گفت و گو با دکتر محمد خوش‌چهره، اقتصاد دان

جدایی انگلیس ناشی از یک برآورد غلط

بریتانیا از اتحادیه اروپا جدا شد و همه در نگاه اول مسائل اقتصادی را مورد تحلیل قرار دادند، اما دکتر محمد خوش‌چهره، استاد دانشگاه تهران در مورد مواضع سیاسی انگلستان و ترجیح اتحاد استراتژیک این کشور با آمریکا نسبت به اروپا سخن می‌گوید.
کد خبر: ۹۱۹۰۸۱

وی معتقد است که ابعاد اقتصادی تنها بخشی از واقعیت‌هایی است که می‌توان در مورد خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا مورد تحلیل قرار داد و آمریکا در این بین، نقش اساسی ایفا می‌کند و با خروج انگلستان از این اتحادیه قصد دارد باز هم در جهان خودی نشان دهد. گفت‌وگوی جام سیاست را با این کارشناس اقتصادی و سیاسی بخوانید:

خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا چه تبعاتی را برای این کشور و اتحادیه دارد؟
اگر به شکل‌گیری اتحادیه اروپا دقت کنیم متوجه می‌شویم که بعد از فروپاشی شوروی و پایان جنگ جهانی دوم این موضوع عملیاتی شد اما ایده اروپای متحد ریشه‌های تاریخی دارد. شتاب عملیاتی شدن آن مربوط به زمانی است که آمریکا بحث جهانی‌سازی را مطرح کرد. به این معنا که جهان باید با شکل آمریکا اداره شود که تک‌قطبی شود و آن هم قطبی که آمریکا روش خود را پیاده کند به همین دلیل بسیاری از افراد اظهار می‌کردند که جهانی‌سازی یک پروسه است یا یک پروژه. آیا یک فرآیند تاریخی تلقی می‌شود که در حال شکل‌گیری است یا یک اراده و پروژه آمریکایی. در این بحث فضای سیاسی و اقتصادی جهان را اگر بررسی کنیم می‌توان دریافت که حرکت به سمت یک اقتصاد کاملا آزاد و بدون مداخله را دنبال می‌کند. همچنین نظرات کنز، اقتصاددان برجسته انگلیسی که به نوعی به مداخله دولت در اقتصاد و مورد استقبال همه کشورها در دهه 70 بود نفی و نظرات مقابل کنز حاکم شد که در انگلستان تاچر و در آمریکا ریگان سعی کردند آن را پیاده کنند. به همین دلیل این نظریه بیشتر به تاچریسم و ریگانیسم معروف است و این دو کشور از نظر دیدگاه اقتصادی به هم نزدیک هستند.

به نظر شما کشورهای تدوین‌کننده این نظرات اقتصادی، موفق بودند؟
شکل‌گیری اتحادیه اروپا در چنین فضایی، واکنشی از عقلای اروپایی بود که یک انسجام و اتحاد را در قالب ایجاد قدرت مطرح کند و بتواند جلوی یکجانبه‌گرایی آمریکا را بگیرد. بعد از این اتفاقات پیمان ماستریخت شکل گرفت و پول واحد اروپایی به عنوان اولین طرح معرفی شد. همه این اتفاقات در گذشته و خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در حال حاضر رابطه مستقیم دارد. اراده اروپا با قوتی که آلمان و فرانسه برای مجاب کردن کشورهای دیگر همپیمان خودشان به کار گرفتند به شکل‌گیری اتحادیه اروپا منجر شد. اتحادیه اروپا تا زمانی که در حد حرف و شعار بود برای کشورهایی مانند انگلستان که متحد آمریکا بود نگرانی نداشت اما زمانی که صحبت از پول واحد به میان آمد شاهد این موضوع بودیم که موضعگیری‌های جدی را تاچر (نخست‌وزیر وقت انگلستان) داشت، به طوری که به این نظریه توهین‌های زیادی انجام داد.

بحث شکل‌گیری اتحادیه اروپا به گونه‌ای بود که پایگاه اروپایی و مردمی داشت و بعدها حزب کارگر انگلستان تاچر را کنار گذاشتند. از این رو استارت شکل‌گیری اتحادیه اروپا زده شد و با مقاومت و مخالفت آمریکا روبه‌رو شد خصوصا زمانی که پول واحد را شکل دادند و یورو یک رقیب بزرگ برای دلار شد.

زمانی که یورو رقیب دلار معرفی شد آمریکا چه واکنشی نشان داد؟ برای این‌که واحد پولی آمریکا تضعیف نشود چه اقداماتی انجام داد؟
در همان زمان موضعگیری‌های بسیار تندی از سوی سیاستمداران آمریکایی در این رابطه مطرح شد اگرچه به ظاهر روسای جمهور وقت پیوستن بریتانیا به اتحادیه اروپا را تبریک گفتند اما صاحب نظران و مشاوران سیاسی و اقتصادی به شدت نگرانی خود را اعلام کردند و گفتند که از این اقدام اروپا در ایجاد پول واحد متنفر هستند. انگلستان در همان زمان پیوستن به اتحادیه اروپا را پذیرفت اما پول واحد را نپذیرفت و بحث‌های جدی هم داشت برای این‌که بانک مرکزی اروپا کجا باشد و قرار شد قطب اقتصادی از لندن به آلمان برود که این موضوعات نیز موجب موضعگیری‌های زیادی از سوی بریتانیا شد. زمانی که شوروی از هم فرو پاشید و بحث استقلال اروپا مطرح شد آلمان و برخی کشورها خواستار انحلال «ناتو» بودند که پیمان آتلانتیک شمالی است و ابزار اقتدار آمریکا در جهان و به کارگیری اروپاییان در هدف‌های نظامی بود. در آن زمان انگلستان در حمایت از آمریکا به گونه‌ای حرکت کرد خیلی معتقدند بحث بالکان و ناامنی‌ها در بوسنی و هرزه‌گوین مقاصدی بوده که خود آمریکا از آن حمایت کرده است. به این دلیل که ثابت کند ناتو لازم است و باید حضور جدی در همه ابعاد داشته باشد. آمریکا از اقداماتی که برای بازدارندگی این اتفاقات می‌توانست انجام بدهد خودداری کرد تا اروپا ناامن شود و هدف خود را به مقصد برساند. یکی از اقدامات دیگر آمریکا برای اثبات ناتو نسل‌کشی مسلمانان بود.

بحران‌های جهانی در آمریکا در سال‌های 2002 و 2008 اروپا را هم به رکود کشید و بقیه کشورهای دنیا را هم تحت تاثیر قرار داد. ژاپن نیز با این رکود مواجه شد و جنوب شرق آسیا هم با این مشکل دست و پنجه نرم کرد. موضوعی که در فضای سیاسی باید بیان کرد این است که در اتحادیه اروپا لابی صهیونیست‌ها در احزاب و چهره‌های سیاسی که بعضا متحمل این فشارها می‌شوند به شدت قوی است و باعث می‌شود تا این اتحادیه به دنبال این لابی‌ها باشد. در موضعگیری‌های مختلف آمریکا این لابی‌ها را در کنار خود قرار داد و حرف خود را به کرسی نشاند.

این وضعیت در حال حاضر چگونه است؟
در صحنه‌های کنونی سیاسی در دو سال گذشته موضعگیری‌های نسبتا مستقلی را از خود نشان داده است. این موضوع در مورد ایران و خاورمیانه مصداق دارد. اتفاقاتی که در کشورهای سوریه و کشورهای عربی دیگر می‌افتد نظارت آمریکا با اتحادیه اروپا تفاوت‌هایی دارد که این اختلاف نظرها جلوه‌هایی از یک اختلاف عمیق است. انگلستان تا اینجا نهایت سعی خود را کرده تا به جای این‌که یار و هم پیمان اروپا باشد منافع خود را در اتحاد استراتژیک با آمریکا دنبال کند. پوند به جای این‌که از یورو تاثیر بگیرد مستقیما از دلار تاثیر می‌گیرد. به این معنا که اگر دلار تقویت شود پوند نیز قوت بیشتری خواهد گرفت و اگر دلار تضعیف شود پوند نیز ارزش خود را از دست می‌دهد. انگلستان بسیار هوشیارانه پول خود را از اتحادیه‌ای که در آن عضو بود جدا کرده و از آن تاثیر نمی‌گیرد.

انگلستان از نظر قدرت اقتصادی در اتحادیه اروپا چه جایگاهی داشت و چه ضررهایی را می‌تواند به این اتحادیه با خروج خود وارد کند؟
از آنجا که محوریت اقتصاد اروپا با آلمان و بعد از آن با فرانسه است انگلستان از نظر قدرت اروپایی دست چندم اروپا محسوب می‌شود. یکی از دلایل منطق اقتصادی در این رابطه مدیریت و نوآوری و خصوصا کارایی و بهره‌وری است که در آلمان این شاخص بسیار بالاست. میزان بهره وری در ژاپن 8 درصد، در آلمان 7.3 و در انگلستان 6.1 است. در نتیجه راندمان در بخش تولیدات اقتصادی حرف اول را می‌زند که انگلستان در این زمینه در مقایسه با کشورهای دیگر از موضع قدرت صحبت نمی‌کند.
البته در تولید ناخالص ملی باید دید که کدام بخش موتور محرک است که در انگلستان بازارهای مالی و بیمه پیشتاز بودند. بنابراین باید بگویم انگستان به اعتقاد برخی تحلیلگران برآورد غلط به دست آورده و این اشتباه حاکمیت و حکومت است. در این برآورد تضعیف اتحادیه اروپا هدف بوده و با این قصد که به سمت فروپاشی پیش برود از این اتحادیه خارج شدند اما دچار اشتباه شده و ممکن است همین موضوع گریبان کشور خود را بگیرد. از سوی دیگر حمایت‌های آمریکا در این موضوع بی‌تاثیر نیست و تمام تلاش خود را انجام می‌دهد تا این اتفاق بیفتد و رقیب واحد پولی خود (دلار) را از میان بردارد و یورو دیگر نقشی در معاملات جهانی نداشته باشد.

محمدحسین علی اکبری/ روزنامه نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها