در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
راز این جنایت سوم خرداد 92 همزمان با تماس مرد جوان با پلیس فاش شد. ماموران وارد خانه این زوج جوان در خیابان سبلان شدند. شواهد نشان میداد زن جوان خفه شده است. سعید که موضوع را به پلیس اعلام کرده بود، در جریان تحقیقات گفت: «نرگس همسر دومم بود و صبحها زودتر از من به محل کارش میرفت. صبح وقتی بیدار شدم دیدم در خانه باز است. گمان کردم همسرم فراموش کرده در را ببندد، اما یکباره در آشپزخانه با جنازه نرگس روبهرو شدم. فکر میکنم افرادی ناشناس وارد خانهام شده و نرگس را به قتل رساندهاند. من عاشق همسرم بودم و نمیدانم چرا کشته شده است.
این ادعا در حالی مطرح شد که تحقیقات از اولیایدم نشان داد آنها سعید را قاتل دخترشان معرفی میکنند و سعید از همان ابتدای زندگی مشترک با نرگس اختلاف داشته و بارها او را کتک زده بود.
سرانجام دادسرا برای سعید به اتهام قتل همسرش کیفرخواست صادر کرد و پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه محاکمه در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران، اولیای دم برای سعید در خواست قصاص کردند.
متهم به قتل هم در دفاع از خود گفت: من در یک شرکت خودروسازی کار میکردم و با همسرم زندگی خوبی داشتم. من به او علاقهمند بودم و انگیزهای برای کشتناش نداشتم. پیش از این هم گفتهام وقتی از خواب بیدار شدم، متوجه شدم در خانه باز است. گمان میکنم افراد ناشناس نیمهشب وارد خانهام شدهاند و همسرم را کشتهاند. من بیدلیل دو سال است که در زندان هستم. در ادامه همسر سعید به عنوان گواه گفت: «این مرد بارها مرا کتک زده بود. او مرا تهدید به مرگ میکرد و چندبار میخواست مرا خفه کند. به همین خاطر با وجود داشتن فرزند از او جدا شدم و مدتی بعد فهمیدم با نرگس ازدواج کرده است.»
در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شده و سعید را به قصاص محکوم کردند. با اعتراض مرد جوان پرونده برای رسیدگی نهایی به شعبه 28 دیوان عالی کشور فرستاده شد و قضات این شعبه حکم قصاص را تائید کردند. سعید در صورتی که نتواند رضایت اولیای دم را کسب کند، بهزودی پای چوبه دار خواهد رفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: