طرحی کاغذی که برآب شد

پیروزی همراه با شگفتی جنبش اسلامی حماس در انتخابات مجلس فلسطین ، نتایج انتخابات عراق و پیروزی شیعیان در بستر خشونت ها و شرایط ناامن به وجود آمده توسط نیروهای نظامی امریکایی و اروپایی ، تغییر و تحولات سیاسی در افغانستان و شکل بندی های جدید جنبش های سیاسی اسلامخواه و مردمی در کشورهای مصر، عربستان ، کویت و...
کد خبر: ۸۹۵۹۷
نشان دهنده آن است که طرح خاورمیانه بزرگ که از سوی گروهی از استراتژیست های راستگرای افراطی و با نفوذ امریکا 3 سال پیش بر روی کاغذ آمد. اکنون در وادی عمل به چه فرجام عبرت آموز و تامل برانگیزی رسیده است؛
کلیت این طرح که بر دو محور تغییر شاکله سیاسی خاورمیانه به سمت روی کار آوردن نیروهای طرفدار غرب در قالبهای هدایت شده دمکراسی و افزایش رفاه اقتصادی و سطح معیشت مردم خاورمیانه است در نهایت ، قرار دادن دولتها و ملتهای متنوع و متکثر خاورمیانه در پوسته تخم مرغی واحدی را پیگیری می کند تا در سایه آن :
اولا، منابع تامین انرژی غرب که اکنون به تعبیر آنان ناامن است ، ایمن شود.
ثانیا ، هدف مکمل و نهایی تک قطبی کردن دنیا و ایجاد و گسترش مناطق اقماری در دنیا در یک حوزه مغناطیسی وسیع به مرکزیت امریکا محقق شود.
ثالثا ، ارزشها و برداشت های غربی از مقوله های مردمسالاری و حقوق بشر به سایر نقاط دنیا صادر شود.
رابعا ، تروریست هایی که در بستر فقر و استبداد رشد می کنند مزاحمتی برای دنیای به تعبیر آنان آزاد به وجود نیاورند. آنچه که تاکنون اتفاق افتاد و شیوه هایی که برای اجرای این طرح به کار گرفته شده است حقایق دیگری متفاوت با تئوری های کاغذی استراتژیست های راستگرای امریکایی را آشکار کرد:
1- مخالفت ها و ممانعت های امریکا و اروپا در پی پیروزی جنبش حماس که به قطع کمکهای آنان به دولت خودگردان فلسطین تحت مسوولیت حماس خواهد انجامید ، گویای آن است که تحقق دمکراسی در خاورمیانه ، هدفی نیست که در قالب طرح خاورمیانه بزرگ از سوی امریکا پیگیری می شود. حماس همانند تشکل ها و گروه های دیگر فلسطینی در انتخابات پارلمانی شرکت کرده و پیروز شد. قواعد دمکراسی حکم می کند که به رای اکثریت مردم و دیدگاه و تفکری که با آرای مردم حاکم شده است احترام گذاشته شود. اگر قرار بود حماس همسو با دولت قبلی ، به پای میز مذاکره با رژیم اسرائیل بنشیند و به خاطر کمکهای ماهانه 100 میلیون دلاری ، مجری سیاست های امریکا باشد از هویت خود خالی می شد و دیگر حماسی باقی نمی ماند تا مردم به آن رای دهند. واکنش غرب به پیروزی حماس نشان داد که آنچه به عنوان طرح صلح خاورمیانه و مشارکت در فرآیند صلح نامیده می شود ، چیزی جز قرار گرفتن جریان ها و گروه های فلسطینی در چارچوب مشخص و بسته سیاست های غرب نیست و هر جریانی که از طریق مردمسالاری راهی جز این گزینه را انتخاب کند باید با آن مقابله و مبارزه کرد. به طور قطع آنچه که در فلسطین اتفاق افتاد ، اگر به سایه کشورهای خاورمیانه نیز تسری یابد ، با همین واکنش غرب مواجه می شود.
2- دومین محور طرح خاورمیانه بزرگ ، حقوق بشر است. با این حال رسوایی امریکا در زندان های گوانتانامو و ابوغریب و تحقیر جنسی و روحی و روانی زندانیان عراقی ، افغانی ، فلسطینی ، لبنانی ، مصری و... در این زندان ها ، حقوق بشری را که امریکا مبلغ آن بود، زیر سوال برد. از سوی دیگر اوضاع ناامنی و بحرانی داخل عراق که به بمبگذاری های هر روزه در شهرهای این کشور و قتل عام غیرنظامیان منجر شده است خود، صریح ترین مصداق نقض حقوق بشر است . حمایت همه جانبه امریکا از اقدامات تروریستی رژیم اسرائیل نیز ادعای حمایت از حقوق بشر توسط غرب را در حد یک شوخی تنزل داده است . اکنون دستهای خالی امریکا برای گسترش حقوق بشر در خاورمیانه نزد همه نمایان شده است.
3- ارتقای سطح رفاهی و معیشتی مردم خاورمیانه یکی دیگر از محورهای طرح خاورمیانه بزرگ است. در حال حاضر، مردم افغانستان براساس آمارها و مستندات ، همچنان در سطح پایین معیشتی مانده اند. لیستهای بلند بالای وعده های کمک رسانی کشورهای غربی و نهادهای بین المللی هنوز محق نشده است و در صورت تحقق نیز افغانستان از اقتصاد مولد و مستقل برخوردار نخواهد بود. به دلیل جاذبه اندک سرمایه گذاری در افغانستان و متکی نبودن این کشور به ثروتهای طبیعی ، شرکتهای فرصت جوی اروپایی و امریکایی ، تمایلی به سرمایه گذاری در این کشور ندارند. مدل اقتصادی افغانستان به صورت خوش بینانه ، مدلی وابسته به کمکهای بلاعوض خواهد بود که تبعا این وابستگی به امتیازگیری سیاسی کشورهای کمک دهنده منجر می شود. همچنان که در فلسطین نیز کشورهای غربی کمکهای مالی به دولت را ابزاری برای فشار بر دولت جدید فلسطین به رهبری حماس قرار داده اند. در عراق اما به دلیل منابع غنی انرژی در این کشور وضعیت متفاوت است . پای شرکتهای اقتصادی و تجاری امریکایی و اروپایی از همان فردای پس از اشغال عراق به این کشور باز شد و بر ویرانه های تاسیسات صنعتی ، بازرگانی و نفتی عراق ، قراردادهای زماندار و پرسود شرکتهای غربی بسته شد. جاذبه های اقتصادی عراق چنان بود که حتی سازمان ملل نیز از آن نگذشت و رسوایی پرونده نفت در برابر غذا با محوریت پسر دبیرکل سازمان ملل رقم خورد ، اما حاصل این قراردادها و فعالیت ها برای مردم عراق ، هیچ بوده است . عملکرد کنونی غرب ، چشم انداز آینده طرح به طمطراق خاورمیانه بزرگ را روشن می کند؛ اسارت خاورمیانه و گرفتن همه چیز.

محمدرضا عزیزی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها