آسیب شناسی ارکان انقلاب ایران/8
توطئه علیه رهبری قیام
1-2)القا شبهه و تردید نسبت به نظام ولایی:
از همان ماههای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی و همزمان با اقدامات عملی برای شکست نظام ولایی {که قبلا یادآوری شد} تهاجم فکری و فرهنگی در ترویج القائات و شبهات و مشوش کردن اذهان عمومی علیه نظام سیاسی اسلام و ولایت فقیه و حکومت دینی در دستور کار دشمنان قرار گرفته بود.
کد خبر: ۸۸۶۰۸
به خصوص هنگام تدوین قانون اساسی و تصویب اصل ولایت فقیه اقدامات شبه افکنی و چاپ مطالب و مقالات ضد نظام ولایی در روزنامه ها گسترش یافت.
پس از رحلت امام خمینی ره و ناکامی دشمنان در نقشه های عملی نسبت به حذف یا کنترل و کم رنگ کردن نقش رهبری و ولی فقیه ، تهاجم دشمن و عوامل داخلی آن به مبانی فکری و عقیدتی حاکمیت دین و نظام ولایی شدت گرفت و با یک برنامه منسجم و از قبل طراحی شده با امکانات و قدرت بیشتری وارد صحنه گشته ، استحاله انقلاب را تعقیب کردند.
از آنجا که تبیین و تحلیل تمام فعالیت های شبهه افکنانه دشمن بحث جامع و مستند و مستقلی را می طلبد که از حوصله این نوشتار بیرون است ، در این بخش برخی از عناوین را انتخاب کرده به طور اجمال به آنها اشاره می شود.
یک-انکار ساختار حکومت دینی
یک نمونه از شبهه ها و تحریف هایی که در حوزه اندیشه برای محدود ساختن دین مطرح می شود این است که کار دین ساماندهی روشها و رفتارها نیست و نباید از دین انتظار داشت که شیوه ها و راهکارهای عملی را در همه حوزه ها و از جمله حوزه های سیاست ، اقتصاد و مدیریت ارائه کند بلکه روشها به خود انسان ها و عقل بشری واگذار شده و کار دین هدایت فکری و ساماندهی اندیشه هاست.
البته حوزه اندیشه و عمل متلازم با یکدیگر نیستند و لازم نیست که به یک مبدا برگردند. بنابراین در شکل و ساختار حکومت باید به عقلا و روشهای متداول و مرسوم بین آنها مراجعه کرد و نه این که ماهیت دینی به آن داد.1
هرچند، در مقام نقد و پاسخ به این شبهات نمی باشیم اما به چند نکته اشاره می کنیم:
الف در فلسفه اسلامی و نیز اندیشه بسیاری از فلاسفه غرب ، تفکیک حوزه عقل نظری و اعتقادات و جهان بینی از عقل عملی و رفتارها و انکار ارتباط آنها با هم به هیچ وجه پذیرفته نیست و حاکمیت اندیشه بر عمل انسان ها یک امر انکارناپذیر است و هرگز نمی توان با جهان بینی الهی تابع ایدئولوژی مادی بود،عکس این اصل هم صادق است.
ب فلسفه وجودی دین به خصوص مکتب حیاتبخش اسلام ، هدایت جامع و کامل انسان و به فعلیت رساندن استعدادها و توانمندی های اوست.
این امر مستلزم این است که دین تمام عرصه های زندگی انسان بویژه سیاست ، مدیریت و رهبری را که در حکم مرکز هدایت و جهت دهنده حرکت کلی اجتماعی است پوشش دهد و اندیشه و عمل را راهنمایی کند.
در صورتی که پذیرش بخشی از دین و انکار بخش دیگر در حکم طرد کل دین است.
ج - مدیریت و رهبری جامعه دینی و حکومت اسلام را نباید با مشاغل جزیی همانند اداره یک شرکت کوچک و یا سازمانی بسته و محدود و امثال آن مقایسه کرد که این یک مغلطه بسیار عجیب است.
دو - غیردمکراتیک خواندن نظام ولایت فقیه
یکی از اساسی ترین شبهات و محورهایی که دشمنان برای آسیب رساندن به ولایت فقیه و نظام اسلامی آن را تعقیب می کنند، القا تضاد میان ولایت فقیه و دمکراسی است.
آن هم دمکراسی به قرائت غربی که به عنوان اوج اندیشه سیاسی امروز و بهترین الگوی حکومتی مطرح می شود.
زمینه اصلی پیدایش این آسیب ، تغافل از نظام مردم سالاری دینی و نادیده انگاشتن این واقعیت است که در فرهنگ اسلامی ، اراده هیچ کس برتر از اراده دیگران قرار نگرفته ، هیچ فردی حکمفرمایی و سلطه شخصی ندارد و تنها قانون الهی است که بر جامعه حکومت می کند.
امام خمینی در نقد این شبهه می فرماید: حکومت اسلام ، حکومت قانون است ، در این طرز حکومت حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست.
قانون اسلام ، یا فرمان خدا بر همه افراد و بر دولت اسلامی حکومت تام دارد و همه افراد، از رسول اکرم ص گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد تا ابد تابع قانون هستند.
2
سه - القا تضاد بین نظام ولایی و آزادی انسان
چنین القائ می کنند که عصر جدید، عصر رهایی و آزادی انسان و حاکمیت اراده اوست نه عصر حاکمیت خدا و دین و قوانین دست و پا گیر آن! و انسان محوری و خدامحوری قابل جمع نیستند. در فرهنگ اسلامی پذیرش نظام ولایی حیات طیبه انسانی را به دنبال دارد و هیچ گاه خدا محوری با کرامت و ارزشهای والای انسان و اختیارات او در تضاد نیست.
بلکه انسان خود انتخاب کننده نظام اعتقادی حقوقی و سیاسی اسلام است و این همان انقیاد و پذیرش دین است و رسولان و پیام آوران الهی ابلاغ کننده دستورات الهی و راهنمای راه سعادت او هستند.
از سوی دیگر مبنای دین و فلسفه حاکمیت و اجرای قوانین الهی تامین سعادت و کمال انسانی است که به تعبیر قرآن جز از طریق اجابت دعوت انبیا الهی نمی توان به حیات طیبه و حقیقت انسانیت دست یافت.
این تبعیت و استجابت آزادانه از دستورات دینی همان پذیرش خدامحوری و نظام ولایی است. یا ایها الذین امنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم 3 ای کسانی که ایمان آورده اید، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزی فرا خواندند که به شما حیات می بخشد، آنان را اجابت کنید.
پانوشت ها:
1-اساس و مبنای این مطلب به نظریه جدایی «عقل» از «دین » بر می گردد که به آن «ناسیونالیسم» گویند و عقل را بدون وحی ، قادر و توانای مدیریت انسان می داند و به عنوان یکی از محوری ترین مولفه های مدرنیسم از آن یاد می شود به گونه ای که عقل را تنها عنصر سعادت آفرین انسان تلقی می کنند. (ر.ک ، فرهنگ واژه ها، ص 532 عبدالرسول بیات و گروه نویسندگان ، موسسه اندیشه و فرهنگ دینی).
2-ولایت فقیه ، ص 34 امام خمینی ، موسسه نشر آثار امام چاپ ششم ، .1376
3-سوره انفال ، آیه 24