شخم زدن پشت نیمکت درس

وقتی به آگهی های استخدام متخصصان نگاه می کنیم ، جستجو برای یافتن نهاد، بنگاه یا موسسه ای که نیاز به فارغ التحصیل کشاورزی حتی در سطوح تحصیلات تکمیلی داشته باشد کار بیهوده ای است.
کد خبر: ۹۳۴۱۲

آیا تعداد واحدهای کشاورزی و دامپروری اینقدر کمتر از واحدهای موجود فعال در صنعت است؛ آیا کشاورزی واقعا آنقدر کار ساده ای است که نیاز به متخصص ندارد؛
شنیدن خبر از آمار تاسفبار فارغ التحصیلان کشاورزی بیکار یا شاغل در بخشهای دیگر خسته کننده و مکرر است.
آیا مهندسان کشاورزی به اندازه اندک حقوقی هم نمی توانند در یک واحد تولیدی سودمند باشند یا مدیران مزارع ، دامپروری ها و... به اهمیت و استعدادهای آنان پی نبرده اند؛
شاید هم سختی های خاص کار کشاورزی آنان را از درگیر شدن در این فعالیت بازمی دارد؛ متهم ردیف اول این معضل کیست ؛ دولت ، دانشگاه ، بازار کار یا خود فارغ التحصیلان؛
با اینکه کشور ما از قدیمی ترین مهدهای کشاورزی جهان است و زندگی ما از دیرباز با خاک و آب و دانه گره خورده است ، اینک کشاورزی ما نه قداست سنتی خود را داراست و نه شکوه مدرن امروزی را . چنانکه حتی دانش آموختگان کشاورزی نیز سرگردان بین این سنت و مدرنیته هستند.
دکتر یوسف ترابیان استاد دانشگاه می گوید: «اوضاع بد و نابسامان شغلی برای فارغ التحصیلان کشاورزی باعث می شود که تمایل خانواده ها در تشویق جوانان برای تحصیل در این رشته کم شود و رفته رفته کشاورزی ارج و قرب خود را از دست بدهد و حتی اگر سرمایه های فکری و استعدادهای درخشان به این رشته گرایش پیدا کنند به دلیل نداشتن امنیت شغلی تمایل خود را به کار در این حوزه از دست بدهند و حتی در این سالها شاهد آن باشیم که افراد بااستعداد کمتر در این رشته حضور داشته باشند.
برای جذب استعدادها به این رشته باید برای اشتغال فارغ التحصیلان فکر اساسی کرد، چراکه کسب یک کار پردرآمد یکی از مهمترین معیارهای انتخاب رشته دانشگاهی توسط دانش آموزان است».
همین طور امید دادن به دانشجویان این رشته با فراهم کردن وضعیت شغلی بهتر، انگیزه بیشتری در آنان برای تحصیل ایجاد می کند و مسلما کیفیت آموزش و کارکرد دانشگاه ها هم در این بین افزایش می یابد.
دکتر پرویز احمدی استادیار دانشگاه می گوید: «واقعیت این است که با توجه به ضرورت تحول در اقتصاد سنتی و کلاسیک جامعه ، طرحهای مقطعی و راهکارهای سنتی در ایجاد اشتغال و تولید، موثر و کارساز نیست.
به بیان دیگر، در شرایط امروز جامعه که بشدت متاثر از عوامل بیرونی و جهانی است ، برای کاهش عارضه بیکاری ، باید ضمن ریشه یابی مساله ، نظام مهندسی آموزش عالی کشور مورد بازکاوی قرار گیرد تا بتوان در پی آن فرصتهای شغلی جدیدی را تعریف و به جامعه معرفی کرد.
براساس پیش بینی های انجام شده در سال 85تعداد دانش آموختگان دانشگاهی بیش از 3میلیون نفر و تقاضا برای جذب آنها در حدود 2میلیون و 500هزار نفر خواهد بود و این یعنی نرخ بیکاری بیش از 15درصد. گسترش چشمگیر آموزش عالی از نظر کمی ، بدون تناسب با توانمندی ها و ظرفیت های آموزش عالی و بازار کار کشور، نه تنها باعث بالا بردن درصد بیکاری در این قشر شده ، بلکه باعث کاهش کیفیت کار افراد شاغل نیز شده است.
اکنون نگاه آموزش عالی بالا بردن سواد عمومی و توان اندیشه جامعه است و این یعنی فقدان ارتباط مستقیم آموزش عالی و اشتغال.
اگر جامعه ای بخواهد مشکل خود را در اشتغال حل کند، باید حتما توسعه پیدا کند و شغل جدید تولید کند و یکی از مهمترین شروط توسعه بهبود نظام آموزشی در ابعاد کمی و کیفی است. هر اندازه سطح دانش در کشور بیشتر باشد، خلاقیت ، نوآوری و اشتغال بیشتر می شود. ضمن این که آموزش در بطن خود اشتغالزاست».
بیکاری دانش آموختگان یک دانشگاه می تواند موقعیت اجتماعی و درجه اعتباری آن را تا حد زیادی پایین آورد. بنابراین دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی بخش کشاورزی باید تلاش کنند تا برنامه های خود را هر چه موثرتر با نیازهای جامعه تطبیق دهند و با روشهای گوناگون ، دانشجویان را با فرصتهای شغلی در بخشهای دولتی و خصوصی آشنا کنند.
دکتر محمدرضا علیزاده دانشیار دانشگاه تهران در این ارتباط می گوید: مسلم بدانید برای فارغ التحصیلانی که دوران تحصیل کارهای تجربی هم انجام داده و به قولی «کار بلدند» کار هست.
به جرات می گویم که بسیاری شرکتها افرادی که هم از تخصص عملی و هم علمی برخوردارند را روی هوا می زنند. اشکال اینجاست که فارغ التحصیلان کشاورزی ما غالبا قادر به فعالیت نیستند، یعنی اگر به یک متخصص زراعت یک هکتار زمین بدهیم بگوییم این گوی و این میدان ، اکثرا بعد از یک سال نه گوی باقی می گذارند و نه میدان.
این معضل هم مرتبط به عملکرد بد دانشگاه ها و عدم امکانات کافی و روش صحیح آموزش است و هم ناشی از کم کاری دانشجویان.
چرا که بودند دانشجویانی که از امکانات محدود توانسته اند حداکثر استفاده را ببرند و در تخصص خود کارآفرین باشند.

وام های خاص فارغ التحصیلان کشاورزی
دولت در سالهای اخیر گامهایی در جهت حمایت از فارغ التحصیلان بخش کشاورزی برداشته است. اما این که چقدر از این فعالیت ها مثبت بوده جای سوال است.
دکتر اسفندیار فاتح عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز در ارتباط با نقش وامهای کشاورزی در اشتغال فارغ التحصیلان می گوید: در چند سال اخیر طرحی از طرف بانک کشاورزی ارائه شد که به هر فارغ التحصیل کشاورزی تا سقف 20میلیون تومان وام اعطا می شود.
در اجرا شاهد بودیم با توجه به وثیقه های سنگین و شرایط سخت ، یک فارغ التحصیل بیش از یک سال وقت و هزینه صرف کرده تا بتواند این وام را دریافت کند. مشکل اصلی پرداخت این وام این است که فارغ التحصیلی که هیچ تجربه کاری ندارد و یک طرح اجرایی تولیدی را نادانسته روی کاغذ پیاده کرده و از مشکلات اجرایی آن بی خبر مانده است ، هرگز نمی تواند از وام دریافت شده به طور مطلوب استفاده کند.
چرا که در شروط این وام تنها چیزی که قید نشده تجربه و مهارت فرد فارغ التحصیل است. آمار نشان می دهد به جز معدودی که این وام را صرف خرید زمین کرده و از راه افزایش قیمت زمین جبران ضرر نموده اند درصد کمی توانسته اند از این وام در جهت تولید بهره ببرند و توانایی بازپرداخت آن را داشته اند.
بهتر این بود که بانک کشاورزی به همکاری وزارت کشاورزی با این سرمایه ، کشت و صنعتهای بزرگی را احداث کند و در آن از فارغ التحصیلان کشاورزی تحت نظر افراد باتجربه و کارکشته استفاده کند.
از این طریق هم دردسر مسائل بوروکراسی اعطای وام کاسته می شود و هم فارغ التحصیلان کم تجربه ، خطر ضرر را به جان نمی خرند و تجربه ای کسب کرده و با توان مالی و تجربی بیشتری توان ادامه کار و کسب وام و سایر تسهیلات را دارند. درواقع با این کار دولت وظیفه هدایت فارغ التحصیلان و آموزش آنان را از سر خود باز کرده است.
باید میزان تسهیلات با میزان توانایی فرد هماهنگ باشد در حالی که در این طرح هرگز توانایی های فردی وام گیرنده و تجربه لحاظ نشده است.

حمیدرضا دورودیان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها