دکتر مرتضی صفارینطنزی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و سفیر سابق ایران در اسپانیا که از نزدیک سیاستهای اروپا در رابطه با بحران تروریسم را رصد کرده، عقیده دارد که تشکیلات سایه حاضر در اروپا شکلدهنده تمامی سیاستهای خصمانه علیه دین اسلام است که به واسطه تروریستپروری غرب شکل گرفته است. این نماینده مجلس در گفتوگو با جام سیاست به بررسی ابعاد اسلام هراسی و زمینه شکلگیری تروریست پرداخته که میخوانید:
اتفاقات اخیر تروریستی در اروپا زمینههایی را برای طرح مجدد تئوری اسلام هراسی در غرب فراهم کرده، با توجه به این رویداد چه منفعتی برای غرب درتبلیغ اسلام هراسی وجود دارد؟
در مجموعه اروپا و غرب، تشکیلات سایهای وجود دارد که در واقع هدایت و مدیریتکننده مسائل سیاسی و امنیتی جهان است. این مجموعه جریانات فراماسونری، ایجاد کننده اتفاقات دنیا هستند سالی یک بار برای تدارک اهدافشان در یکی از شهرهای اروپایی نشست برگزار میکنند. این تشکیلات که تلاش برای هدایت جریانات سیاسی و امنیتی کشورهای مختلف را دارد در جهت منافع خود، از مدتها قبل برنامهریزی میکند بهطوری که وقتی دید جمهوری اسلامی ایران در منطقه صاحب نفوذ و قدرت شده، تلاش کرد با محدود کردن حوزه نفوذ ایران، بخصوص بعد از تاثیر جمهوری اسلامی ایران در مساله بیداری اسلامی، بحث ایران هراسی، و سپس با توجه به گستره نفوذ ایران در جهان، اسلام هراسی را مبنا قرار دهد تا در منطقه خاورمیانه هراس از ایران و اسلام را گسترش دهد. البته اتخاذ این تصمیم با زشتترین شیوه یعنی دامن زدن به تروریسم بومی شکل گرفت که ابعاد آن در منطقه خاورمیانه و در مواردی در اروپا وآمریکا و دیگر نقاط دنیا اتفاق افتاد. شاهد بودیم که تا قبل از اینکه بحث اسلام هراسی بصورت گسترده شکل بگیرد هر جا اتفاقی رخ میداد انگشت اتهام به سمت ایران گرفته میشد، اما بعد از اینکه ایران در مباحث هستهای تعاملاتی با دنیای غرب آغاز کرد، اروپا خلع سلاح از برنامه هستهای ایران شد و در نتیجه غرب بعد از ایران هراسی به سمت اسلامهراسی روی آورد و سپس کل حوزه اسلام را تحت فشار قرار داد. بنابراین دلیل اصلی اسلامهراسی این است که غرب هماکنون منافع خود را در خطر میبیند و با طرح چنین موضوعاتی قصد دارد واقعیتها را وارونه جلوه داده تا از افکار عمومی دنیا سواستفاده کرده یا برای منافع خود بهرهبرداری کند. لذا این روزها هر جا اتفاقی رخ میدهد انگشت اتهام به سمت اسلام و کشورهای اسلامی دراز میشود در حالی که این عوامل خودشان در این کشورها هستند که عامل اصلی حرکتهای خشن و افراطی میباشند.
جمهوری اسلامی ایران بارها نسبت به مباحث تروریستی هشدار داده است اما این بحرانها از طرف اروپاییها جدی گرفته نشده، چرا غرب علاقهای به هشدارهای داده شده ندارد؟
غرب تا مدتی بحث ایران هراسی را دنبال میکرد و در صورت بروز اتفاقات تروریستی انگشت اتهام را به سمت ایران میگرفت اما حالا که ایران عملا پیشتاز مبارزه با تروریسم در منطقه شده و هیچ کس نمیتواند این امر را انکار کند، بحث اسلام هراسی را مطرح میکند. علت اصلی این است که کشورهای اروپایی که گرداننده اصلی این اتفاقات هستند خودشان در اتفاقات نقش دارند و بوجود آورنده حرکتهای تروریستی ازجمله درآمریکا و... هستند. غرب در شکل دادن به جریانات افراطی و تروریستی منطقه نقش دارد و از کنار آن منافعی برای خود پیشبینی کرده است که در این مسیر تعدادی از کشورهای کوچکتر اروپایی نیز تابع کشورهای بزرگتر شده و اوامر آنها را اطاعت میکنند و خیلی در حالت عادی عکسالعملی نشان نمیدهند و جریان سایهای که آنها را هدایت میکند اجازه نمیدهد که این کشورها حرکت علنی علیه اقدامات تروریستی داشته باشند چرا که تمامی ابزارهای قدرت اعم از رسانه و کارهای تشکیلات، قدرتی را در اختیار این جریان قرار داده است.
اروپا دچار ناامنی شده و اشتباهات اروپا در مبحث تروریست مشخص شده فکر میکنید ریشه این اشتباهات چیست آیا حمایت از تروریست منبع اصلی نبوده که هماکنون غرب را درگیرکرده است؟
دقیقا همین است اگر واقعیت قضیه را دنبال کنیم متوجه میشویم که غرب نقش اساسی در ایجاد جریانات سیاسی داشته و همین کمکها به جریانات سیاسی تروریستی، الان دامنگیر خودشان شده است. تروریست پدیدهای است که داخل یک مرز نمیگنجد و الان که اروپا تحت فشار قرار گرفته متوجه شده که آثار تروریستپروری در کشور خودش ظهورکرده و بخشی از افراد افراطی وتندرو که از اروپا به سوریه و عراق، تحت عنوان داعش رفته بودند، با تحت فشار قرار گرفتن در عراق یا سوریه در حال بازگشت به وطن اصلی خود، یعنی کشورهای اروپایی هستند. افراد افراطی در بازگشت به موطن خود، با توجه به عادات و روحیاتی که پیدا کردند دست به اقدامات تروریستی در زادگاه خود میزنند که روش، انفجارها و حملات تروریستی در شهرهای کشورهای اروپایی نگرانیهای عمیقی در کشورهای اروپایی ایجاد کرده است که جمع کردن آن با توجه به بیتجربگیها بسیار سخت است.
این اتفاقات تا چه اندازه به تقویت افکار راستگرایان افراطی حاضر در اروپا کمک میکند وآیا آنها برنده این بازی هستند؟
راستگرایان همیشه احساسات نژادپرستی داشته و در گذشته نیزشاهد برخوردهای نژادپرستانه این گروه با دیگر نژادها بودهایم، منتها با توجه به رشد و توسعه دموکراسی در کشورهای اروپایی و نهادینه شدن دموکراسی بعضا مقداری از این حرکتهای کاسته یا کنترل شده بود. راستگرایان در مورد هر گونه خارجی اعم از مسلمان و غیرمسلمان موضع داشتند ولی پدیده تروریسم بهانهای به دست آنها داده که دوباره فعال شوند و با توجه به اینکه دولتها عاجز از کنترل این طیف هستند مشاهده میکنیم که زمینه ظهور و بروزشان در جامعه اروپایی مجددا مهیا شده است.
راستگرایان در پیشبرد اهدافشان موفق خواهند شد؟
ممکن است مقداری رشد کنند اما فکر نمیکنم تا حدی باشد که بتوانند قدرت را به دست بگیرند چون حاکمیت ومردم پذیرای این طیف فکری نیستند.
بحران ناامنی در اروپا چقدر میتواند نظریه نزاع تمدنها بخصوص جنگ میان مسلمان و غرب را ثابت کند؟
این نظریه خیلی مورد تائید قرار نگرفت چون پیشبینیها عملا اتفاق نیفتاد و حتی خلافش به اثبات رسید وعملا منتفی شد.لذا اعتقاد ندارم که حوادث اخیر تائیدیه نظریه نزاع تمدنها باشد. چون الان بحث داعش نه تنها در کشورهای اسلامی بلکه دراروپا دیده میشود.
تبلیغ اسلام هراسی از مواردی که توسط رسانههای غربی بشدت پیگیری میشود، در مورد این تلاشها چه نظری دارید؟
کسانی که پدیده اسلام هراسی را مدیریت میکنند جریاناتی چون صهیونیستها گروههای فراماسونری هستند که ریشه در اروپا دارند و همیشه مخالف اسلام بودند، لذا اگر دقت کنید متوجه میشوید که اکثر ابزارهای رسانهای دنیا بخصوص در دنیای غرب همه تحت نفوذ این گروههاست و به همین دلیل با بهرهگیری از این ابزاربه اسلام هراسی دامن میزنند، اما باید دانست که چیزی که رسانههای غرب دامن میزنند با واقعیتهای موجود منطقه فاصله زیادی دارد. جریانات ریشهدار غربی مدتی بر روی ایران تمرکز کردند تا چهره ناجوری از ایران به دنیا نشان دهند اما بعد ازاینکه فضا آرام شد حتی شاهد حضور توریستهای خارجی به ایران و اذعان آنها به دروغهای رسانههای خود بودیم. لذا برای مردم اروپا فاش شد که رسانههای غربی سیاسی برخورد کرده و عمدتا چهرهپردازی میکنند.
اسلام هراسی تا چه اندازه به سود تروریستها در جهان است؟
ما دوگانگی در سیاستهای غرب میبینیم، از یک طرف شاهد کمک آنها به جریانات تروریستی و از طرف دیگر نظارهگر فریادهای مبارزهجویانه آنها با تروریست هستیم. اگر مبارزه با تروریست واقعیت داشته باشد مبارزه با این پدیده شوم میتواند در قالب همکاری بینالمللی شکل داده شود تا این جریان از صحنه جمع شود، اما از آنجایی که بسیاری از کشورهای غربی که گرداننده سیاستها در جهان هستند سیاست دوگانه یا ریاکارانه دارند و به این قضیه دامن میزنند، باید شاهد باشیم که اسلامهراسی موجود میتواند به شکلگیری تروریستهای افراطی کمک کند. اگر شفافسازی شده و رسانههای ما نسبت به قضیه به مردم آگاهی بدهند، حرکتهای دوگانه و ریاکارانه غرب فاش خواهد شد و حرکت بینالمللی علیه مبارزه با تروریسم شکل و در آن صورت توفیقی حاصل خواهد شد.
جهان اسلام چگونه باید بحث اسلام هراسی را که در قالب تروریسم شکل میگیرد افشا کند تا مردم نسبت به آن اگاه باشند؟
اکثریت کشورهای اسلامی قبول دارند که باید کمک کرد تا جریانات افراطی و تروریستی افشا شود و با حرکاتی که تحت اتفاقات امروز با عنوان داعش یا طالبان و القاعده و... صورت میگیرد مخالفند، منتها متاسفانه این واقعیت تلخ را باید پذیرفت که تعداد زیادی از کشورهای اسلامی به عنوان عامل غرب و دنیای استکبار در منطقه و دنیای اسلام منافع آنان را دنبال میکنند و به بحثهای تروریستی دامن میزنند. در یکی دوسال اخیر برخی کشورهای اسلامی از جمله عربستان سعودی یا برخی کشورهای حاشیه خلیجفارس در حمایت از تروریستها حرکتهایی انجام دادند و باید این واقعیت اذعان شود که مشکل در مجموعه کشورهای اسلامی است که باید در مجموعه همکاریهای اسلامی این پدیده پیگیری و تلاش بینالمللی صورت گیرد.
فاطمه امیری / روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم