کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه امریکا در سفر خاورمیانه ای خود در اندیشه تلقین دیدگاه های خود به محافل عربی بود ، استقبال سرد 3 کشور عربی در مقابل استراتژی امریکا نتایجی مایوس کننده برای وی به دنبال داشت.
کد خبر: ۸۹۴۸۴
دکتر مهدی مطهرنیا کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با خبرنگار جام جم بر این باور است که نومحافظه کاران امریکایی سطوح مختلف افکار عمومی را در نظر نمی گیرند و بیشتر به منافع خود در کنترل خاورمیانه فکر می کنند.
پس از ناامیدی رایس در خاورمیانه ، واشنگتن چه موضعی در قبال مخالفانش در پیش خواهد گرفت؛ با توجه به رویکرد امریکا برای اتخاذ فضای بسته در ارتباط با کشورهایی که واشنگتن آنها را حامی تروریست می داند و پیروزی حماس به عنوان نماینده راستین مردم فلسطین در انتخابات دموکراتیک این کشور ، توجیه نظری و فکری برای تحرکات امریکا در ارتباط با مخالفین ارتباط با حماس وجود دارد.اما نومحافظه کاران امریکایی زمانی که در چارچوب تحرکات تعریف شده خود عمل نمی کنند ضوابط و قوانین بین الملل و سطوح مختلف افکارعمومی را در نظر نمی گیرند. باید توجه به این نکته را از ذهن دور نکنیم ، توجیه و تفسیر تحرکات امریکا در محاصره اقتصادی کشورهای حامی حماس در پیوستن به فشارهای امریکا به این دولت از سوی افکار عمومی غیرقابل قبول و توجیه ناپذیر است اما رئالیته سیاسی باید توجه داشته باشد که امریکا در وضعیت آنارشی بین الملل بیش از افکار عمومی به منافع خود در کنترل خاورمیانه می اندیشد و در صورت تقابل منافع و افکار عمومی رفتارهایی را بروز می دهد که منافعش را تامین کند.
آیا کشورهای عرب منطقه در این باره از ثبات رای برخوردار خواهند بود؛ در کشورهای عربی مجموعه ای از علتهای مختلف تصمیم سازی و تصمیم گیری در این رابطه دخیلند ، اما مسلم است که هر کدام از سران کشورهای عربی قبل از آن که به منافع اسلامی در منطقه بیندیشند به منافع دولت خود و استمرار آن می اندیشند؛ از این رو تصمیم گیری این دولتها به تناسب غلظت وابستگی این دولتها به امریکاست و هر چه وابستگی آنها به امریکا کمتر باشد ، استقلال رای آنها بیشتر است.
ادبیات جدید کشورهای منطقه را چگونه ارزیابی می کنید؛
من معتقدم که سیاستهای اعلامی ، اعمالی کشورها را باید از یکدیگر مجزا کنیم. باید اثر حضور رایس در منطقه را در آینده مطالعه کرد. در گفتار کشورهای خلیج فارس راهی از آن نمی توان یافت. بیانات این کشورها از اهمیت کمتری برخوردار است و باید وجه اعمالی این سیاست ها را در رفتارها واکنش های آنها جست .