زندان آخرین مجازات

فکر می کنم او که اکنون پشت آن حصار احتمالا سرد و احتمالا گنگ از خوابهای آشفته دم صبح ، پشت تمام کوچه ها و خیابان های شهر زندانی است ، چگونه می خواهد از فردا بخواند.
کد خبر: ۸۷۷۹۴

روزنامه زیرچشم من است و من رودرروی معاون دادستان تهران در امور زندان ها نشسته ام تا از زندان بگویم و بشنوم.
فکر می کنم از کجای زندان باید پرسید. حکم می دهند که کسی مجرم است و باید یک سال ، 2سال ، 10سال یا یک عمر در زندان بماند و تو باید در نیم یا یک ساعت از یک عمر بپرسی.
بپرسی که چرا هر کسی که پایش به دادگاه کشیده شد، باید یک توک پا برود زندان. آدمی که بدهکار است ، یعنی جرم. آدمی که پول دیه و مهریه ندارد، یعنی جرم. فکر می کنم روبه روی مقام مسوول نشسته ام.
یک ساعته از دست کم 80هزار آدم و 80هزار نفس در حبس مانده و سرنوشت فردایشان بپرسم و بشنوم که زندان زدایی سیاست قوه قضاییه برای کم کردن زندانی است.
همه باید کمک کنند، قاضی ها باید تا چشمشان به صندلی مقابل افتاد و آدمی که روی آن نشسته ، یاد آدم منهای آدم در زندان بیفتند.
و بشنوم که : همه راههای مجازات مجرمان به زندان ختم نمی شود. فکر می کنم چه کسی باید بهتر از همه این را بداند، زندانی ، قاضی ، رئیس زندان ، قاضی ناظر زندان ، چه کسی؛ مقام مسوول می گوید: از قاضی گرفته تا همه . و زندانی... همچنان خواب می بیند!


سازمان عریض و طویل زندان ها مسوول ساماندهی وضعیت زندانیان است. در این میان معاونتی به نام امور زندان ها در دادستانی بر چه اساسی تعریف شده است؛

سازمان زندان ها به عنوان سازمانی برای مدیریت و اداره زندان هاست و در واقع در حال حاضر بیشتر به مدیریت دوران محکومیت زندانیان می پردازد؛ اما معاونت امور زندان ها حلقه ارتباطی زندان و دستگاه قضایی است.
البته این معاونت ، یعنی معاونت دادستان در امور زندان ها فعلا فقط در تهران وجود دارد و در دیگر استان های کشور معاونتی به این نام نداریم. در استان های دیگر قاضی ناظر حضور دارد.

جایگاه قانونی این معاونت چیست و چرا در دیگر استان ها وجود ندارد؛
شاید این معاونت نیازمند تعریف است ؛ چرا که به نظر جایگاه خاصی در وضعیت فعلی ندارد و با توجه به لزوم ارتباط بین دستگاه قضایی به عنوان عامل و مجری صدور حکم زندان با زندانی در طول دوره محکومیت ، لازم است قوانین مربوط به آن حداقل در مراکز استان ها تدوین شود.

اشاره نکردید چه نیاز و مبنایی وجود معاونت امور زندان ها را توجیه می کند، این چه ضرورتی است که فقط در تهران دیده شده است؛
نظارت بر زندان نیاز به تخصص و تجربه دارد و این مساله به لحاظ جایگاه و موقعیت خاص و حساس زندان و اهمیت بسیار بالای دوران محکومیت در زندان و نقش آن در هدایت و برگشت زندانی به اجتماع ملموس تر به نظر می آید.
اگر با تسلط به تخصص و تجربه ، مقام قضایی بخواهد بر زندان و زندانی نظارت کند، قطعا موقعیت مناسب تری برای دستیابی به اهداف مورد نظر از زندانی کردن افراد نصیب زندانیان ، جامعه و قضات می شود.
اگر فقط به این مساله اکتفا کردیم که افراد را محکوم کنیم و به زندان بفرستیم و دیگر کاری به کار آنها نداشته باشیم ، هدف ما از زندانی کردن افراد مجرم محقق نمی شود. چرا که هدف از محکوم کردن مجرمان به زندان ، انتقام یا برخورد فیزیکی و قهری نیست ، بلکه هدف اصلاح افراد است.
این مساله را می توان طور دیگری نیز تعبیر کرد. در حالی که در حال حاضر بازیافت مواد صنعت رو به رشد است و در جهان امروز از منفورترین و پلشت ترین مواد زاید با عنوان صنعت بازیافت استفاده بهینه و دوباره می شود، صددرصد باید به این مساله بها بدهیم که بازیافت انسانها از جرم و بزه و برگشت دوباره آنها به زندگی در جامعه ضرورتی غیرقابل اغماض است.
این مساله در جامعه اسلامی وقتی اهمیت می یابد که به خودمان متذکر شویم انسان ها اشرف مخلوقات هستند و احیانا اگر دچار بزه شدند، با توجه به قابلیت های ذاتی خود می توانند با مراقبت و نظارت مناسب دوباره از سراشیبی سقوط به جاده تعالی و پیشرفت انسانی برسند.

به صورت واضح و مشخص ، بفرمایید چه هدفی برای فعالیت های خود قائل هستید؛
مطابق قانون پس از احیای دادسراها، دادستان وظیفه نظارت بر زندان را به عهده گرفت و این وظیفه با عنوان نظارت دادستان ها بر ضابطان قضایی مطرح شد. مطابق قانون ، زندانیان و رئیس زندان نیز ضابط قوه قضاییه است و بر این اساس ، معاونت امور زندان ها در شهری مانند تهران که در حال حاضر بین 24تا 25هزار زندانی دارد، پایه ریزی شد.

به حضور افرادی به نام قاضی ناظر در زندان ها اشاره کردید. رابطه و جایگاه این قضات با زندان ها چیست؛
در حال حاضر، جایگاهی به نام قاضی ناظر زندان در زندان ها تعریف شده است و 17نفر به عنوان قاضی ناظر زندان در زندانهای استان تهران در حال انجام وظیفه هستند.
این افراد قبل از تشکیل دادسرا 3نفر بودند؛ اما هم اینک به لحاظ اهمیت موضوع زندان و دقت در بالا بردن نظارت در کار زندانیان قضات که ناظر در حال افزایش هستند.

قضات ناظر زندان چه اهدافی را دنبال می کنند و چه وظایفی را به عهده دارند؛
سعی بر این است که با حضور قاضی ناظر در زندان ، اجازه ندهیم زندانی مدت زیادی با قرار در زندان بماند و اگر این اتفاق بیفتد، قاضی ناظر از شعب صادرکننده قرار پیگیری می کند تا سریع تر مشکل این زندانیان حل و راجع به آنها تصمیم گیری شود.
از دیگر وظایف قاضی ناظر، این است که اگر نواقصی در امکانات و نارسایی هایی در سیستم مدیریت و عملکرد مسوولان زندان و زندانبان ها دید، تذکر بدهد. در واقع قاضی ناظر وظیفه ساماندهی امور زندانیان و کمک به حل مسائل و مشکلات آنها را به عهده دارد و در این میان ، اگر فرد زندانی کسی را برای پیگیری کارهای خود نداشته باشد، قاضی ناظر از طریق مددکاران زندان به مسائل آنها رسیدگی می کند.

این قضات در زمینه مقوله هایی مانند مرخصی زندانیان چه اختیارات و چه وظایفی دارند؛
یکی از مهمترین مباحث و مقوله های مرتبط با زندانیان اعطای مرخصی به آنهاست. اعطای مرخصی به زندانیان ، سیاست جدی و راهبردی قوه قضاییه برای کم کردن آمار زندانیان و جلوگیری از تبعات زندان بر فرد زندانی ، خانواده و جامعه است.
سیاست اصلی ما این است که برای زندانیان مالی ، کسانی که به علت مهریه ، عجز از پرداخت دیه و یا دیگر دیه های مالی در زندان هستند، از طریق اعطای مرخصی بتوانند مشکل خود را حل کنند. یکی دیگر از این سیاست ها، آزادی مشروط زندانیان است.
چنانچه زندانی مدتی از حبسش را بگذراند و موعد خروجش از زندان نزدیک شود، با اعلام قاضی ناظر می تواند به شرط دارا بودن شرایط و احراز متنبه شدن وی در زندان ، در فهرست زندانیان منتظر آزادی قرار گیرد. تعیین وضعیت زندانیان رای باز یعنی زندانیانی که روزها خارج از زندان به سر می برند و شبها به زندان برمی گردند نیز با قاضی ناظر است.

با این حساب قاضی ناظر یعنی همه کاره زندان. پس تکلیف رئیس زندان و زندانبان ها چیست؛
قاضی ناظر به مثابه شخصی است که پس از صدور رای و در واقع انجام عمل جراحی از سوی قاضی از زندانی در دوران نقاهت او در زندان پرستاری می کند و قطعا این شخصی باید از بین قضات با تجربه ، متخصص و آشنا به علم حقوق و قضا و علوم انسانی از جمله روان شناسی و جامعه شناسی انتخاب شود.
این شخص با تجربه می تواند در کنار زندانبان ها و رئیس زندان و با نظارت بر کار آنها محیط مورد نظر را برای نتیجه گرفتن از حکم زندان ایجاد کند. با این حال ، هنوز تعریف روشنی از قضات ناظر، وظایف و جایگاه آنها وجود ندارد. البته جایگاه آن در آیین دادرسی مشخص است ؛ اما هنوز نقش آن در زندان های کشور تبیین نشده و انتخاب آنها هم قائل به روش خاصی نیست.

چطور هنوز در انتخاب مشخص با این اختیارات و وظایف مشکل وجود دارد؛
به این دلیل که به هر حال محیط زندان محیط مطلوب و مناسبی برای فعالیت و قضاوت نیست و خیلی ها ترجیح می دهند در محیط خارج از زندان فعالیت کنند. به این دلیل باید شرایطی ایجاد شود که قضات با رغبت و انگیزه بیشتری در این محیط کار کنند. به هر حال این افراد در ارتباط مستقیم با کسانی هستند که برخی از آنها آدمهای خطرناکی هستند و کار با آنها خطرناک است.

از مهمترین مقولاتی که در چند سال اخیر مطرح شده ، مبحث زندان زدایی است. تعریف شما از این مفهوم چیست؛ قرار است برای زندان و زندانی با این مفهوم و اجرایی شدن آن چه اتفاقی بیفتد؛
با اعمال سیاست زندان زدایی ، جمعیت زندانیان در طول 3تا 4سال از 165تا 170هزار نفر به 145هزار نفر کاهش یافته است.
در واقع هدف اصلی بحث زندان زدایی ، این است که کسانی را زندانی کنیم که واقعا راه دیگری برای متنبه کردن آنها نیست و برای آنها باید از زندان به عنوان آخرین حربه استفاده کرد.
در این صورت ، با کاهش جمعیت زندانیان براحتی می توانیم طرحهای مربوط به طبقه بندی و تفکیک زندانیان را اجرا کنیم. در حقیقت پایه و مبنای سیاست زندان زدایی اعمال مجازات های جایگزین حبس و جلوگیری از زندانی شدن افراد به دلیل جرایم صنفی است.
مثلا در بحث تصادفات نقص عضوها و خسارت هایی به افراد وارد می شود که اگر شرکتهای بیمه به وظایف خود عمل کنند، افرادی که مرتکب این جرایم غیرعمد شده اند، می توانند مطابق قانون و براساس اصول بیمه جبران خسارت کنند.

قطعا برای انجام چنین کاری و رسیدن به چنین هدفی ، یعنی کم کردن نقش و اهمیت زندان در درجات مختلف مجازات ، باید زمینه ها و انواع مجازات جایگزین مشخص شود. این اتفاق رخ داده است؛
مراجع ذی ربط باید در این زمینه وارد عمل شوند. مراجع و نهادهای مختلف باید کارهای صنفی و اختلافات خود را به محاکم قضایی و زندان نکشانند و مجازات های جایگزین حبس نیز بخوبی تدوین ، تبیین و اعمال شود. در این زمینه ، در حال تدوین مجازات ها و تلاش برای تصویب لایحه مجازات های جایگزین هستیم.

از همه اینها که بگذریم ، اگر همه مسوولان قضایی و زندان ها بسیج شوند و بگویند زندان مجازات مشخصی نیست ، با قضاتی که زندان را اولین و تنهاترین مجازات می دانند، چه کار باید کرد؛
در مرحله اول باید دیدگاه جامعه نسبت به زندان عوض شود و الان بسیاری از مردم زندان را نه آخرین که تنها و نخستین حربه برای مجازات افراد می دانند و به غیر از آن راضی نمی شوند.
به هر حال قضات هم جزیی از مردم و دارای همین فرهنگ هستند که باید با اعمال سیاست های مناسب ، این ذهنیت را تغییر داد.

برای تغییر دیدگاه قضات چه باید کرد؛ همه از بدیها و تبعات زندان می گویند؛ ولی در عمل برای هر اتفاقی اولین راه زندان است. برای تغییر این ذهنیت شما چه کرده اید؛
قوه قضاییه در حال پیگیری این مساله و تغییر این ذهنیت ها و در عین حال تدوین و تبیین اصول حبس زدایی است و سعی می کند همکاری مناسبی با مجامع و صنوف مختلف برقرار کند تا برای تدوین و اجرای مجازات های جایگزین حبس ، فضای مناسب را برای کاهش هر چه بیشتر زندانیان و افزایش تاثیر فضای زندان بر افراد ایجاد کند و به نقطه ای برسد که زندان تنها حایل میان مجرمان خطرناک و سابقه دار با مردم باشد و دیگر شاهد حضور تعداد زیادی از مردم به بهانه جرمهای دارای قابلیت جایگزینی با مجازات های دیگر در زندان نباشیم.

صولت فروتن
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها