پارادوکسی برای اجرای دموکراسی مشروط

15 عضو شورای امنیت در بیانیه ای تامل برانگیز از همه اعضای دولت آتی فلسطین که قرار است حماس آن را تشکیل دهد خواست تا ضمن پایان دادن بر مقاومت ، اسرائیل را به رسمیت شناخته و در چارچوب نقشه راه پایبند بماند.
کد خبر: ۸۷۷۱۴

دکتر مجید صفاتاج ، کارشناس مسائل خاورمیانه ، انتشار چنین بیانیه ای را از جانب یکی از نهادهای قدرتمند سازمان ملل ، پارادوکسی می داند که در راستای منافع قدرتهای جهانی به وجود آمده است.


شورای امنیت سازمان ملل چه هدفی را از انتشار بیانیه اخیر خود درخصوص حماس دنبال می کند؛
با توجه به نحوه شکل گیری و پیشینه تاریخی شورای امنیت سازمان ملل و دخالت صهیونیستها و قدرتهای جهانی و به وجود آمدن آن عملا اکثر قطعنامه های صادر شده از این نهاد در زمینه اشغال فلسطین در راستای منافع رژیم صهیونیستی بوده و یا به اجرا در نیامده است .نتیجه انتخابات فلسطین ، نشان داد که این انتخابات قطعا علیه رژیم صهیونیستی است و صدور این قطعنامه به منظور فشار به حماس صورت گرفته است . بنابر توافقنامه اسلو لازم است که دولتی مستقل در سرزمین های فلسطین تشکیل شود اما مدنظر امریکا و رژیم صهیونیستی از تشکیل این دولت ، دولتی بود که تحت کنترل آنها بوده و اسرائیل را به رسمیت بشناسد.در حال حاضر با پیروزی حماس که برخلاف جناح رقیب خود از حامیان انتفاضه ومقاومت علیه اشغالگری است ف نظر غرب برای مصالحه با اسرائیل و نابودی انتفاضه تامین نشده است و این گونه فشارها برای تبدیل حماس به نیروی خنثی به این گروه وارد می شود.این درحالی است که مصالحه و سازش و به مشروعیت شناختن اسرائیل از ذات حماس به دور است و رای مردم فلسطین به حماس رای به مقاومت بود. حماس تجربه عرفات در سازش با اسرائیل را به یاد دارد و بعید است با این رژیم به سازش برسد.

آیا شورای امنیت حق تعیین تکلیف برای ملتها را دارد؛
بر اساس منشور سازمان ملل ملتها برآمده از اراده دولتها هستند و این سازمان نمی تواند بر اراده ملتها تکلیف تعیین کند. حماس در انتخابات فلسطین با وجود جنبش فتح و سایر گروهها و شخصیت های فلسطینی انتخاب شد و رای به حماس رای به ادامه مقاومت بر ضد نیروهای اسرائیلی بود و اگر قرار بود مردم این کشور سازش با اسرائیل را بپذیرند نیازی به برگزاری چنین انتخاباتی نبود.این شورا با اتخاذ چنین رویکردی دچار یک پارادوکس است . طبق قطعنامه های سازمان ملل درخصوص سرزمین های اشغالی فلسطین و بازگشت سرزمین های 1967 رژیم صهیونیستی یک رژیم اشغالگر است . در منشور سازمان ملل تصریح شده است که این شورا باید از ملتها برای آزادسازی کشور خود حمایت کند و عدم توجه به آن مشروعیت ندارد. جدای از این موضوع این شورا حق ندارد تا سرزمین فلسطین را برای ملت آن تقسیم کند. سرزمین فلسطینی ها توسط اسرائیلی ها اشغال شده است و کنار گذاشتن مقاومت ، پذیرش دشمن متجاوز و اشغالگر است.

علی رغم فشارهای موجود بر فلسطینی ها لحن آرام تر این شورا نسبت به شهرک سازی صهیونیست ها و ادامه ساخت دیوارها چه معنایی دارد؛
این دو نکته نیز قبلا مورد توجه سازمان ملل بوده است و حتی از سوی دادگاه لاهه ساخت دیوار حائل به عنوان ساخت دیواری نژادپرستانه تاکید و این نظر از سوی شورای امنیت نیز مورد تایید قرار گرفته است اما اسرائیل به این نوع قطعنامه های بین المللی توجهی نکرده و حتی در مواردی با امضای برخی از توافقات به آن پشت پا زده است و در حقیقت می توان گفت ابراز نگرانی نسبت به احداث این شهرک ها و دیوار حائل از جمله روشهایی است که هنگام هر برنامه ریزی برای فلسطینیان عنوان و برحسب شدت مسائل با لحن های متفاوتی ابراز می شود.

تفسیر شروط دموکراسی از سوی نهاد اجرایی سازمان ملل چه مفهومی می تواند داشته باشد؛
در تعریف دموکراسی بین آنچه که در قاموس سیاسی جهان وجود دارد و تعریفی که دولتهای اقتدارگر از آن دارند تفاوت بسیار موجود است . آنچه از دید نظامهای مردم سالاری درخصوص حاکمیت بر سرنوشت خودشان تفاسیر می شود و تعابیر شورای امنیت و کشورهای غربی متفاوت است آنچه در فلسطین اتفاق افتاد تعریف دقیق دموکراسی به معنای انتخابات آزاد و انتخاب نمایندگان و نظام از سوی مردم است ولی این تعریف در تعریف دموکراسی مشروط قرار ندارد. دموکراسی مشروط در چنین واژگانی حکایت از نظام سلطه جهانی به معنای واقعی خود دارد و قدرتهای غربی دموکراسی را می پذیرند که با تعریف آن حکام مورد نظر آنها بر سر قدرت حاضر شوند تعبیری از آنچه که در عراق ، لبنان و فلسطین افتاد.

کتایون مافی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها