پس از تحقیقات متعدد، سرانجام پاسخ یک معمای غامض اخلاقی مشخص شد: خودروهای بیسرنشین ناجی چه کسی هستند: راننده و سرنشینان یا افراد پیاده در خیابان؟ تصور کنید ماشین زیبا و لوکس بیراننده خود را انتخاب کردهاید. سوالی که در ذهن دارید، این است که آیا ماشین بینقص و زیبای شما قرار است که در آینده ناجی جانتان باشد؟ پاسخ همین سوال ساده میتواند شما را دمق کند.
بسیاری از خریداران خودرو فقط نسبت به مسائلی مانند رنگ و مدل خودرو حساسیت دارند و طبیعتا هنگام خرید نیز فقط درباره همین مسائل پرسوجو میکنند. سوالاتی مانند این که یک خودرو هنگام تصادف چقدر میتواند جان سرنشینانش را به خطر بیندازد، از آن مواردی است که اغلب نادیده گرفته میشود. این چالش برای سازندگان خودروهای خودران بیشتر از خریداران به واقعیت نزدیک است. سوالی که در مورد این نوع خودروهای بدونراننده همیشه مطرح بوده، این است که اگر این خودروها در شرایطی قرار بگیرند که هم جان عابرپیاده و هم جان سرنشینان در خطر باشد، نجات کدام یک از این دو را باید در اولویت قرار دهند؟
احتمال این که یک خودروی بیراننده در چنین شرایط سفید و سیاهی قرار بگیرد، وجود دارد اما این که دقیقا در همان زمان تصمیمگیری راه درست انتخاب شود، خیلی ضعیف است. در حال حاضر هم که میلیونها ماشین عادی در خیابانها تردد میکنند، چنین احتمالاتی وجود دارد و طبیعتا هیچگاه هم از بین نخواهد رفت اما سوال اینجاست، وقتی شما همه اختیارات را به ماشین میدهید، دقیقا چه عواقبی را باید انتظار داشته باشید؟
اولویت بقا با کیست ؟
مجله ساینس، اوایل تیر مجموعهای از مطالعات مرتبط با این مساله را که حاصل تحقیقات دانشمندان آمریکایی و فرانسوی بود، منتشر کرد. در این مجموعه، دانشمندان تلاش کردهاند که به این سوال پاسخ دهند که ماشینهای خودران باید چه عکسالعملی را در چنین شرایطی از خود نشان دهند. نتایج یک نظرسنجی نشان داده 76 درصد از پرسششوندگان معتقد بودهاند اگر خودروی خودران در شرایطی باشد که جان 10 عابر پیاده در خطر باشد، آنگاه میبایست جان آن ده نفر را بر سرنشینان خود مقدم شمرده، از عابرین پیاده حفاظت کند نه از سرنشینان داخل خودرو. پرسششوندگان این تحقیق ضمنا با این مساله هم موافق بودهاند که خودروهای خودران میبایست برای چنین شرایطی برنامهریزی شوند؛ یعنی دقیقا میبایست بر اساس برنامههایی که به آنها داده میشود، اولویتسنجی کنند. پرسششوندگان معتقدند اصل برنامهنویسی این ماشینها میبایست بر این مبنا باشد که جان انسانهای بیشتری را نجات دهند، به جای این که صرفا نجات جان سرنشینان را در برنامه خود داشته باشند.
خریدار یا فروشنده؛ مساله این است!
نخستین نشانههای مشکل، زمانی بروز میکند که صحبت خرید این ماشینها به میان میآید. بدیهی است، خریداران اگر بدانند برای ماشینی برنامهریزی شده تا نجات جان سایرین را به آنها اولویت دهد، از خریدن آن سر باز خواهند زد. بررسیها نشان میدهد، اغلب مردم ترجیح میدهند ماشینهایی را بخرند که جان آنها را از خطر نجات میدهد؛ نه ماشینهایی که برعکس جان آنها را در معرض خطر قرار میدهد. مساله دقیقا اینجاست که ایده نجات جان انسانها که گاه میتواند به مرگ سرنشین یک ماشین خودران منجر شود، ایده خیلی خوبی بوده اما تنها برای سایر مردم و نه صد البته برای سرنشینهای این نوع خودروها.
عظیم شریف از دانشگاه اورگن، از محققانی که در این تحقیقات شرکت داشته، میگوید: سوال اینجاست که آیا شما هم میخواهید جزو آن دسته از افرادی باشید که بر ایمنی این نوع خودروها تاکید میکنند، در حالی که رانندگان سایر خودروها عملا انتخابهای دیگری در شرایط بحرانی خواهند داشت؟ اکثر مردم بر این باور هستند که ماشینهای بیراننده میبایست بر اساس یکسری اصول طراحی و ساخته شوند، اما اگر تصمیمات برای طراحی این ماشینها اخلاقی نباشد، بالطبع ایمنی کمتری را هم باید انتظار داشت.
قوانین، الزام خرید را به دنبال ندارند
بررسیهای بیشتر، پرده از یک راز دیگر هم برداشت. پیش از این تحقیقات، محققان شک داشتند که بهترین راه اطمینان از ایمنی خودروهای بیسرنشین، قوانین دولتی است یا خیر. تحقیقات این نظریه را هم زیر سوال برد و نشان داد اگر قوانین، سازندگان این نوع اتومبیلها را مجبور کنند الگوریتمهای عملکرد اخلاقی را در این ماشینها پیاده کنند، درست است که احتمال مرگ و میر ناشی از تصادفات به حداقل میرسد اما یک مساله دیگر پیش میآید، آن هم این که گرایش مردم عادی به خرید ماشینهای معمولی خیلی بیشتر خواهد شد و ماشینهای خودران در عمل طرد خواهند شد.
به هر حال، این یک واقعیت است که اگر اتومبیلهای آینده بر اساس الگوهای اخلاقی طراحی و ساخته شوند، جادهها ایمنتر و سبزتر خواهند بود. اما این امنیت مستلزم این است که اصولا مردم نیز خواهان چنین چیزی باشند. در هر صورت نباید فراموش کرد که احتمال قرار گرفتن اتومبیلهای بیسرنشین در شرایط حاد این چنینی خیلی کمتر از زمانی است که کنترل ماشین را انسان برعهده دارد.
آلن وینفید از آزمایشگاه رباتیک برسیت میگوید: ماشینهای بیرانندهای که جان تعداد کمتری از انسانها را به خطر میاندازند، مطلوبیت بالایی دارند؛ به شرط این که شما جزو آن عده معدودی که قرار است قربانی شوند، نباشید! بهترین راه موفقیت این نوع خودروها این است که چه از نظر قانونی و چه از نظر شفافیت همه مسائل را رعایت کنند، زیرا تنها راه اعتماد به این ماشینها از همین دو مسیر میگذرد. بدون چنین رویهای خیلی سخت میتوان گفت که آیا فناوری میتواند بر اعتماد مردم غالب شود یا خیر.
منبع: گاردین
مترجم: فرناز حیدری
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم