تئاتر منهای پایتخت

پایتخت‌ها در تمام دنیا، موقعیت‌های منحصر به‌فردی دارند و پر از جاذبه‌ها و امکانات بالقوه و بالفعلی هستند که آنها را از دیگر مناطق یک کشور متمایز می‌کند، اما به این معنی نیست که شهرها و استان‌های منهای پایتخت، تعطیل باشند و برای دیده شدن نیاز باشد که حتما خودشان را به پایتخت بچسبانند.
کد خبر: ۹۰۱۶۳۰

در کشوری مانند آمریکا، واشنگتن پایتخت است، اما منطقه برادوی که به اعتقاد بسیاری پایتخت تئاتر جهان محسوب می‌شود، در بخش منهتن شهر نیویورک قرار دارد. در اینجا اما همه چیزهای خوب عرصه هنر، گویا در تهران توزیع شده و سهم استان‌ها و شهرهای دیگر، از این چیزهای خوب که می‌‌تواند مصادیق متعددی داشته باشد، زیاد نیست. چیزهای خوبی نظیر سینماهای استاندارد، کتابخانه‌ها، سالن‌های مناسب اجراهای تئاتر و کلی چیزهای دیگر. در میانه چنین هنگامه‌ای آیا می‌توان حکم داد که هنری مثل تئاتر خارج از پایتخت حق دارد، بی‌رمق و رو به خاموشی و فراموشی باشد و حق‌ آن توسط کلانشهر تهران خورده شده است؟

گروهی معتقدند که هنر ایران، به واقع تئاتر ایران نیست و تئاتر تهران است. تئاتر شهرستان در تصویر تئاتر ملی و سرزمینی، سهمی ناچیز و در حد صفر دارد. این گروه، برای ادعای خود، ترکیب تئاتر کاپیتال را برگزیده‌اند؛ یعنی تئاتر پایتخت و تئاتر سرمایه. به عبارت دیگر، تئاتری که با رعایت اصول فاخر زیبایی‌شناختی (یا تظاهر به فاخر بودن یک کار) در عرصه نمایش، در عین حال به جذب مخاطب و صد البته به برگشت سرمایه فکر می‌کند و در این راه، از تمام امکانات و جاذبه‌های پایتخت برای نیل به هدفش استفاده می‌کند؛ سالن اجرای خوب، بازیگران چهره پایتخت‌نشین، کارگردانان و نمایشنامه‌نویسان شناخته شده پایتخت و موارد دیگر. به اعتقاد این گروه، تئاتر شهرستان بویژه در حیطه ‌نمایشنامه‌نویسی تا پیش از انقلاب یکی از منابع غنی برای تغذیه تئاتر ایران بوده‌، اما امروز کانون‌های تئاتر شهرستان تقریبا از میان رفته‌اند و تمام سهم آنها از امکانات موجود، به تئاتر تهران رسیده‌است. اینها معتقدند تئاتر خارج از جغرافیای پایتخت، حتی اگر هم بخواهد نمی‌تواند از جای خود بلند شود و سر و سامانی بگیرد، نمی‌تواند و محکوم است تا برای عرض اندام، در جشنواره‌های تئاتر کشوری که غالبا در تهران برگزار می‌شود، شرکت کند تا اگر شانس آورد و اجرا رفت، دیده شود.

در مقابل گروه دیگری وجود دارد که دیدگاه‌شان کاملا مغایر با گروه نخست است و محرومیت تئاتر شهرستان‌ها را نه تقصیر پایتخت‌نشینان‌که‌ به‌دلیل بی‌همتی و تنبلی جغرافیای منهای پایتخت می‌داند و معتقد است تجمع امکانات در پایتخت؛ البته واقعیتی انکار‌ناپذیر است، اما تنها دلیل فقر این تئاتر نیست. تئاتر شهرستان بیش از فقر ثروت، از فقر ایده رنج می‌برد و نتوانسته است خود را با تئاتر مدرن و پیشرو هماهنگ سازد. این‌که تئاتر خارج از تهران، مورد حمایت رسانه‌ها قرار نگرفته ، پذیرفتنی نیست. چون تعریف رسانه تغییر کرده است. امروز با گسترش رسانه‌های مجازی دیگر بهانه‌ای برای فقر ایده وجود ندارد. هنرمند دور از مرکز، از طریق دنیای مجازی و با یک کلیک می‌تواند به تئاتر جهان متصل شود و ایده‌های جدیدی در کارگردانی و اجرا به دست آورد، اما تئاتر شهرستان این‌کار را نمی‌کند و هنوز به اجراهای موسمی، مناسبتی و جشنواره‌ای دل‌خوش مانده و بیش از هنر به عرضه می‌اندیشد و مدام شکایت می‌کند. به اعتقاد طرفداران این دیدگاه، تا زمانی که این تئاتر به شیوه‌های معمول عرضه در جشنواره یا اجراهای گهگاهی بیندیشد در تئاتر سرزمینی بر همین لولای خشک و زنگ‌زده می‌چرخد.تئاتر شهرستان می‌تواند به تئاتر سرزمینی و جایگزینی برای تئاتر کاپیتال بدل شود اگر که خود را محدود به عرضه جشنواره‌ای نبیند.

مهرداد نصرتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها