ترکیب ایده آل؛ جوانی به اضافه تجربه

از در کلاس که می آید تو، هیچ کس توجهی به او نمی کند. همه مشغول صحبت کردن و سروکله زدن با هم هستند. می رود پشت میز استاد می ایستد و بچه ها را نگاه می کند. بچه ها کم کم خودشان را جمع می کنند
کد خبر: ۸۸۳۷۶
و بعد پچ پچ ها شروع می شود: «یعنی استاده؛!»
با نگاه های پرسشگر، او را برانداز می کنند: «این که خیلی جوونه!» کیفش را روی میز می گذارد.
کتش را درمی آورد: «همسن و سال خود ماهاست!» او به بچه ها لبخند می زند. در این یکی دو سالی که تدریس را شروع کرده است ، همیشه در روز اول با چنین برخوردهایی روبه رو شده است. این جور وقتها، معمولا یاد استادان جوان خودش می افتد.
این که چطور ناباورانه نگاهشان می کرد و چطور گاهی حتی زیربار نمی رفت که استادند. آن وقت بقیه همکلاسی ها ساکتش می کردند و استاد، لبخند بر لب ، چهره او را، تا پایان ترم ، به خاطر می سپرد! زیرلب با خود می گوید: «هر چی عوض داره ، گله نداره!»
بعد به شاگردان جدیدش سلام می گوید و خودش را معرفی می کند... استادان جوان ، در دانشگاه های کشور ما، کمتر به چشم می خورند. آنها هم که هستند، سختی های بسیاری را تحمل کرده اند تا به این نقطه رسیده اند. بعد از آغاز تدریسشان هم ، مشکلات چند برابر می شود.
دانشجوها کمتر از آنها حرف شنوی دارند. گاهی هم کار را به جای باریک می کشانند و با پرسشهایشان بار و توان علمی آنها را می سنجند و مورد انتقاد قرار می دهند. استادان کهنه کار هم بعضا به دیده خاصی نگاهشان می کنند.
این موارد و برخی موارد غیرقابل ذکر، همه و همه دست به دست هم می دهند تا یک استاد، اگر فاصله سنی کمی با دانشجویانش داشته باشد با دشواری های بیشتری درخصوص تدریس روبه رو شود.
این در حالی است که امروزه در کشورهای پیشرفته ، استادان دانشگاه ها عموما جوان هستند. یعنی نظام آموزشی به گونه ای طراحی شده است که ضرورت استفاده از نیروهای جوان ، به مراتب بیشتر از نیروهای باتجربه و کار کشته است!
شاید یکی از دلایل این مساله ، رویکرد و نگاه فرهنگ غرب به مقوله «تجربه» باشد. در شرایطی که در سیستم آموزشی ما، یک استاد، شیوه تدریس و توانایی انتقال مفاهیم را، در طی سالیان تدریس به دست می آورد، در جوامع پیشرفته «آموزش شیوه های آموزش » سالهاست باب شده است.
به این ترتیب مهارت های لازم برای تدریس ، از طریق استادان باتجربه و صاحب سبک ، به جوانان منتقل می شود. یعنی یک استاد جوان ، حاصل یک عمر کار و تجربه استادش را، در حد وسع کلاسهای آموزشی می آموزد و اندوخته می کند و هنگامی که در کلاس درس حاضر می شود، لااقل به لحاظ نظری ، پشتوانه تدریس چندین ساله دارد.
بحث «آموزش شیوه های آموزش » چند صباحی است که در ایران هم به گوش می خورد. ولی معمولا محدود به چند درس است.
حضور پررنگ «آموزش شیوه های آموزش » را می توان تنها در موسسات آموزش زبان دید که پس از برگزاری آزمون و انتخاب نفرات برگزیده ای برای معلمی ، برای آنان «دوره آموزش معلمی » (Teacher's training course)برگزار می کنند و پس از پایان این دوره ، با آزمونی عملی برای سنجش توانایی های بالفعل تدریس ، نفرات برتر را برمی گزینند.
حال پرسش این است که آیا چنین شیوه ای می تواند برای تدریس دیگر درسها و رشته ها نیز به کار گرفته و فراگیر شود؛
دکتر فرزان سجودی ، عضو هیات علمی دانشگاه هنر، در پاسخ به این پرسش می گوید: «امکان چنین مساله ای کاملا وجود دارد. تا به حال نیز کارگاه های آموزشی حین خدمت تشکیل می شده اند و از این به بعد نیز حتما تشکیل خواهند شد. اما مشکل اینجاست که متاسفانه روحیه شرکت در سمینارها و کارگاه های آموزشی ، آنچنان که باید در جامعه دانشگاهی ما وجود ندارد.»
وی با اشاره به دانشگاه های تربیت معلم و تربیت مدرس که با توجه به نام و عنوانشان به نظر می رسد ترتیب معلم و استاد از اهم وظایفشان است ، می گوید: «در حال حاضر این دانشگاه ها تاحدود زیادی از آنچه گفته شده ، فاصله گرفته اند. یعنی کلاسهای ویژه تدریس معلمی و استادی ، اختیاری هستند و اگر دانشجو، آن واحدها را نگذراند، تنها گواهی معلمی دریافت نمی کند که در جایگاه و رتبه او نیز تاثیری نخواهد داشت.
به نظر من ، راه حل این مشکل ، ایجاد پویایی و شادابی مستمر و مداوم در دانشگاه ها و به وجود آوردن فضایی پرشور و پرانرژی ، در درون اعضای هیات علمی است».

استاد، جوان یا باتجربه؛!
پیش از این گفتیم که به نظر می رسد استادان جوان ، کمتر مجال حضور و تدریس در دانشگاه ها را پیدا می کنند و همین مساله باعث شده که میانگین سنی استادان دانشگاه ها افزایش پیدا کند.
در این مورد نیز نظر دکتر سجودی را جویا شدیم. او پاسخ خود را با تاکید بر این جمله آغاز کرد: «از آنجا که در مورد میانگین سنی استادان ، آمار مستندی وجود ندارد و آنچه مطرح می شود، تنها براساس مشاهدات است ، لذا باید در مورد آنچه گفته می شود، احتیاط کرد.
اگر بپذیریم که گفته های شما درست است ، آن وقت باید گفت این مساله در نفس خود ایرادی ندارد. یک استاد براساس دوره تعریف شده ای کار می کند. مراتب کاری خود را نیز از «استادیاری» آغاز می کند.
با گسترش دامنه تسلط و میزان پژوهش ها، تالیفات و حضور در سمینارهای معتبر علمی درجه خود را ارتقا می دهد و به «دانش یاری» و «استادی» می رسد.
پس اساسا بنا نیست یک استاد، پس از گذراندن این مراحل ، همچنان جوان باشد. البته همیشه استثناهایی وجود دارند که اساس بحث ما نیستند.
به این ترتیب ، اگر استادان و اعضای هیاتهای علمی ، پیوسته برای ارتقای توانایی های خود تلاش کنند و پویا باشند و دانش خود را پیوسته به روز کنند، آنگاه میانگین سنی بالا نیز مشکلی به وجود نمی آورد. مساله اینجاست که باز هم براساس مشاهدات ، به نظر می رسد این اتفاق در جامعه آکادمیک ما رخ نمی دهد.

گروه های آموزشی، استادان جوان
شرایط فعلی نظام آموزشی در دانشگاه های کشور ما به گونه ای است که گروههای آموزشی در دانشگاه ها، نسبت به ورود استادان جوان به مجموعه ، محافظه کارانه برخورد می کنند.
به این ترتیب فارغ التحصیلان جوانی که بار علمی مطلوبی دارند و توانایی بالقوه تدریس را نیز در خود احساس می کنند، نمی توانند وارد کادرهای آموزشی شوند؛ مگر این که از صافی های بسیاری عبور کنند.
این عده ممکن است با گذر زمان و گذشتن از برخی موانع ، بتوانند به هر شکل ممکن ، به مطلوبشان دست یابند؛ اما در این فاصله ، سالهایی را که می توانستند با تجربه عملی ، توانایی های خود را ارتقا دهند، از دست داده اند.
این جریان تاثیر متقابلی بر گروههای آموزشی دارد و سبب افت آنها می شود. این در حالی است که نظام آموزشی و قانون آن برای برقراری تناسب میان استادان جوان و استادان میانسال و کهنسال ، راهکاری مناسب اندیشیده است.
براین اساس ، یک استاد 4ساعت موظف به تدریس است و یک استادیار که جوانتر است و انرژی بیشتری دارد، 11ساعت. ولی آیا در عمل هم چنین اتفاقی می افتد؛! پاسخ دکتر فرزان سجودی این است : متاسفانه خیر.
استادان و اعضای هیاتهای علمی دانشگاه های مختلف ، معمولا به صورت حق التدریس ، در دانشگاه های دیگر تدریس می کنند.
استادی که بناست 4ساعت تدریس کند و بقیه زمان خود را به بازسازی علمی ، پژوهش ، تالیف و هدایت استادان دیگر اختصاص دهد، کمتر فرصتی برای این امور پیدا می کند. احساس تثبیت جایگاه ، احساس خطرناکی است که با تاسف باید گفت این روزها، در میان برخی استادان ، رایج شده است.
با به وجود آمدن این احساس ، حوزه دانشگاه به صورت یک قلمرو در می آید و تلاش برای نظارت ، کنترل و اعمال نفوذ بر آن ، بشدت افزایش پیدا می کند.

رقابت در علم
جهان امروز، جهان رقابت است. این رقابت در همه حوزه ها قابل لمس و مشاهده است. در حوزه تولید، یک محصول توسط شرکتهای مختلفی آماده و روانه بازار می شود.
به این ترتیب مصرف کنندگان ضمن داشتن قدرت انتخاب بیشتر، محصولی را انتخاب می کنند که کیفیت مناسب تری داشته باشد. این رقابت در بخش تحصیل نیز چند سالی است به منصه ظهور رسیده است. براین اساس ، به نظر می رسد گروههای آموزشی در دانشگاه ها، باید با وسعت نظر بیشتری ، نسبت به حضور و ورود فارغ التحصیلان جوان اما توانمند، به کادرهای آموزشی ، برخورد کنند. اندیشیدن راهکارهای مناسب برای جذب نیروهای مناسب امر خطیر تدریس ، باید در دستور کار واحدهای دانشگاهی قرار گیرد، تا با به وجود آمدن رقابت میان استادان ، ضمن افزایش قدرت انتخاب دانشجویان ، فضایی با نشاط و پویا در دانشگاههای سراسر کشور به وجود آید. ترکیب ایده آل جوانی و تجربه ، پلی است برای رسیدن به تولید علم.

رضا حاجی حسینی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها