در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قدمگاه قلم روح و جان اهالی قلم است؛ همان اهالی قلمی که قرار است در روز قلم تکریم شوند. احترام شوند و گرامی داشته شوند.
چندسالی است اهالی قلم صاحب «روزی» شدهاند شاید به این دلیل تا روزیدهنده رزاق بر روزیشان و بر حرمت قلمشان بیفزاید.
قلم و به تبع آن اهالی قلم یکی از ارکان فرهنگ و هنر جامعه هستند. در بابشان و جایگاهشان بسیار گفتند و نوشتهاند. در چنین روزی، در روز قلم هم بسیار خواهند گفت و خواهند نوشت، اما بهترین تکریم و سپاس و احترام به اهالی قلم، خواندن است. خوانده شدن است. خوانده شدن آثار آنهاست. کتاب محصول قلم نویسنده است. اگر کتاب خوانده شود، نویسنده تکریم شده است. اگر کتاب خوانده شود، روز قلم محترم شمرده شده است. صدها سخنرانی و نوشتن مقاله و مراسم نکوداشت در روز قلم اگرچه لازم است، اما کافی نیست. هیچ تکریمی و نکوداشتی به اندازه خوانده شدن کتاب نویسنده او را خوشحال نمیکند. کتاب اگر خوانده شود، نویسنده دیده شده است. کتاب اگر خوانده شود، رزق و روزی نویسنده فراخ خواهد شد. کتاب اگر خوانده شود، فکر و اندیشه نویسنده مسخ نخواهد شد.
نویسندهها از رنجی که میبرند، بارها سخن گفتهاند؛ رنجی که نویسندهها میبرند از اوضاع اسفبار کتاب و کتابنخوانی در جامعه است. جامعهای اگر کتابنخوان باشد، روز قلمش روز قلم نیست، زیرا خواندن کتاب تکریم از قلم و نخواندن کتاب، بیحرمتی به اهالی قلم و قلم است؛ بیاحترامی به فکر و اندیشه و فرهنگ و هنر است.
شاید روز قلم به یادمان بیاورد که کتاب بخوانیم؛ به یادمان بیاورد که در همین نزدیکی در شهر و دیار و کوچه ما هستند نویسندگانی که باید دیده شوند. کتابشان خوانده شود و روزشان بزرگ شمرده شود تا از رنجی که میبرند، کاسته شود.
ابراهیم حسن بیگی
نویسنده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: