در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تاریخ سینمای ایران به چاپ یازدهم رسید. کتابهای سینمایی در کشور ما معمولا زیاد تجدید چاپ نمیشوند. دلیل این استقبال را در چه میبینید؟
این پرسشی است که خیلی از دوستان سینمایی و کتابخوان هم از من کردهاند. سالهای اول خودم هم از این تعداد تجدید چاپ متعجب میشدم. بعد به این تحلیل و نتیجه رسیدم که تا وقتی آینده مردم ما از گذشتهشان میگذرد، این کتاب هم تجدید چاپ میشود. ما مردمی نوستالژیک و گذشتهبازیم و انقلاب هم آن را تشدید کرده است. به همین دلیل، تصور میکنم در سالهای آینده هم این کتاب تجدید چاپ خواهد شد. اینبار فاصلهای بیشتر بین چاپ قبلی (دهم) و چاپ جدید (یازدهم) افتاد. به این علت که متاسفانه چند سایت دانلود آن را منتشر کرده بودند. فقط در یک سایت حدود هزار بار کتاب دانلود شده بود. پیگیری کردیم. دانلودها حذف شدند و کتاب با ویرایش جدید، تجدید چاپ شد. این فقط کتاب تاریخ سینمای ایران نیست که 11 بار چاپ شده، دیگر کتابهای تاریخی هم، همینطور هستند و بسیار تجدید چاپ میشوند. حالا اینجا تاریخ در کنار سینما، جذابیتهای خاص خودش را برای اهل کتاب و سینما دارد. علاقهای که مردم به تصویرهای سینمایی گذشته دارند، مزید برعلت میشود تا استقبال از کتاب تاریخ سینمای ایران بیشتر باشد.
اشاره کردید که در نگاه مردم ما آیندهشان از گذشته میگذرد و همین دلیل استقبال بالا از کتاب شما بوده است. برای خود شما هم، همین دلیل عامل نگارش کتاب بوده است؟ خودتان هم جزو این دسته از آدمها قرار میگیرید؟
نه، پایه و اساس کتاب در واقع تز دانشگاهیام در سال 1361 بود. البته کتابی که منتشر شد، فاصله بسیار زیادی با آن پایاننامه دانشگاهی داشت و تغییرات زیادی کرد. زمانی تبوتاب انتشار آن به عنوان یک کتاب در من شدت گرفت که دیدم پلاکاردهای فیلمهای سینمایی بر سر در سینماها دیگر عکسی ندارد و همهاش نوشته است. چند ماه در سال 1360 حتی کشیدن عکس بازیگران روی پلاکاردها ممنوع بود. پیش از انقلاب ما دارای تاریخی 80 ساله از نمایش فیلم و فیلمسازی در ایران بودیم؛ زشت یا زیبا، خوب یا بد، قبولش داشته باشیم یا نه، میراثی است که باید حفظ میشد و میماند. در سالهای 1361، 62 و 63 روی آن کار کردم و کتاب در دیماه 63 منتشر و با استقبال بالای مردم روبهرو شد. 8000 نسخه کتاب (البته در کتاب این رقم 6000 نسخه عنوان شده) در کمتر از یک سالونیم نایاب شد. در سال 65 دوباره چاپ و یکساله تمام شد. این بار در 5000 نسخه. سال بعد این تعداد هم به فروش رفت و باعث چاپ بعدی آن در سال بعد شد. در آن ایام خیلی چیزها خواسته و ناخواسته داشت پاک و زیر غبار زمان دفن میشد. تاریخ و گذشته یک ملت چراغ راه آینده اوست. احساس میکنید رشتههای تاریخیتان در حال گسسته شدن است و تصمیم میگیرید کاری کنید که این گسست باعث زیان زدن به نسلهای بعد نشود. ضمن این که من سینما خواندهام و از اوایل دهه50 کار مطبوعاتی کردهام. اینها دستبهدست هم داد و کتاب تاریخ سینمای ایران از دل آن بیرون آمد.
کتاب 31 سال قبل منتشر شد. امروز که به آن نگاه میکنید، نگاهتان به آن تغییری کرده است؟
نه، لحن و محتوا و نگاهم به آن سینما و فیلمها تغییری نکرده است. تعدادی از فیلمها را دوست داشتم و با گذر زمان، مشخص شده که جزو آثار ماندگار هستند. آن زمان که روی کتاب کار میکردم، هنوز معلوم نبود فیلمهایی که از آنها به عنوان آثار ماندگار سینما نام میبرم، ماندگار خواهند شد یا نه. ولی وقتی به کتاب رجوع میکنیم، متوجه میشویم در بوته تاریخ محک خورده و تشخصشان ثابت شده است. بدنه سینمای قبل از انقلاب پیشپا افتاده و سطحی بود. اما به هرحال سینمای ما همان بود. از نظر محتوا آن سینما حرفی برای گفتن نداشت و به قول مرحوم هوشنگ کاووسی «فیلمفارسی» بود. اما در دل همین بدنه بود که فیلمهایی مثل شب قوزی، خشت و آینه، قیصر، گاو، رگبار و... سربرآورد. طبیعی هم بود که آن نوع فیلمها در اکثریت باشند؛ مردم میخواستند. با همه انتقاداتی هم که به آن سینما داریم، همان فیلمها هم در مقابل فیلمهای خارجی ایستادند. نمیتوان آن سینما را دور انداخت. آن فیلمها به مثابه خودروی «پیکان» خودمان بود.
گفتید چاپ اول کتاب، 8000 تیراژ داشت. تیراژ آخری 1600تاست. فکر میکنید چرا با گذشت زمان، تیراژ کتابها نه تنها بالا نرفت که پایین هم آمد؟
از آن دستهای نیستم که ناله سر کردهاند تیراژ کتاب به 500 یا 600 نسخه رسیده است. آش به این شوری هم نیست! زمانی که تاریخ سینمای ایران در سال 63 منتشر شد، مگر چند عنوان کتاب سینمایی چاپ میشد؟ بسیار انگشتشمار. حالا ما هر سال با تعداد زیادی عنوان کتاب سینمایی روبهرو هستیم. اگر فرض کنیم در سالهای پیش از انقلاب هر سال هزار عنوان کتاب با مضمونهای مختلف چاپ میشد، الان هر سال حدود صد هزار عنوان کتاب چاپ میشود. در عین حال دلیلی ندارد ناشران مثل قدیم عمل کنند و در یک پروسه چند ساله، ناظر فروش کتابهایشان باشند. با فناوری جدید نیازی به چاپ تیراژ بالا نیست. 500 نسخه چاپ میکنند، اگر فروش رفت 500 تای دیگر. شما اگر کتاب خوب را منتشر کنید، مردم میخرند و برایش خواننده وجود دارد. ما 40 میلیون خواننده بالقوه داریم که اصلا کتاب نمیخوانند و میتوانیم با تبلیغات موثر و شیوههای آزادمنشانه آنها را کتابخوان کنیم.
اما بازار نشر هم رونق گذشته را ندارد.
بله، بازار نشر کتاب رونق گذشته را ندارد، ولی اوضاع بحرانی نیست؛ میگویند تعداد ناشرها از تعداد کتابخوانها بیشتر است! اگر شغلی درآمد نداشته باشد و عشقی پشت سرش نباشد، کسی به سراغش نخواهد رفت. این همه ناشر برای چیست؟ کتاب رونق دارد که این همه ناشر و عنوان کتاب داریم. اما خطر از جای دیگری است، از فضای مجازی. به نظرم این بحث مهمی است. مردم ما خواندن در فضای مجازی را با مطالعه کردن اشتباه گرفتهاند. متنهای کوتاه و اندرزگوی موجود در فضای مجازی با کتاب خواندن فرق بسیار دارد. خطر دیگر دانلود کردن کتابهای موفق است. وظیفه مبرم ارگانها و نهادها و اتحادیه ناشران است که با دانلود غیرقانونی کتاب مقابله کنند.
و حرف آخر؟
فرهنگ کتابخوانی تنها با برگزاری یک نمایشگاه ده روزه میسر نمیشود. پیشنهاد میکنم در مدارس یک واحد درسی مطالعه کتاب گذاشته شود؛ به قولی فرزندانمان را کتابخوان کنیم و نه درسخوان. هر سال از دانشآموزان خواسته شود کتابی را خوانده و خلاصهای از آن را ارائه کنند. ما 9 میلیون دانشآموز داریم و اگر چنین اتفاقی بیفتد، سالانه بیش از 9 میلیون کتاب غیردرسی به فروش میرسد و خوانده میشود. کم که نیست، خیلی هم هست!
کیکاووس زیاری
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: