جمهوری اسلامی ایران براساس حسن همجواری و با توجه به مشترکات فرهنگی و تمدنی با پاکستان، نمایندگیهای فرهنگی متعددی در سراسر این کشور دارد. وابستگی فرهنگی کشورمان در کراچی، مدیریت خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران را در این شهر بندری عهدهدار است. محمدرضا باقری، وابسته فرهنگی و مسئول خانه فرهنگ ایران در کراچی در پاسخ به سؤالات ما، جریان فرهنگی حاکم بر پاکستان و کراچی و همچنین محدوده فعالیت فرهنگی ایران در این شهر را شرح میدهد.
میزان تعصبات قومی و قبیلهای که پاکستان را تهدید میکند در سراسر این کشور متفاوت است. نمیتوان ادعا کرد شمال پاکستان و جنوب این کشور، مشکلات یکسانی را از نظر کیفیت و کمیت تحمل میکند، مثلا کراچی که شما در آن شهر فعالیت میکنید مقداری از این بلایا به دور است. چه توصیفی از این شهر میتوان ارائه داد؟
کراچی از نظر اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... در پاکستان مهم و برجسته است. نه به این دلیل که روزگاری پایتخت پاکستان بوده؛ بلکه وضعیت بالفعل کراچی اینگونه است که شاهراه اصلی پاکستان محسوب میشود. این بندر مهم دروازه پاکستان است و تحولات در آن بسیار مهم محسوب میشود.
رجال شناختهشده سیاسی برجستهای در کراچی زندگی میکنند که در حیات سیاسی پاکستان، تعیینکننده هستند. در بخش مذهب هم این شهر بسیار مهم است. در چنین اوضاعی گاهی دچار تقابلهای سیاسی قومی میشود. این شهر به دلیل این که قطب سیاسی و مذهبی و فرهنگی کشور است، وضع ویژه و متمایزی نسبت به شهرهای دیگر پاکستان دارد. به همین دلیل باید در تعیین و برنامهریزی فعالیتهای فرهنگی خود، حساسیت زیادی به خرج دهیم و با سنجیدن جوانب مختلف، کار فرهنگی خود در این شهر را انجام دهیم.
با توجه به این که زبان فارسی به مدت بیش از هشت قرن زبان دیوانی شبهقاره بوده، به نظر نباید خیلی مشکلی در این حوزه در پاکستان وجود داشته باشد.
وقتی در زمینه زبان فارسی در شبه قاره صحبت میکنیم، باید بدانیم دنیای معاصر پیچیدگیهای بسیاری دارد و نمیتوانیم بُعد فرهنگی حیات انسانها را از ابعاد اقتصادی و نظامی و سیاسی آنها متمایز کنیم. اوج روابط فرهنگی ما با پاکستان در دوره صفویه بوده است. زبان فارسی قبل از آن هم در آنجا بوده؛ اما صفویان پشتیبان دولت گورکانیان بودند و بر این اساس زبان فارسی در پاکستان کنونی بسیار رواج داشت. با توجه به این که ابعاد مختلف حیات بشری در هم تنیده است؛ باید توجه کرد نداشتن روابط مطلوب اقتصادی با هر کشوری، زمینه فعالیتهای فرهنگی با آن کشور را تحتالشعاع خود قرار میدهد و کمتر خواهد شد. این میزان البته باید اندازه شود؛ اما روابط ما با کشورها نباید این طور باشد که اگر نوع روابط اقتصادی و سیاسی ما با کشوری میزانش کم است، انتظار داشته باشیم آن کشور برای هر نوع فعالیت فرهنگی به ما اجازه فعالیت دهد و از خود اشتیاق نشان دهد.
دیپلماسی فرهنگی در حال عمومی شدن است و دیگر روابط دولتی فرهنگی بین کشورها کارساز نیست و مردم با استفاده از امکاناتی که فضای مجازی در اختیار جامعه گذاشته شده است با یکدیگر ارتباط میگیرند، آیا بهتر نیست که برنامههای فرهنگی کشورمان در کشورهای دیگر با تکیه بر این ظرفیت رخ دهد؟
چنانچه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی بخواهد در فعالیتها و مأموریتهای خویش بالاترین میزان موفقیت را کسب کند، ضروری است مأموریتهای خویش را به کسانی بسپارد که قابلیتهای لازم برای فتح چنین بلند مرتبگی را دارا باشند، کشور میزبان را بشناسند، زباندان باشند و قدرت مدیریتی و اجرایی آنان بالا باشد. بعد از انتخاب چنین افرادی، سازمان باید به چنین منتخبانی قدرت انعطاف فرهنگی دهد و آنها را محصور در چند برنامه مصوب فرهنگی سالانه نکند. بخشی از فعالیتهایش را خودش کشف کند و از این مسیر روابط فرهنگی را توسعه دهد. البته شاید به نظر کسانی چنین مسیر و مقصدی، ایدهآلیستی به نظر برسد، ولی مطلوب همین قضیه است. مطلوب است مدیر دارای قدرت انعطاف باشد و در موضوعی محصور نشود. البته تأکید میکنم سازمان چنین شیوهای را دنبال میکند لیکن جدیت بیشتری را میطلبد تا راندمان فعالیتها و اقدامات فرهنگی توسعه یابد. گاهی برای بعضی نمایندگان فرهنگی اینگونه مشتبه میشود که نمایندههای فرهنگی باید تنها برنامههای مصوب را اجرا کنند. من هم موافقم که علاوه بر مناسبات دولتی، میتوان از افکار عمومی کشورها برای انجام فعالیتهای فرهنگی بهره برد.
برنامههای فرهنگی شما برای آینده چیست؟
این را درباره تمام نمایندگیهای خود در پاکستان (در این کشور، ایران دارای 9 نمایندگی فرهنگی است) عنوان میکنم، متأسفانه تاکنون حافظه شفاهی فعالیتهای فرهنگی ایران در پاکستان مکتوب نشده است. برای نمونه ما در کراچی و پس از تأسیس خانه فرهنگ، بیش از 60 سال حضور فرهنگی داریم، از وقایعی که دنبال شده تا به اینجا رسیده و فعالیتهایی که انجام شده، خبر نداریم و از آن بیاطلاعیم. برای اقدام فرهنگی، به اطلاعات و آمار و ارقام نیاز داریم و در صورت خلأ آن، برنامهریزی واقعبینانهای نخواهیم داشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم