشید.
نقره
کمیل قاسمی
ماجراهای پرسروصدا و پرحاشیه انتخابی تیم ملی کشتی آزاد، یک دنیا بار روی شانههای کمیل قاسمی گذاشته بود. او باید خودش را ثابت میکرد و با وجود قرعه سخت، تا فینال پیش رفت. کمیل نفس طاها آکگل را در فینال گرفت اما طلا، قسمتش نبود. این شاید آخرین المپیک او بود و دوست داشت نقرهاش طلا شود.
برنز
کیمیا علیزاده
تا چند سال پیش مدال المپیک برای بانوان ایرانی به شوخی میماند؛ اما حالا همه آنها برای مدال المپیک نقشه دارند.
و کیمیا راهگشای مدالآوری بانوان ایرانی بود.
اگر برنامهای داشته باشیم، او میتواند طلای توکیو را برای ما به ارمغان بیاورد.
حسن رحیمی
بیشتر از هر کسی از خودش شاکی است. روی سکو هم سگرمههایش باز نمیشد. به خبرنگاران گفت: فینال و طلا مال من بود؛ اما سوال همه شاید این باشد که چرا اینقدر مفت آن را از دست داد؟ رحیمی، از نظر جسمی و روانی کاملا آماده فینال بود؛ اما افسوس که در آخرین المپیک زندگیاش نتوانست طلایی شود.
قاسم رضایی
تنها مدالآور کاروان فرنگی ایران در المپیک لندن که توانست در ریو هم مدال بگیرد. طلایی لندن اینبار برای ما برنز گرفت تا بار مسئولیت محمد بنا سبک و هقهق گریههای تلخ این مربی کم شود؛ اما بیمهریهای ریو برای بنا آنقدر زیاد بود که با برنز رضایی و عبدولی آرام نگیرد.
سعید عبدولی
نام او یک عبارت را به ذهن ورزشدوستان ایرانی میآورد «حقخوری». اما المپیک جایی بود تا او هم طعم موفقیت را بچشد. بعد از تجربه تلخ بازیهای آسیایی اینچئون، مدال برنز المپیک روی سینه او نشست تا او هم سرانجام بخندد. هر چند که در این المپیک هم کم گریه نکرد.
عملکرد ا یران در ادوار مختلف المپیک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: