در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرد دوست دارد شخص مورد علاقهاش کنارش باشد و از بودن او در کنارش خوشحال میشود که میتواند ادامه پیدا کند. جنبه دوم، فیزیولوژیکی یا برانگیختگی هیجانی است که ممکن است به مرور زمان و بعد از گذشت شش ماه یا یک سال فروکش کند. جنبه سوم نیز بُعد شناختی مسئولیت و تعهد است.
افراد هیجانی و عاشق پیشه حتی ممکن است بگویند که حاضرم جانم را هم بدهم اما عشقم را به دست بیاورم، چنین اشخاصی ثبات شخصیتی لازم ندارند و بر اساس ترسها و نیازها و کمبودهای عاطفی ممکن است دست به این کار بزنند. در شرایطی که نیازها افراطی است، فرد معشوقش را بسیار ایدهآل پنداشته و بزرگنمایی میکند. اما بعد از ازدواج مقایسه او با دیگران یا مشاهده اشکالات جزئی از همسرش دلسرد میشود.
اینها چنین تصور میکنند که اگر زن یا مرد مورد علاقهشان را به دست بیاورند، احساس آرامش میکنند. در هر صورت اگر نیازها افراطی باشند اینگونه ازدواجها اغلب سرانجام خوبی نخواهد داشت؛ چون زمانی که فرد نیاز به احترام و توجه و تائید دارد، اگر اینها را دریافت نکند، نگران میشود و از زندگیاش لذت نمیبرد و زمینه بروز تنش و مشکلات دیگر در زندگی فراهم خواهد شد.
اگر خودآگاهی کافی داشته و نیازهایمان نیز متعادل باشد، بعد از ازدواج نگاهمان نیز واقعبینانهتر است و با دید باز همسرمان را انتخاب میکنیم. با این روند مشکلی در ازدواج پیش نخواهد آمد.
دکتر حسن میرزاحسینی - روانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: