در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رسانههای غربی نقشی اساسی در ایجاد و تغییر نگرش افراد به جهان پیرامون و واقعیتهای زندگی و جهان امروز دارند، زیرا حوادث و رخدادها را آنگونه که میخواهند بازنمایی میکنند و برساخت ذهنیت افراد جامعه درباره یک موضوع مشخص تاثیرگذاری میکنند.
رسانهها متناسب با اهداف و ایدئولوژی خاص افراد، گروهها و کشورهایی که منافع آنها را تامین میکنند تصویری از وقایع و رخدادهای مختلف بازنمایی میکنند که میان آن تصویر بازنماییشده و روایت شکلگرفته از آن با واقعیت، در بسیاری موارد تفاوتهای زیادی وجود دارد.
درخصوص نقش بیبیسی به عنوان یکی از اصلیترین بنگاههای سخنپراکنی وابسته به غرب و شیوههای مورد استفاده آن برای شکلدهی افکار عمومی در غرب و جهان گفتوگویی با «آنتونی کارتولوچی» ژئوپولتیست و تحلیلگر آمریکایی ـ تایلندی صورت گرفته است که مشروح آن را میخوانید.
شما نحوه انعکاس اخبار و گزارشها را در بیبیسی چگونه ارزیابی میکنید؟
بیبیسی هم مثل بسیاری از رسانههای برجسته غربی مستقیم و غیرمستقیم در خدمت سیاسیون غرب است. سیاستمدارانی که از اندیشکدههایی مثل موسسه بروکینز، شورای روابط خارجی و چتم هاوس انگلستان که مورد حمایت مالی شرکتهای بزرگ سرمایهگذاری هستند بیرون آمدهاند. این سیاستمداران سیاستهای این شرکتها را مهر و تائید میکند و رسانهها ازجمله بیبیسی به فروش آن به افکار عمومی کمک میکنند. این کمکها نه تنها شامل فروش مصوبههاست، بلکه کمک میکنند به فروش مداخلات خارجی در قالب انقلابهای رنگی یا مداخلات، تجاوزات و اشغالگریهای غرب. بنا به همین دلایل بیبیسی را واقعا نمیتوان یک سرویس خبری دانست. این شبکه تاریخی طولانی از رسواییها را دارد که چند تا از این رسواییهای اخیر بیانگرحقیقت این است که این سازمان خبری چگونه تجارت میکند. در سال 2012 ایندیپندنت افشا کرد که چگونه بیبیسی برای تحریف تعمدی مستندات پول دریافت میکرده است و همینطور افشای ماجرای سوء استفاده جنسی جیمی ساویله از کودکان که چندین دهه در جریان بوده است. اگر مردم دنیا معتقد هستند که چنین سازمانی میتواند خبرها و گزارشهای درست و حقیقی را منتشر کند، جای تعجب نخواهد بود که بگوییم اختلاف فهم بین مخاطبان غربی و شرقی وجود دارد.
یکی از اهداف بیبیسی تاثیرگذاری بر انقلابها و بعضا هموار کردن راه برای کودتاهایی شبیه کودتای 28 مرداد ایران است که منجر به سرنگونی دولت منتخب دکتر مصدق شد. بیبیسی این کار را در بسیاری از کشورهای جهان با هدف حمایت از رژیمهای دیکتاتوری در برابر دولتهای منتخب و دموکراتیک انجام میدهد. نظر شما در این باره چیست؟
همانطور که گفتم بیبیسی یک مکانیسم دولتی برای کمک به فروش سیاست خارجی غرب به افکار عمومی است که خود این ماهیتا در تضاد با دموکراسی است. در یک دموکراسی واقعی که ما به آن معتقد هستیم سیاست خارجی از خواست مردم نشات میگیرد در صورتی که در غرب این سیاست خارجی به مردم فروخته میشود که این کار گاهی با فریب افکار عمومی صورت میگیرد مثل حمله به عراق در سال 2003 . اقدامات بیبیسی در ایران تنها یکی از موارد اقدامات بیبیسی است. اینجا در تایلند هم که من هستم بیبیسی حقایق را تحریف میکند و همواره گزارشهای جانبدارانه منتشر میکند و با حمایت از سیاستمداران وابسته به غرب حتی زمینههای ترور و خشونت را به وجود میآورد. در جریان بهار عربی نیز بیبیسی استفاده ابزاری برای غرب داشت. بیبیسی با پوشش اقدامات خشونت بار خیابانی اوباش دولتهای ضدغربی را هدف قرار میداد و قصد تغییر نظامهای این کشورها را داشت. بویژه در سوریه که بیبیسی همواره در کنار تروریستهای القاعده بوده است. بیبیسی یکی از سازمانهایی است که هرکسی با یک نگاه به آن خواهد فهمید که این سازمان، سازمانی است برای فریب سیستماتیک که در تاریکترین فصلهای تاریخ حقوق بشری معاصر حقیقتا نقش حیرتانگیزی بازی کرده است.
نقش بیسیسی در راه انداختن انقلابهای رنگی در منطقه اوراسیا و قفقاز چه بوده است؟
نقش بیبیسی در اوراسیا و قفقاز همان نقش بیبیسی در جاهای دیگر است و آن این است که آشوبگران مورد حمایت غرب و حتی تروریستها را فعالان طرفدار دموکراسی جلوه دهد و وقتی هم که عملیاتهای این گروهها برای تغییر نظامها منجر به خشونت شود، بیبیسی این افراد را بهعنوان «مبارزان آزادی» معرفی میکند. بیبیسی اقدامات دولتهای مورد هدف را که سعی میکنند این آشوبگران را پاسخگوی اعمالشان بکنند را هم «حمله به حقوق بشر» جلوه میدهد. این فرمول کار بیبیسی در سراسر جهان ازجمله اوراسیا و قفقاز است. کنترل افکار عمومی بویژه در جوامع غربی درخصوص انقلابهای رنگی در حال اجرا برای جلب حمایتهای سیاسی و مادی برای نیروهای نیابتی غرب، از اهمیت زیادی برخوردار است و برای بیبیسی ضروری است. وقتی که یک ملت مورد هدف میبینید که بیبیسی این ملت را ملتی ضددموکراسی معرفی میکند ممکن است با تردید مواجه شود تا با عوامل غرب مقابله کند و نظم را در کشورش برقرار کند.
چه حقایقی معمولا توسط بیبیسی تحریف میشوند؟ چرا؟
همواره در جریان اینگونه قیامها، بیبیسی تلاش میکند مخالفتهای مورد حمایت مخالفان را تحریف کند و اغلب سعی میشود به رهبران جنبشهای مخالف اشارهای نشود تا روابط سیاسی و حامیان مالی آنها که مستقیما معمولا از واشنگتن، لندن و بروکسل هستند افشا نشود. در مورد هنگکنگ هم ماجرا همین بود رهبران جنبش «اشغال مرکز» رهبران این نهضت هم قبل از ناآرامیها در واشنگتن از واشنگتن خواستار کمک شده بودند. بیبیسی و دیگر رسانههای همسو سعی میکردند تعمدا این اعتراضات را خودجوش معرفی کنند در حالی که این اعتراضات توسط نیروهای مورد حمایت غرب از پیش برنامهریزی شده بودند.
یکی دیگر از تاکتیکهای بیبیسی انتشار گزارش از خشونتهای اعمال شده از سوی دولتها و نظامهای مورد حمله است و هرگز خشونتهای اعمال شده از سوی مخالفان مورد حمایت غرب منتشر نمیشود. از این تاکتیک در ناآرامیهای 2010 بانکوک نیز استفاده زیادی شد. در حالی که 300 نفر شبهنظامی مسلح چند هفته در خیابانها با نیروهای دولتی درگیر شدند و خیابانها را به آشوب کشیدند، ولی بیبیسی مدعی بود که خشونتها نتیجه سرکوبهای دولت علیه معترضان غیرمسلح بوده است. از همین نوع تاکتیک در اوکراین و در بهار عربی هم از سوی بیبیسی استفاده شد و در حال حاضر در سوریه و یمن هم این تاکتیکها در حال بهکارگیری هستند. نهایتا اینکه بیبیسی مرتبا انگیزه واقعی غربیها از مداخلاتشان در گوشه و کنار جهان را تحریف میکند.
توصیفات بیبیسی از اینکه چرا آمریکا، انگلستان و ناتو به کشورهایی مثل افغانستان، عراق، لیبی و سوریه حمله کرده و آنها را اشغال کردهاند تداعیکننده کسی است که برای توجیه دروغ بعدی خود به دروغ دیگری متوسل میشود. بیبیسی با این دروغها سعی در توجیه اشغالگری غربیها را دارد. ببینید چگونه علت تجاوزات غرب به سوریه از «حمایت از دموکراسی» به «متوقف کردن اسد» و بعد به «برچیدن سلاحهای شیمیایی سوریه» و در نهایت به «مبارزه با داعش» تبدیل شد. برای کسانی که حتی حافظه متوسطی دارند توصیفات بیبیسی از توجیهات تجاوز به سوریه توسط غرب کافی است تا بفهمد که بیبیسی یک سازمان ژورنالیستی و خبری نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: