در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هیاتهای تجاری مختلفی که هر روز وارد ایران میشوند، در برخی موارد که فرصت کافی در اختیار باشد بازدیدی از مراکز گردشگری و توانمندی و جاذبههای ایران دارند که اغلب این بازدیدها به عنوان خاطرهای خوش در ذهن این هیاتها ثبت خواهد شد، اما سوال اینجاست که آیا واقعا این افراد پس از یک یا دو سال آینده جاذبههای منحصربهفرد گردشگری ایران را بهخاطر خواهند داشت؟ آیا آنها برند گردشگری ایران را به یاد میآورند؟
شاید پاسخ به این پرسش نیازمند تفکر زیادی نباشد؛ زیرا هنوز ایران با وجود برخورداری از تمدنی چند هزار ساله، هیچ برند قابل توجهی در صنعت گردشگری یا همان صادرات نامرئی به خود ندیده که بتوان آن را به عنوان نمادی از کیفیت و توانمندی گردشگری ایران در خارج از مرزها به کار برد و براساس آن برای اقتصاد گردشگری برنامهریزی کرد.
پس بجاست مسئولان صنعت گردشگری کشور همان گونه که برای پذیرایی از هیاتهای مختلف تجاری در مراکز گردشگری ایران برنامهریزی میکنند و این مراکز را به رخ آنان میکشند، به فکر ساخت برندهایی قابل اعتماد و استاندارد باشند تا پذیرایی از هیاتهای خارجی با برآیند اقتصادی همراه بوده و صاحبان برندهای گردشگری بتوانند پس از اتمام این بازدیدها برای آمد وشد گردشگران خارجی به همان مراکز، مذاکره و بازاریابی کنند.
روشن است که فرصت پیش رو همیشگی نیست و رفت و آمدهای پرشمار هیاتهای خارجی ممکن است به هر دلیل در آینده دستخوش تغییرات شود و باز هم همانند گذشته سر صنعت گردشگری کشورمان بیکلاه بماند و فقط این صنعت پرداختکننده هزینه بازدید یک بار مصرف هیاتهای خارجی از جاذبههای گردشگری کشور باشد.
ابراهیم اسدی بشلی - کارشناس ارشد گردشگری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: