jamejamonline
دانش عمومی کد خبر: ۹۰۶۲۱۳ ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۵  |  ۰۲:۱۵

در برنامه گنج دوران و گفت‌وگو که قریب به سه دهه پیش از رادیو ایران پخش ‌شد، عمدتا با افرادی گفت‌وگو کرده‌ام که جزو نوابغ و سرآمدهای دوران خود بودند.

فوت و فن گفت‌وگوی رسانه‌ای با نخبگان

می‌دانیم بسیاری از این افراد معمولا تمایلی برای ارتباط با رسانه‌ها ندارند و ترجیح می‌دهند دور از انظار عمومی در آرامش، مطالعات و کارهای خود را انجام دهند. خیلی‌ها می‌پرسند این‌ چهره‌ها را چه‌طور جلوی دوربین می‌آورید، بدون این که برنامه به محلی برای ارائه سخنرانی ثقیل استاد تبدیل شود و در عین ایجاد فضای صمیمی، نخبه مهمان و در عین حال بینندگان احساس نکنند خدشه‌ای به شخصیت استاد وارد شده است.

اگر بخواهم به این سوال پاسخ دهم باید بگویم این برمی‌گردد به این که مجری یا خبرنگار نسبت به مهمان برنامه، خود را فردی بیگانه و نمایشی نشان ندهد. چیزی که در این کار اهمیت دارد این است که وقتی با فردی محقق گفت‌وگو می‌کنید ـ که ممکن است نسبت به جامعه و به طور کلی رسانه بسیار منتقد باشد ـ خود را شبیه فردی که قرار است برای تفریح مردم برنامه بسازد، نشان ندهید؛ بلکه باید به او نشان دهید ژورنالیست مسلط به حوزه دانش هستید و دست‌کم در مقام یک دانشجو قرار است گفت‌وگوی علمی با او انجام دهید.

شاید بگویید استاد مهمان من وقتی با اسماعیل میرفخرایی هم‌سن و سال خودش گفت‌وگو می‌کند، می‌داند نزد کسی نشسته که نیم‌قرن تجربه برنامه‌سازی در تلویزیون دارد و این شرایط متفاوتی ایجاد می‌کند نسبت به وقتی که همان استاد با یک مجری جوان می‌خواهد گفت‌وگو کند.

هر چند تأثیر این موضوع را رد نمی‌کنم، اما معتقدم اگر کسی با اصول علم آشنا باشد و آن را به کار برنامه‌سازی علمی تلویزیون تسری دهد، در این صورت می‌تواند با نخبگان رابطه برقرار کند. این که گاهی می‌بینیم مجریان تلویزیونی دوست دارند خود را شبیه شومن‌ها نشان دهند که در تلویزیون‌های غربی می‌بینیم، نتیجه‌اش این می‌شود که استاد بزرگ، مجری را تحویل نمی‌گیرد و دوست ندارد جلوی دوربین بیاید.

من در علوم پایه تحصیل کردم و معلوماتم در این حوزه به من بسیار کمک کرده تا مصاحبه‌هایم را با محققان طراز اول به گونه‌ای پیش ببرم که متوجه باشند با کسی گفت‌وگو نمی‌کنند که آگاهی از تخصص آنها ندارد. نکته دیگر این است باید به عنوان مجری در نظر داشته باشید بتوانید سدهای اجتماعی را بشکنید. هر آدمی ـ بویژه در فرهنگ ما ـ در برابر دوربین یا به طور کلی در جمع احساس می‌کند باید حالت گرفته داشته باشد تا خدای نکرده برداشت بدی از سوی اطرافیان نشود. اگر بتوانید آگاهانه و با رابطه انسانی آن قالب را بشکنید، آن شخص با شما رفیق می‌شود و ارتباط برقرار می‌کند.

مثلا در برنامه گنج دوران دیدید آقای شهرداد روحانی ابتدای برنامه در این حالت قرار داشت و من با تکنیک یخ‌شکنی (Ice Breaking) به او فهماندم از موسیقی سر درمی‌آورم و در کنسرت شما حضور داشته‌ام و الان هم من نه به عنوان نماینده سازمان صداوسیما که به عنوان رفیق، روبه‌رویتان نشسته‌ام.

در نتیجه توانستم با شهرداد روحانی ـ که در مصاحبه‌های قبلی‌اش، ازجمله با یورونیوز حالتی بسیار گرفته داشت ـ مصاحبه راحتی انجام دهم. ما در حین مصاحبه باید شبیه آداپتوری بین عوام و خواص عمل کنیم تا بتوانیم زبان سخت و ثقیل خواص را به زبانی نرم و قابل فهم برای مردم عادی تبدیل کنیم. در نتیجه باید یخ آن استاد بزرگ را با ظرافت شکست و به او نشان داد من همسطح شما هستم، اما در کار خودم! البته من این امتیاز را داشتم که از قدیم مرا می‌شناختند.

با این حال نباید فراموش کرد که این صمیمی شدن هم حدی دارد. متأسفانه جو غالب در سال‌های اخیر موجب شده آن‌قدر سطح کار ژورنالیست پایین بیاید که متخصصان محتوا در کشور ما تصور می‌کنند با فردی بی‌دانش، لوده و شوخ‌مسلک حرفه‌ای طرف هستند. در نتیجه متخصصان با گفت‌وگوکننده‌های ما در سطح حرفه‌ای صحبت نمی‌کنند و فکر نمی‌کنند متخصص محتوا به علت تجربه‌ای که از تلویزیون داشته و لودگی‌هایی که در تلویزیون حین مصاحبه‌ها دیده، هیچ وقت خودش را همسطح گفت‌وگوکننده نمی‌بیند. در نتیجه وقتی به فضای مصاحبه می‌آیند می‌خواهند مصاحبه مطبوعاتی کنند. بارها دیده‌ام خبرنگاری برای مصاحبه با من تماس گرفته که هیچ اطلاعاتی راجع به من و کارهایم ندارد و می‌خواهد با من گفت‌وگو کند. معلوم است نتیجه این گفت‌وگو به کجا خواهد انجامید! ژورنالیست باید حرمت رسانه‌اش را حفظ کند. زیرا او نماینده طرز فکر بخشی از جامعه است.

در برنامه‌ای مثل گنج دوران ـ برخلاف بسیاری از هاردتاک‌های غربی ـ شما نمی‌بینید در پی ایجاد تضاد و بحث با گفت‌وگوشونده باشم، چون نیازی نمی‌بینم. در چنین برنامه‌ای سعی می‌کنم گفت‌وگو شونده را در مسیری مطلوب قرار دهم. در صورتی که در یک مصاحبه سیاسی این کار را نباید کرد. متأسفانه دیده‌ام گاهی که مثلا مصاحبه‌کننده با سفیر یک کشور دوست گفت‌وگویی انجام می‌دهد و در شرایطی که به هیچ وجه لزومی ندارد در پی ایجاد تضاد و چالش با او است! نوع دیگری از مصاحبه هم هست که آن‌قدر جایگاه مصاحبه‌شونده والا و چهره محبوبی است که بهتر است گفت‌وگوکننده بنشیند و گوش کند.

پس هنگام مصاحبه باید مشخص کرد با چه مقصودی می‌خواهیم مصاحبه را پیش ببریم.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: