سال 1343، برای اولین بار در خانه مرحوم حشمت سنجری او را دیدم ؛ هنگامی که فکرت امیر اف ، آهنگساز معروف جمهوری آذربایجان شوروی سابق به ایران آمده بود و من نقش مترجم را به عهده داشتم.
کد خبر: ۹۰۴۵۵
آن روزها، ظاهری متفاوت داشت. وزن و اندامش متناسب بود، سبیل پرپشتی داشت و ریش نمی گذاشت. ابتهاج اگرچه شاعری بزرگ به شمار می آید، اما بیشتر شهرت خود را مدیون ترانه سرایی و تسلط و آشنایی اش بر موسیقی است.
سالهای اول آشنایی ام با استاد، ترانه «تو ای پری کجایی» او که همایون خرم آهنگش را ساخته و فاخته ای خوانده ، ورد زبانها بود.
سال 1375برای نمایشگاهی که قرار بود در کاخ موزه سعدآباد برگزار کنم، از هوشنگ ابتهاج تعدادی عکس گرفتم.
چند سال بعد، زمانی که برنامه ریزی برای چاپ کتابم را آغاز کردم. از آنجا که استاد، هیکلی فربه دارد، برای پرهیز از نشان دادن شانه هایش ، بیشتر کادر تصویر را در تاریکی فرو بردم و تنها نور را برچهره او متمرکز کردم.
در سیمای دوست داشتنی هوشنگ ابتهاج ، ریش انبوه او بیشترین جلوه را دارد. در این عکس هم من سعی کردم تا با نورپردازی مناسب ، بر این عنصر ظاهری تاکید کنم.
از منظر شخصیتی نیز، «سایه» انسانی بسیار آرام است. آنچه در این تصویر دیده می شود، در واقع حالتی است که در بیشتر اوقات در وجود استاد دیده می شود؛ انسانی که کم حرف است ، بیشتر گوش می کند و با نگاهی مهربان به اطراف خود می نگرد. او عارف مسلکی است که در نگاهش استغنا و بی نیازی ، در ذهنش همیشه شعر و ترانه موج می زند و هرچند گاه بر زبانش جاری می شود.